. 𝟥𝗂𝗀𝖺𝗋𝖾𝗍𝗍𝖾𝗌 ?
ای ناخـدا ، ناخــدای من ! من هم رهـسپـار جنــگل شدم به این امیــد که اندیشــمندانه زندگی کنم . میخواستم زنـدگیم ژرف و معــنا دار باشد و تمام عصــارهی حــیات را فرو برم . تا ریــشه کن کنم هرچه آنچه را که زندگی بخــش نیست و نمــیخواهم لحظهی مــرگ دریــابم زندگــی نکردهام . چرا که کــارپه دیــم ؛ دم را غنمــیت شمار !
عزیزم اگر میدونستی انقدر دوستت دارم همچنان اینجوری باهام رفتار میکردی.؟