سلام دوستان عزیز پیامها ی قرآنی رابیشتر مشاهده کنید وبه دیگران کانال رامعرفی نمایید تا استقبال بیشتری برای دیدن داشته باشند اجرکم عند الله. https://eitaa.com/mefahimqoran
#حفظ_موضوعی۸
#خداشناسی
اسماء و اوصاف خدای متعال
ب) مهمترین_اوصاف_ذات
۲. #علم_الهی
#آگاهی_خدا_از_نیات_درونی
#آیه
وَلَقَد خَلَقنَا ٱلإِنسَٰنَ وَنَعلَمُ مَا تُوَسوِسُ بِهِۦ نَفسُهُۥۖ وَنَحنُ أَقرَبُ إِلَيه مِن حَبلِ ٱلوَرِيدِ
همانا انسان را آفريديم و همواره آنچه را كه باطنش [نسبت به معاد و ديگر حقايق] به او وسوسه مى كند، مى دانيم، و ما به او از رگ گردن نزديك تريم
إِذ يَتَلَقَّى ٱلمُتَلَقِّيَانِ عَنِ ٱليَمِينِ وَعَنِ ٱلشِّمَالِ قَعِيد
[ياد كن] دو فرشته اى را كه همواره از ناحيه خير و از ناحيه شر، ملازم انسان هستند و همۀ اعمالش را دريافت كرده و ضبط مى كنند.
مَّا يَلفِظُ مِن قَولٍ إِلَّا لَدَيه رَقِيبٌ عَتِيد
هيچ سخنى را به زبان نمى گويد جز اينكه نزد آن [براى نوشتن و حفظش] نگهبانى آماده است؛
تفسير:
در ادامه ببینید.https://eitaa.com/mefahimqoran
ادامه #حفظ_موضوعی۸
تفسير: كمترين سخنان شما را هم مىنويسند! در اين آيات بخش ديگرى از مسائل مربوط به معاد مطرح مىشود و آن مساله ثبت و ضبط اعمال انسانها براى روز حساب است. نخست از علم بى پايان خدا و احاطه علمى او به انسانها سخن گفته، مىفرمايد: "ما انسان را آفريديم و وسوسههاى نفس او را مىدانيم"( وَ لَقَدْ خَلَقْنَا اَلْإِنْسٰانَ وَ نَعْلَمُ مٰا تُوَسْوِسُ بِهِ نَفْسُهُ )." توسوس "از ماده" وسوسه "به گفته راغب در مفردات به معنى افكار نامطلوبى است كه از دل انسان مىگذرد، و اصل آن از كلمه" وسواس "گرفته شده كه به معنى صداى زينت آلات و همچنين پيام و صداى مخفى است. منظور در اينجا اين است كه وقتى خداوند از خطورات قلبى آنها و وسوسههاى زودگذرى كه از فكر آنها مىگذرد آگاه است مسلما از تمام عقائد و اعمال و گفتار آنها با خبر مىباشد، و حساب همه را براى روز حساب نگه مىدارد. جمله" و لَقَدْ خَلَقْنَا اَلْإِنْسٰانَ " ممكن است اشاره به اين نكته باشد كه خالق بشر محال است از جزئيات وجود او بيخبر بماند، آنهم خلقتى كه دائم و مستمر است، زيرا لحظه به لحظه فيض وجود از ناحيه خداوند به ممكنات مىرسد كه اگر يك دم رابطه ما با او قطع شود همه نابود مىشويم، همانگونه كه نور آفتاب لحظه به لحظه از اين منبع فيض بخش يعنى كره خورشيد جدا مىشود و در فضا پخش مىگردد (بلكه چنان كه خواهيم گفت ارتباط ما با ذات مقدس او از اينهم بالاتر است). آرى او خالق است، و خلقتش دائم و مستمر، و ما در جميع حالات وابسته به وجود او هستيم، با اين حال چگونه ممكن است او از ظاهر و باطن ما بيخبر باشد؟! و در ذيل آيه براى روشنتر ساختن مطلب مىافزايد: "و ما به او از رگ قلبش نيز نزديكتريم" ( وَ نَحْنُ أَقْرَبُ إِلَيْهِ مِنْ حَبْلِ اَلْوَرِيدِ ). چه تعبير جالب و تكان دهندهاى، حيات جسمانى ما وابسته به رگى است كه خون را به طور مرتب از يك سو وارد قلب و از يك سو خارج كرده به تمام اعضا مىرساند كه اگر يك لحظه در عمل آن وقفه رخ دهد فورا مرگ به سراغ انسان مىآيد. خداوند از رگ قلب ما نيز به ما نزديكتر است.
با اين احاطه علمى خداوند، و بودن ما در قبضه قدرت او، تكليف ما روشن است، نه افعال و گفتار ما از او پنهان است، و نه انديشهها و نيات، و حتى وسوسههايى كه از قلب ما مىگذرد. توجه به اين واقعيت انسان را بيدار مىكند، و به مسئوليت سنگين و پرونده دقيق او در دادگاه عدل الهى آشنا مىسازد، و از انسان بيخبر و بى تفاوت، موجودى هوشيار و سر به راه و متعهد و با تقوا به وجود مىآورد. در حديثى آمده است كه روزى" ابو حنيفه "خدمت امام صادق ع عرض كرد من فرزندت" موسى "را ديدم كه نماز مىخواند، و مردم از جلوى او عبور مىكردند و آنها را نهى نمىكرد، در حالى كه اينكار مطلوب نيست! امام صادق ع فرمود فرزندم موسى را صدا زنيد، حضرت را صدا كردند، امام صادق ع سخن ابو حنيفه را براى فرزندش موسى ابن جعفر ع تكرار فرمود، در جواب عرض كرد اى پدر! ان الذى كنت اصلى له كان اقرب الى منهم، يقول اللّٰه عز و جل وَ نَحْنُ أَقْرَبُ إِلَيْهِ مِنْ حَبْلِ اَلْوَرِيدِ !: " كسى كه من براى او نماز مىخواندم از آنها به من نزديكتر بود، چنان كه خداوند متعال مىفرمايد: ما به انسان از رگ قلب او نزديكتريم. امام صادق ع او را در آغوش گرفت، و فرمود: بابى انت و امى يا مستودع الاسرار: " پدر و مادرم به فدايت باد، اى كسى كه اسرار الهى در قلبت به وديعت نهاده شده".
در آيه بعد مىافزايد:" به خاطر بياوريد هنگامى را كه دو فرشته سمت راست و چپ انسان كه مراقب و ملازم او هستند اعمال او را گرفته و ضبط مىكنند( إِذْ يَتَلَقَّى اَلْمُتَلَقِّيٰانِ عَنِ اَلْيَمِينِ وَ عَنِ اَلشِّمٰالِ قَعِيدٌ). يعنى علاوه بر احاطه علمى خداوند به ظاهر و باطن انسان، دو فرشته نيز مامور حفظ و نگاهدارى حساب اعمال اويند كه از طرف راست و چپ از او مراقبت مىكنند، پيوسته با او هستند و لحظهاى جدا نمىشوند، تا از اين طريق اتمام حجت بيشترى شود، و تاكيدى باشد بر مساله نگاهدارى حساب اعمال. "
آخرين آيه مورد بحث باز روى مساله فرشتگان ثبت اعمال تكيه كرده، مىگويد: "هيچ سخنى را انسان تلفظ نمىكند مگر اينكه نزد آن فرشتهاى مراقب و آماده براى انجام ماموريت است"(مٰا يَلْفِظُ مِنْ قَوْلٍ إِلاّٰ لَدَيْهِ رَقِيبٌ عَتِيدٌ ).
در آيه گذشته سخن از ثبت تمامى اعمال آدمى بود، و در اين آيه روى خصوص الفاظ و سخنان او تكيه مىكند، و اين به خاطر اهميت فوق العاده و نقش مؤثرى است كه گفتار در زندگى انسانها دارد، تا آنجا كه گاهى يك جمله مسير اجتماعى را به سوى خير يا شر تغيير مىدهد. و هم به خاطر اينكه بسيارى از مردم سخنان خود را جزء اعمال خويش نمىدانند، و خود را در سخن گفتن آزاد مىبينند، در حالى كه مؤثرترين و خطرناكترين اعمال آدمى همان سخنان او است. https://eitaa.com/mefahimqoran
بنا بر اين ذكر اين آيه بعد از آيه گذشته از قبيل ذكر خاص بعد از عام است. "رقيب" به معنى مراقب و "عتيد" به معنى كسى است كه مهياى انجام كار است...به كسى كه چيزى را ذخيره و نگهدارى مىكند نيز "عتيد" گفته مىشود "عتيد" همان دو فرشتهاى است كه در آيه قبل به عنوان "متلقيان" از آنها ياد شده است، فرشته سمت راست نامش "رقيب" و فرشته سمت چپ نامش "عتيد" است.
دوست نزديكتر از من به من است
وين عجبتر كه من از وى دورم!
چكنم با كه توان گفت كه دوست در كنار من و من مهجورم!
╭━═━⊰ 🍃🌸🍃 ⊱━═━╮
https://eitaa.com/mefahimqoran
╰━═━⊰ 🍃🌸🍃 ⊱━═━╯
#حفظ_موضوعی۸
#خداشناسی
اسماء و اوصاف خدای متعال
ب) مهمترین_اوصاف_ذات
۲. #علم_الهی
#آگاهی_خدا_از_نیات_درونی
#آیه
وَلَقَد خَلَقنَا ٱلإِنسَٰنَ وَنَعلَمُ مَا تُوَسوِسُ بِهِۦ نَفسُهُۥۖ وَنَحنُ أَقرَبُ إِلَيه مِن حَبلِ ٱلوَرِيدِ
همانا انسان را آفريديم و همواره آنچه را كه باطنش [نسبت به معاد و ديگر حقايق] به او وسوسه مى كند، مى دانيم، و ما به او از رگ گردن نزديك تريم
إِذ يَتَلَقَّى ٱلمُتَلَقِّيَانِ عَنِ ٱليَمِينِ وَعَنِ ٱلشِّمَالِ قَعِيد
[ياد كن] دو فرشته اى را كه همواره از ناحيه خير و از ناحيه شر، ملازم انسان هستند و همۀ اعمالش را دريافت كرده و ضبط مى كنند.
مَّا يَلفِظُ مِن قَولٍ إِلَّا لَدَيه رَقِيبٌ عَتِيد
هيچ سخنى را به زبان نمى گويد جز اينكه نزد آن [براى نوشتن و حفظش] نگهبانى آماده است؛
تفسير:
در ادامه ببینید.https://eitaa.com/mefahimqoran
ادامه #حفظ_موضوعی۸
تفسير: كمترين سخنان شما را هم مىنويسند! در اين آيات بخش ديگرى از مسائل مربوط به معاد مطرح مىشود و آن مساله ثبت و ضبط اعمال انسانها براى روز حساب است. نخست از علم بى پايان خدا و احاطه علمى او به انسانها سخن گفته، مىفرمايد: "ما انسان را آفريديم و وسوسههاى نفس او را مىدانيم"( وَ لَقَدْ خَلَقْنَا اَلْإِنْسٰانَ وَ نَعْلَمُ مٰا تُوَسْوِسُ بِهِ نَفْسُهُ )." توسوس "از ماده" وسوسه "به گفته راغب در مفردات به معنى افكار نامطلوبى است كه از دل انسان مىگذرد، و اصل آن از كلمه" وسواس "گرفته شده كه به معنى صداى زينت آلات و همچنين پيام و صداى مخفى است. منظور در اينجا اين است كه وقتى خداوند از خطورات قلبى آنها و وسوسههاى زودگذرى كه از فكر آنها مىگذرد آگاه است مسلما از تمام عقائد و اعمال و گفتار آنها با خبر مىباشد، و حساب همه را براى روز حساب نگه مىدارد. جمله" و لَقَدْ خَلَقْنَا اَلْإِنْسٰانَ " ممكن است اشاره به اين نكته باشد كه خالق بشر محال است از جزئيات وجود او بيخبر بماند، آنهم خلقتى كه دائم و مستمر است، زيرا لحظه به لحظه فيض وجود از ناحيه خداوند به ممكنات مىرسد كه اگر يك دم رابطه ما با او قطع شود همه نابود مىشويم، همانگونه كه نور آفتاب لحظه به لحظه از اين منبع فيض بخش يعنى كره خورشيد جدا مىشود و در فضا پخش مىگردد (بلكه چنان كه خواهيم گفت ارتباط ما با ذات مقدس او از اينهم بالاتر است). آرى او خالق است، و خلقتش دائم و مستمر، و ما در جميع حالات وابسته به وجود او هستيم، با اين حال چگونه ممكن است او از ظاهر و باطن ما بيخبر باشد؟! و در ذيل آيه براى روشنتر ساختن مطلب مىافزايد: "و ما به او از رگ قلبش نيز نزديكتريم" ( وَ نَحْنُ أَقْرَبُ إِلَيْهِ مِنْ حَبْلِ اَلْوَرِيدِ ). چه تعبير جالب و تكان دهندهاى، حيات جسمانى ما وابسته به رگى است كه خون را به طور مرتب از يك سو وارد قلب و از يك سو خارج كرده به تمام اعضا مىرساند كه اگر يك لحظه در عمل آن وقفه رخ دهد فورا مرگ به سراغ انسان مىآيد. خداوند از رگ قلب ما نيز به ما نزديكتر است.
با اين احاطه علمى خداوند، و بودن ما در قبضه قدرت او، تكليف ما روشن است، نه افعال و گفتار ما از او پنهان است، و نه انديشهها و نيات، و حتى وسوسههايى كه از قلب ما مىگذرد. توجه به اين واقعيت انسان را بيدار مىكند، و به مسئوليت سنگين و پرونده دقيق او در دادگاه عدل الهى آشنا مىسازد، و از انسان بيخبر و بى تفاوت، موجودى هوشيار و سر به راه و متعهد و با تقوا به وجود مىآورد. در حديثى آمده است كه روزى" ابو حنيفه "خدمت امام صادق ع عرض كرد من فرزندت" موسى "را ديدم كه نماز مىخواند، و مردم از جلوى او عبور مىكردند و آنها را نهى نمىكرد، در حالى كه اينكار مطلوب نيست! امام صادق ع فرمود فرزندم موسى را صدا زنيد، حضرت را صدا كردند، امام صادق ع سخن ابو حنيفه را براى فرزندش موسى ابن جعفر ع تكرار فرمود، در جواب عرض كرد اى پدر! ان الذى كنت اصلى له كان اقرب الى منهم، يقول اللّٰه عز و جل وَ نَحْنُ أَقْرَبُ إِلَيْهِ مِنْ حَبْلِ اَلْوَرِيدِ !: " كسى كه من براى او نماز مىخواندم از آنها به من نزديكتر بود، چنان كه خداوند متعال مىفرمايد: ما به انسان از رگ قلب او نزديكتريم. امام صادق ع او را در آغوش گرفت، و فرمود: بابى انت و امى يا مستودع الاسرار: " پدر و مادرم به فدايت باد، اى كسى كه اسرار الهى در قلبت به وديعت نهاده شده".
در آيه بعد مىافزايد:" به خاطر بياوريد هنگامى را كه دو فرشته سمت راست و چپ انسان كه مراقب و ملازم او هستند اعمال او را گرفته و ضبط مىكنند( إِذْ يَتَلَقَّى اَلْمُتَلَقِّيٰانِ عَنِ اَلْيَمِينِ وَ عَنِ اَلشِّمٰالِ قَعِيدٌ). يعنى علاوه بر احاطه علمى خداوند به ظاهر و باطن انسان، دو فرشته نيز مامور حفظ و نگاهدارى حساب اعمال اويند كه از طرف راست و چپ از او مراقبت مىكنند، پيوسته با او هستند و لحظهاى جدا نمىشوند، تا از اين طريق اتمام حجت بيشترى شود، و تاكيدى باشد بر مساله نگاهدارى حساب اعمال. "
آخرين آيه مورد بحث باز روى مساله فرشتگان ثبت اعمال تكيه كرده، مىگويد: "هيچ سخنى را انسان تلفظ نمىكند مگر اينكه نزد آن فرشتهاى مراقب و آماده براى انجام ماموريت است"(مٰا يَلْفِظُ مِنْ قَوْلٍ إِلاّٰ لَدَيْهِ رَقِيبٌ عَتِيدٌ ).
در آيه گذشته سخن از ثبت تمامى اعمال آدمى بود، و در اين آيه روى خصوص الفاظ و سخنان او تكيه مىكند، و اين به خاطر اهميت فوق العاده و نقش مؤثرى است كه گفتار در زندگى انسانها دارد، تا آنجا كه گاهى يك جمله مسير اجتماعى را به سوى خير يا شر تغيير مىدهد. و هم به خاطر اينكه بسيارى از مردم سخنان خود را جزء اعمال خويش نمىدانند، و خود را در سخن گفتن آزاد مىبينند، در حالى كه مؤثرترين و خطرناكترين اعمال آدمى همان سخنان او است.https://eitaa.com/mefahimqoran
بنا بر اين ذكر اين آيه بعد از آيه گذشته از قبيل ذكر خاص بعد از عام است. "رقيب" به معنى مراقب و "عتيد" به معنى كسى است كه مهياى انجام كار است...به كسى كه چيزى را ذخيره و نگهدارى مىكند نيز "عتيد" گفته مىشود "عتيد" همان دو فرشتهاى است كه در آيه قبل به عنوان "متلقيان" از آنها ياد شده است، فرشته سمت راست نامش "رقيب" و فرشته سمت چپ نامش "عتيد" است.
دوست نزديكتر از من به من است
وين عجبتر كه من از وى دورم!
چكنم با كه توان گفت كه دوست در كنار من و من مهجورم!
@aqquran
#حفظ_موضوعی۹
#خداشناسی
اسماء و اوصاف خدای متعال
ب) مهمترین_اوصاف_ذات
۲. #علم_الهی
#همراهی_همیشگی_خداوند_با_ما
#همراهی_و_احاطه_همیشگی_خداوند
#آیه
هُوَ ٱلَّذِي خَلَقَ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلأَرۡضَ فِي سِتَّةِ أَيَّامࣲ ثُمَّ ٱستَوَىٰ عَلَى ٱلعَرشِۖ يَعلَمُ مَا يَلِجُ فِي ٱلأَرۡضِ وَمَا يَخرُجُ مِنهَا وَمَا يَنزِلُ مِنَ ٱلسَّمَآءِ وَمَا يَعرُجُ فِيهَا وَهُوَ مَعَكُم أَينَ مَا كُنتُم وَٱللَّهُ بِمَا تَعمَلُونَ بَصِير
#ترجمه
اوست كه آسمان ها و زمين را در شش روز آفريد، سپس بر تخت فرمانروايى و تدبير امور آفرينش چيره و مسلط شد آنچه در زمين فرو مى رود و آنچه از آن بيرون مى آيد و آنچه از آسمان نازل مى شود، و آنچه را در آن بالا مى رود مى داند و او با شماست هرجا كه باشيد، و خدا به آنچه انجام مى دهيد، بيناست.
تفسير:
در ادامه ببینید
https://eitaa.com/mefahimqoran
#حفظ_موضوعی۹
#تفسیر
مىفرمايد: "او با شماست هر جا كه باشيد" ( وَ هُوَ مَعَكُمْ أَيْنَ مٰا كُنْتُمْ ). "و چون چنين است او به آنچه انجام مىدهيد بصير و بينا است" ( وَ اَللّٰهُ بِمٰا تَعْمَلُونَ بَصِيرٌ ). چگونه او با ما نباشد در حالى كه ما نه تنها در وجود كه در بقاء خود لحظه به لحظه به او متكى هستيم و از وى مدد مىگيريم، او روح عالم هستى است، او جان جهان است، بلكه او برتر از اين و آن است! از زمانى كه به صورت ذره خاكى در گوشهاى افتاده بوديم، و از آن لحظهاى كه به صورت جنين در شكم مادر قرار داشتيم او با ما بود، و در تمام عمر، و در عالم و برزخ نيز همه جا با ما است، آيا با اين حال ممكن است از ما بيخبر باشد؟! راستى اين احساس كه او همه جا با ما است از يك سو به انسان عظمت و شكوه مىبخشد و از سوى ديگر اطمينان و اعتماد به نفس مىدهد و شجاعت و شهامت در او مىآفريند، و از سوى سوم احساس مسئوليت شديد مىبخشد، چرا كه او همه جا حاضر و ناظر و مراقب است، و اين بزرگترين درس تربيت است، آرى اين اعتقاد ريشه اصلى تقوى و پاكى و درستكارى انسان است و هم رمز عظمت و بزرگى او. اين يك واقعيت است كه او هميشه و همه جا با ما است، نه يك كنايه و مجاز، حقيقتى كه از يك سو دلپذير و دلانگيز و روحپرور است، و از سوى ديگر رعبانگيز و مسئوليت آفرين! لذا در حديثى از پيغمبر گرامى اسلام ص نقل شده است كه فرمود: ان من افضل ايمان المرء ان يعلم ان اللّٰه تعالى معه حيث كان: " برترين مرحله ايمان انسان اين است كه بداند هر جا باشد خدا با او است" . در حديث ديگرى مىخوانيم كه موسى عرض كرد: اين اجدك يا رب؟. " كجا تو را بيابم اى پروردگار"؟! قال: يا موسى اذا قصدت الى فقد وصلت الى!:" خطاب آمد كه اى موسى هر زمان اراده من كنى به من رسيدهاى"! . اصولا اين "معيت" (همراه بودن خدا با بندگان) به قدرى ظريف و دقيق است كه هر انسان متفكر و مؤمنى به مقدار انديشه و ايمانش آن را درك مىكند و از عمق آن با خبر مىگردد.
#تفسیر_نمونهhttps://eitaa.com/mefahimqoran
#حفظ_موضوعی۱۰
#خداشناسی
اسماء و اوصاف خدای متعال
ب) مهمترین_اوصاف_ذات
۲. #علم_الهی
#عالم_محضر_خداست
#آیه
أَلَم يَعلَم بِأَنَّ ٱللَّهَ يَرَىٰ (١٤)
مگر ندانسته كه قطعاً خدا [همۀ كارهايش را] مى بيند؟
تفسير:
" آيا او نمىداند كه خداوند همه اعمال او را مىبيند" و همه را براى حساب و جزا ثبت و ضبط مىكند؟! ( أَ لَمْ يَعْلَمْ بِأَنَّ اَللّٰهَ يَرىٰ ). تعبير به قضيه شرطيه در آيات فوق اشاره به اين است كه اين [کافر] طغيانگر مغرور لا اقل اين احتمال را بايد بدهد كه پيامبر اسلام ص بر طريق هدايت است، و دعوتش دعوت به سوى تقوى است، همين احتمال براى اينكه جلو طغيان او را بگيرد كافى است. بنا بر اين مفهوم اين آيات ترديد در هدايت و دعوت پيامبر ص به سوى تقوى نمىباشد، بلكه اشاره به نكته ظريف بالاست. ...
نكته: عالم هستى محضر خدا است توجه به اين واقعيت كه هر كارى را انسان انجام مىدهد در پيشگاه خدا است، و اصولا "تمام عالم هستى محضر خدا است" ،و چيزى از اعمال و حتى نيات آدمى از او پنهان نيست، مىتواند روى برنامه زندگى انسان اثر زياد بگذارد، و او را از خلافكاريها باز دارد، مشروط بر اينكه ايمان به اين مطلب واقعا در دل او جاى گيرد و به صورت يك باور قطعى در آيد. در حديثى مىخوانيم: اعبد اللّٰه كانك تراه فان لم تكن تراه فانه يراك: "خدا را آن چنان عبادت كن كه گويى او را مىبينى و اگر تو او را نمىبينى او تو را به خوبى مىبيند". نقل مىكنند بيدار دلى بعد از گناهى توبه كرده بود، و پيوسته مىگريست، گفتند: چرا اينقدر گريه مىكنى؟ مگر نمىدانى خداوند متعال غفور است؟ گفت: آرى، ممكن است او عفو كند، ولى اين خجلت و شرمسارى كه او مرا ديده چگونه از خود دور سازم؟! گيرم كه تو از سر گنه درگذرى زان شرم كه ديدى كه چه كردم چكنم؟!
╭━═━⊰ 🍃🌸🍃 ⊱━═━╮
https://eitaa.com/mefahimqoran
╰━═━⊰ 🍃🌸🍃 ⊱━═━╯
سلام عليكم
اوقات شما بخیر و سعادت 🌹
یک شنبهها حدود ساعت ۴ و ربع بعداز ظهر
مجلس نورانی حدیث شریف کساء
و توسل و روضه و سخنرانی
بصورت زنده در کانال زیر پخش میشود
کسانی که حاجتی دارند
میتوانند در مجلس حضور داشته باشند.
(مجلس بصورت صوتی پخش میشود
تا حدود بیست میگ بیشتر از نت شما
مصرف نشود.)
موفق و رستگار باشید. 🌸
نشانی کانال برنامه سلوک الی الله در ایتا
@yaranhagh110