ترجیح میدم یه ربات بمونم تا اینکه مورد پسند بقیه باشم
حتی اگه باعث بشه همه چی بدتر شه
حس میکنم دارم برمیگردم به دوران دبستانم، بدون هیچ صمیمیتی با افراد
فقط این بار به خواست خودمه نه از ناتوانیم .
اونا میگن من وقتی عصبانی میشم نمیفهمم چی میگم
ولی فک کنم این خودشونن که نمیخوان حقیقتو بپذیرن!
هدایت شده از '𝘕𝘰𝘵𝘩𝘪𝘯𝘨
یهشبایی تو زندگی آدمیزاد هست که بعد از ساعتها فکر و خیال، به خودش میاد و میبینه روحش، از اعماق وجود داره گریه میکنه، ولی از چشماش هیچ اشکی نمیاد.