-
یک شب وقتی پائول درحال برگشت از سرکارش است به چیزی مشکوک بر میخورد؛ ماشین همکارش با چراغی شکسته!! وقتی پائول ماشین او را متوقف میکند طی اتفاقاتی ناگهان متوجه میشود در صندوق عقب، جنازهی دو زن مخفی شده. همکارش سعی به قتل پائول میکند اما پلیس ها میرسند و او نجات پیدا میکند💀.
-
-
ماه ها از آن اتفاق میگذرد و پائول تحت رواندرمانی قرار میگیرد؛ او که هنوز نتوانسته از شوک ماجرا بیرون بیاید زندگیای افسرده کننده را میگذراند. اما همه چیز با اتفاقات آینده قرار است بدتر شود. روزی همسرِ پائول، شارلوت، برای او یک ماشین تحریر قدیمی هدیه میگیرد. پائول که از این بابت خوشحال است از ماشین تحریر جدیدش استفاده میکند.
-
-
شب که پائول در اتاق خواب خود آرمیده ناگهان صداهایی از طبقهی پایین میشنود...صدای تایپ ماشین تحریر قدیمی است!! هرشب صدا ها میآیند و آرامش را از او و خانواده اش میگیرند. اما این همهی ماجرا نیست. همزمان با صدای تایپ ها روی کاغذ هم چیزی تایپ می شود: همان حرفی که دو زنِ به قتل رسیده توسط همکار پائول پیش از مرگ گفته بودند!!
-
-
آیا روح آن دو زن میخواهند به پائول پیغامی برسانند؟! ماشین تحریر چگونه شب ها ناگهان و خود به خود شروع به تایپ کردن میکند؟! روانشناس پائول چگونه میتواند به اون کمک کند؟! آیا ممکن است همهی این ماجرا دسیسه چینی باشد و کار کسی باشد که پائول او را میشناسد؟! و مهم تر از همه، او از این ماجرا زنده بیرون میآید؟!
-