اینکه ببینم یکی حالش بَده و من هیچ راه حلی ندارم برای بهتر کردن حالش،
حال خودم رو خیلی بد میکنه..
احساس ناکافی بودن میکنم این شرایط..
هدایت شده از کفترموفرفری
روزی که مجبور بشیم زمین رو تخلیه کنیم،
من روی سیاره ی مسکونی جدید،
عطر فروشی میزنم و از دلتنگی آدما کاسبی میکنم.
عطر خاک بارون خورده می فروشم،
عطر چمن کوتاه شده،
عطر زعفرون و برنج
عطر بازار خشکبار و ادویه،
بوی اقاقیا توی کوچه ها، تو و فصل بهار
و من فکر کردم که حالا که این عطر ها به دفعات به طور رایگان در دسترسم هستند، زندگی رو آسون تر بگیرم و ازشون استفاده کنم.
مخصوصاً عطر آدم هایی که نمیدونیم تا کی مجال بودن در کنارشون رو داریم"
شـاید نویسنده:)
روزی که مجبور بشیم زمین رو تخلیه کنیم، من روی سیاره ی مسکونی جدید، عطر فروشی میزنم و از دلتنگی آدما
از دلتنگی ادما کاسبی میکنم..
تو کلاس زبان باید جمله میساختیم،
بعد من این جمله رو نوشتم:
[من ناخن های قشنگی مثل بقیه دخترها ندارم.]
و معلمم فلش زد جلو جملهام نوشت:
[ ولی تو داریش:)]
خواستم بگم یه حرف میتونه کل روز یکی رو خوشحال نگه داره،
پس از هم دریغاش نکنیم!:)