#همه_ما_آپاراتچی_هستیم
🔸
آپاراتچی فیلمی است اقتباسی و متکی به متن. یعنی متن دارد و این امتیاز فیلم است در دوره بازگشت سینمای ایران به فیلمفارسی که آواز دارد و عرق سگی و حسرت دهه پنجاه. قصد ورود ندارم اما حرف دارم در این باب.
من یکی از راه حل های فقر متن را اقتباس میدانم.
آپاراتچی یک پرتره هم هست. و این بار ...
ادامه در پست بعدی
👇👇👇👇
#همه_ما_آپاراتچی_هستیم
🔸
آپاراتچی فیلمی است اقتباسی و متکی به متن. یعنی متن دارد و این امتیاز فیلم است در دوره بازگشت سینمای ایران به فیلمفارسی که آواز دارد و عرق سگی و حسرت دهه پنجاه. قصد ورود ندارم اما حرف دارم در این باب.
من یکی از راه حل های فقر متن را اقتباس میدانم.
آپاراتچی یک پرتره هم هست. و این بار پرتره آدمی غیرمشهور و شهرستانی عشق سینما. پرتره، این سالها غلبه دارد در سینمای جهان و ایران.
آپاراتچی اما یک حرف دارد و یک درد که شاید جماعت تهرونی و تهراننشین ندانند و نفهمند آن را. نقش اول یا بخوانید قهرمان آپاراتچی، شهرستانی است و این یعنی همان جمله رضا ناجی در آغاز فیلم:
- الفاتحه !
این حرف علی طاهرفر در این فیلم را همه هنرمندان شهرستانی زیستهاند.
علی طاهرفر به جز در یکی دو مورد نرفته سراغ بازیگران مشهورپایتخت و کاش همین چند نفر را هم نمیرفت سراغشان. تکیه او به بازیگران تبریز بوده و عمدتا ترکزبان. از شهرام خزرایی تا دیگران. دوست داشتم حمید مجدآبادی و هاشم چاووشی و حتی مهدی لزیری را ببینم در آپاراتچی. اما هم ملاحظات کارگردان و هم رساندن فیلم به جشنواره و ملاحظات فارابی را نیز شاید در نظر گرفت باید. التفات، بایرام، شهباز، ایوب و جلیل، همه دوستداشتنی اند در فیلم. و نیز حیدر، پدر جلیل،
بهترین بازی را از رضا ناجی دیدم. و در درجه دوم از تورج الوند. و بسیار به دلم نشست دو بازی. یکی بازی ساده و راحت فاطمه مسعودیفر و دیگری بازی علیرضا استادی که خاطرات مرحوم آقای ملکوتی را زنده کرد.
قصد نقد ندارم که ادای وظیفه است برای فیلم موفق یک برادر و یک همکار در تلویزیون تبریز.
و آخرین حرف:
پایان فیلم عالی بود. پدر جلیل او را حلال کرد و جلیل، پدر را بر کول گرفته با نور آپارات راه تاریک را روشن میکند.
🔸
#مهدی_نعلبندی / دارالولایه تبریز/ ۳ بامداد چهارشنبه ۸ فروردین ۱۴۰۳
@mehdinaobandi