وایوای دیشب رفته بودیم شهر بازی و سوار فیریزبی شدم(بعد از مدت هاااااا سوارش شدم)با دوستم و واقعا خیلی خوب بوددد و چون جوگیر شده بودیم برای دومین بارم باز رفتیم بعدش من بدجوررر حالم بهم خورده بود و تا یه ساعت بی حس شده بودم و اون دقیقا بر عکس من میخواست برای سومین بارم بریم و من اینجوری بودم که لطفاااا خفه شوووو و حتی الانم وقتی بهش فک میکنم احساس حالت تهوع میگیرم😭😭😭
هدایت شده از 𝑇ℎ𝑒 𝑠𝑡𝑜𝑟𝑦 𝑜𝑓 𝑟𝑎𝑖𝑛|روایت بآران
سلاام، روایت باران میخواد سومین تقدیمیشو بده ؛ 🎀
شما این پیام رو + پست مورد علاقتون فور میزنید توی چنل نازتون و تگش رو توی 🎬 میفرستین .
منم با توجه به وایب چنلتون، یه سریال انتخاب میکنم و یه ادیت با وایب چنلتون، از زوج همون سریال بهتون تقدیم میکنم. 🫂🤍