eitaa logo
🌻🌻حافظان وحی مفاهیم قرآن🌻🌻
183 دنبال‌کننده
1.3هزار عکس
2هزار ویدیو
10 فایل
حفظ ومفاهیم قرآن کریم
مشاهده در ایتا
دانلود
دلهای دلبسته به قرآن پیر نمی شوند ارواح مستقر در قرآن هرگز دچار وحشت نمی شوند  حافظه ای که آیات قرآن را به یاد می آورد و یاد می گیرد کهنه نمی شود پس با قرآن همراه باشید تا همیشه شاد باشید . بیا با نور زندگی کنیم.https://eitaa.com/mefahimqoran
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
تفاوت انضباط و انگیزه ✅ انگیزه شروع میکنه ✅✅ انضباط تموم میکنه با دفتر حفظ کمکتون میکنیم این روند رو به راحتی طی کنید .https://eitaa.com/mefahimqoran
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
📌 طرح مطالعاتی  تفسیر المیزان و تسنیم  📁 بررسی سوره مبارکه بقره (جلسه ۲۰۶) 🎤تبیین:استاد دکتر علی غلامی     «حافظ از چشمه حکمت به کف آور جامی بو که از لوح دلت نقش جهالت برود» 🌷🌷🌷 https://eitaa.com/mefahimqoran 👈
🎇الم نجعل الارض مهادا ⚡️دانشمند معارض چگونه اندیشمندی موافق شد 👈ابن مقفع در ابتدا در کیش مانی بود و سالها با آزادی کامل با اسلام و قرآن به مبارزه پرداخته و شبهات و اشکالات زیادی در میان مردم منتشر ساخته بود. از همین روست که می گویند او باب بُرزویه طبیب را به قصد شک انداختن در دل مردم بر کتاب «کلیله و دمنه» افزود. [ . ابن مقفع، مرحوم عباس اقبالی.] «ابن مقفع» روزی در بغداد از کوچه ای می گذشت، ناگهان صدای کودکی او را به خود جلب کرد که با آواز زیبا و صدای دلنشین چنین قرآن می خواند: «أَ لَمْ نَجْعَلِ الْأَرْضَ مِهاداً وَ الْجِبالَ أَوْتاداً وَ خَلَقْناکُمْ أَزْواجاً وَ جَعَلْنا نَوْمَکُمْ سُباتاً وَ جَعَلْنَا اللَّیْلَ لِباساً وَ جَعَلْنَا النَّهارَ مَعاشاً...» [ . سوره نبأ، آیه 5 و 6 و 7.] 🔅«آیا زمین را گاهواره و کوهها را میخهایی قرار ندادیم؟ شما را نر و ماده آفریدیم و خواب را برای شما وسیله آسایش و آرامش گردانیدیم و (تاریکی) شب را برای شما لباس و پوشاکی قرار دادیم (تا سیاهی شب همچون پرده شما را بپوشاند) و روزی برای شما وقت کار و کوشش گردانیدیم...» ▪️ابن مقفع به محض شنیدن کلام خدا در حالی که سکوت سراپای وجودش را فراگرفته بود، بی اختیار ایستاد ودر تفکّر و سکوت غرق شد، آنقدر ایستاد تا آن پسر بچه سوره را به پایان رساند. او سخن نو شنیده بود که نه شعر بود و نه نثر. ولی آهنگی زیباتر از شعر و بیان رساتر از نثر داشت. زیبایی لفظ و شیوایی اسلوب و هماهنگی روشن قرآن نظرش را به خود جلب کرد و موجی از لذت و شادی در روانش پدید آمد. لذتی که قرآن به او داد غیر از آن بود که تا آن وقت از سایر انواع سخن می برد. ابن مقفع که خود در فصاحت و سخن شناسی بی مانند بود با شنیدن این آیات تکان دهنده فطرت دینی او بیدار گشت و با هیجان و جذبه ای گفت: شکی نیست که این گفتار عالی ساخته اندیشه کوتاه بشر نیست. ▪️رویارویی کوچکی ابن مقفع مانوی را با قرآن آشنا کرد، چهره قرآن در نظرش دگرگون شد. احساس کرد که دنیای جدیدی را برای او کشف شده است. ▪️ بی درنگ از همانجا برگشت و با قدمهای محکم به سوی «عیسی بن علی» عموی منصور رفت و گفت: نور اسلام در قلب من تابیده است و دریچه ای از جهان وسیع و پهناور در برابر دیدگانم باز شده و دگرگونی عمیقی در من به وجود آمده است و می خواهم در حضور تو به دین اسلام مشرف شودم. عیسی با تعجب گفت: تو که یک عمر با قرآن مبارزه کرده ای علّت روی آوردنت به اسلام چیست؟ ▪️وی ماجرا را بیان کرد و عیسی در پاسخ گفت: این کار شایسته است که در یک مجلس رسمی در حضور علما و امرای لشکر و در نزد طبقات مردم انجام گیرد. بنابراین فردا به همین منظور پیش من بیا. ▪️همان روز شب هنگام ابن مقفع شروع به زمزمه کرد و وردهای مخصوصی که مانویان و زرتشتیان موقع غذا خوردن، می خوانند، خواند. عیسی رو به او کرد و گفت: آیا با اینکه قصد داری مسلمان شوی باز هم طبق روش دیرینه خود به زمزمه مشغول هستی! ابن مقفع گفت: من که هنوز به طور رسمی به آیین جدید «اسلام» داخل نشده ام و نمی توانم مراسم و تشریفات آن را بجا آورم، چگونه می توانم از کیش مانوی دست بردارم و شبی را به روز آورم در حالی که به هیچ مذهب و کیشی پایبند نباشم. من از اینکه شبی را در بی دینی به روز آورم ناراحت هستم. ▪️ بامداد فردا از طرف «عیسی بن علی» مجلس با شکوهی برای اسلام آوردن ابن مقفع ترتیب داده شد. طی مراسمی شهادتین بر زبان جاری کرد و مسلمان شد و موسوم به «عبدالله» و دارای کنیه «ابو محمد» گردید. آشنایی او با اسلام و تعالیم حیاتبخش قرآن، بینش جدید و عمیقی در او به وجود آورد و طرز فکر جهان بینی اش را به کلی دگرگون ساخت. ▪️ او قلم خود را مثل شمشیر برنده بود بر ضد دستگاه خلافت منصور به کار انداخت و طوری جهان را بر منصور تنگ کرد که منصور فریاد زد آیا کسی هست مرا از شر ابن مقفع نجات دهد؟ ▪️سرانجام ابن مقفع به دست یکی از دژخیمان منصور بنام «سفیان بن معاویه» امیر بصره به وضعی سخت و فجیع هلاک گردید و بر او تهمت «زندقه»،یعنی کافر نهادند، امّا حقیقت آن است که او بیش از هر چیز قربانی رشک و کینه دشمنان خویش شده است. 📚 ابن مقفع، تألیف: حنا الفاخوری مصری، مکتب اسلام، 1/1362.https://eitaa.com/mefahimqoran
این پیام را بادقت مطالعه کنید ودلرا متوجه فهم معارف قرآن کنید ارزش دارد عمر گرانمایه رادر راه قرآن وتدبر قرآن بکار گیریم و به کانال حافظان وحی مفاهیم قر آن بپیوندید https://eitaa.com/mefahimqoran
📝 شرح و تفسیر حکمت:۴۳۲ 💫 ویژگی‌های اولیاء الله ↩️ نيز قبلا (در خطبه 203) خوانديم كه امام(عليه السلام) مى فرمايد: «أَخْرِجُوا مِنَ الدُّنْيا قُلُوبَكُمْ مِنْ قَبْلِ أَنْ تَخْرُجَ مِنْهَا أَبْدَانُكُم; دل هاى خود را از دنيا خارج كنيد پيش از آن كه بدن هاى شما خارج شود». آنگاه در پنجمين وصف مى فرمايد: «آنچه را ديگران از دنيا بسيار مى بينند اولياء الله كم مى شمرند و رسيدن به آن را از دست دادن آن محسوب مى كنند»; (وَرَأَوُا اسْتِكْثَارَ غَيْرِهِمْ مِنْهَا اسْتِقْلاَلاً، وَ دَرَكَهُمْ لَهَا فَوْتاً). اين يك واقعيت است كه دنياپرستان هنگامى كه به مال يا ثروت زياد يا مقام مهمى مى رسند در نظرشان بسيار زياد است در حالى كه دوستان خدا آن را متاع بى ارزشى مى دانند، تا آن جا كه اميرمؤمنان على(عليه السلام) تمام دنيا و آنچه در زير افلاك واقع شده را كمتر از برگ درختى مى داند كه در دهان ملخى جويده شده است و سپس مى افزايد: على را با نعمت هايى كه به زودى فانى مى شود چه كار؟: «إِنَّ دُنْياكُمْ عِنْدِى لاََهْوَنُ مِنْ وَرَقَة فِى فَمِ جَرَادَة تَقْضَمُهَا مَا لِعَلِى وَ لِنَعِيم يفْنَى وَ لَذَّة لاَ تَبْقَى».[3] جمله «وَ دَرَكَهُمْ لَهَا فَوْتاً» اشاره به اين است كه اولياءالله رسيدن به زرق و برق و اموال و مقامات دنيوى را نه تنها براى خود افتخارى نمى دانند بلكه آن را سبب از دست دادن توفيقات بيشتر و مهمترى محسوب مى دارند; درست به عكس دنياپرستان كه آن را افتخار مى شمرند هرچند توفيقات بيشترى را براى رسيدن به معنويات از دست بدهند. و در ششمين و هفتمين وصف مى فرمايد: «با آنچه دنياپرستان با آن در صلح اند دشمن اند و با آنچه دنياپرستان با آن دشمن اند در صلح اند»; (أَعْدَاءُ مَا سَالَمَ النَّاسُ، وَ سَلْمُ مَا عَادَى النَّاسُ!). روشن است كه دنياپرستان با شهوات دنيا ولذات نامشروع آن وافتخار ومباهات به فزونى مال و ثروت پيوند دوستى بسته اند چيزى كه اولياءالله با آن مخالف اند و از سويى ديگر، دنياپرستان، با تقوا و پرهيزكارى و زهد و ايثار و فداكارى دشمن اند همان چيزهايى كه اولياءالله با آن پيمان صلح و دوستى بسته اند. اولياءالله طرفدار حق اند و دنياپرستان مخالف آن، چون اجراى حق منافع كثيف آن ها را بر باد مى دهد و به عكس، اولياءالله دشمن ظلم و ستم هستند چيزى كه دنياپرستان پيوسته از آن طرفدارى مى كنند زيرا اهداف شوم آن ها را تحقق مى بخشد. در هشتمين و نهمين توصيف آن ها مى فرمايد: «كتاب خدا (قرآن مجيد) به وسيله آن ها فهميده مى شود و آن ها نيز به وسيله قرآن حقايق را درك مى كنند»; (بِهِمْ عُلِمَ الْكِتَابُ وَبِهِ عَلِمُوا). آرى از يك سو حق جويان و حق طلبان به سراغ آن ها مى روند و حقايق قرآن را از آن ها دريافت مى دارند و از سويى ديگر خود آن ها نيز به سراغ قرآن مى روند و حقايق را از آن درمى يابند و به تعبير ديگر سرچشمه فهم مردم از قرآن، آن ها هستند و سرچشمه علوم آن ها قرآن است. قرآن مجيد در سوره عنكبوت آيه 49 مى فرمايد: «(بَلْ هُوَ آياتٌ بَيناتٌ فى صُدُورِ الَّذينَ أُوتُوا الْعِلْمَ); ولى اين آيات روشنى است كه در سينه دانشوران جاى دارد». و در جاى ديگر مى فرمايد: (فَاسْأَلُوا أَهْلَ الذِّكْرِ إِنْ كُنْتُمْ لاَ تَعْلَمُونَ).[4] ✍ پی نوشت: [3]. نهج البلاغه، خطبه 224. [4]. نحل، آيه 43. ↩️ ادامه دارد...https://eitaa.com/mefahimqoran
💧 گریه‌ی شوق! توصیف امام باقر علیه السلام از اولین خطبه نماز جمعه حضرت مهدی علیه‌السلام ☀️ امام باقر علیه السلام : ✓ « حضرت مهدی علیه السلام وارد مسجد کوفه می‌شود بالای منبر می‌رود و شروع به خطبه خواندن می‌کند در حالی که مردم از شدت گریه‌ی شوق، نمی‌فهمند او چه می‌گوید!». ⁙ «يَدْخُلُ حَتَّى يَأْتِيَ الْمِنْبَرَ فَيَخْطُبُ فَلَا يَدْرِي النَّاسُ مَا يَقُولُ مِنَ الْبُكَاءِ...». 📚 کشف الغمه، ج‏۲، ص۴۶۳ علیه‌السلام. https://eitaa.com/mefahimqoran