هدایت شده از سید حسین
🅾انحراف نزدیکان پیامبرص 🅾
✅سعدبن ابی وقاص
( از ده نفر اول یاران پیامبرص) بود.که همراه با علی ع علیه کفار ودشمنان اسلام شمشیر میزد .
✅خود سعد میگوید :
در شعب ابی طالب پوست شتری یافتم ، سوزاندم وخوردم وسه روز از مرگ پیشگیری کردم .
✅همین سعد فداکار وعاشق رسول خدا ص، وقتی به رفاه وتجملات واشرافیگری روی می اورد، دشمن علی ع میشود ودر جبهه معاویه قرار میگیرد
✅سعد بن ابی وقاص ،شبث بن ربعی را که جزو اشراف مکه بود به بصره اورد ،شبث ۴۰۰۰ نفر رابه کربلا آورد وآب را بر روی امام حسین ع و یارانش بست .
✅وفرزندش عمر سعد فرمانده لشکر یزیدو قاتل امام حسین ع شد.
اشرافیت وانحراف کار را به اینجا رسانید.
✅از بزرگترین خیانت های هاشمی نفوذ دادن حسن روحانی خبیث در ارکان نظام بود که امروز درحال خیانت است.
✅سران فتنه ۸۸ دقیقا مانند عمر سعد وشبث بن ربعی عمل کردند
چون منحرف شدند .
سید حسین
هدایت شده از عکس نوشته و استیکرمذهبی
#السلام_علیک_یا_حسن_بن_علی_المجتبی_ع
#شهادت_امام_مجتبی_تسلیت
گﻔﺘﻢ ﺣﺴﻦ ﻭ ﮐﻮﭼﻪ ﯼ ﺑﯽ ﻓﺎﻃﻤﻪ ﺩﯾﺪﻡ
ﮔﻔﺘﻢ ﺣﺴﻦ ﻭ ﻏﺮﺑﺖ ﺑﯽ ﺧﺎﺗﻤﻪ ﺩﯾﺪﻡ
ﮔﻔﺘﻢ ﺣﺴﻦ ﻭ ﺩﺭﺩﺩﻟﻢ ﺳﻬﻢ ﺧﺪﺍ ﺷﺪ
ﮔﻔﺘﻢ ﺣﺴﻦ ﻭﺳﻤﺖ ﺑﻘﯿﻊ ﻋﺸﻖ ﺻﺪﺍ ﺷﺪ
ﮔﻔﺘﻢ ﺣﺴﻦ ﻭ ﺯﻫﺮ ﺟﻔﺎ ﯾﺎﺩ ﻣﻦ ﺍﻓﺘﺎﺩ
ﮔﻔﺘﻢ ﺣﺴﻦ ﻭ ﮔﺮﯾﻪ ﻣﯿﺎﻥ ﺳﺨﻦ ﺍﻓﺘﺎﺩ
ﮔﻔﺘﻢ ﺣﺴﻦ ﻭﺷﯿﻌﻪ ﮐﻤﯽ ﯾﺎﺩ ﻏﻤﺶ ﮐﺮﺩ
ﮔﻔﺘﻢ ﺣﺴﻦ ﻭﺯﻫﺮﭼﻪ ﺑﺎﺭﻭﺡ ﻭﺗﻨﺶ ﮐﺮﺩ
ﮔﻔﺘﻢ ﺣﺴﻦ ﻭ ﺷﻌﺮ ﺑﻪ ﺁﻏﺎﺯ ﺩﺭ ﺁﻣﺪ
ﮔﻔﺘﻢ ﺣﺴﻦ ﻭ ﺭﻭﺡ ﺑﻪ ﭘﺮﻭﺍﺯ ﺩﺭ ﺁﻣﺪ
ﮔﻔﺘﻢ ﺣﺴﻦ ﻭﺍﺷﮏ ﺧﺪﺍﺭﯾﺨﺖ ﺑﻪ ﻧﺎﻣﺶ
ﮔﻔﺘﻢ ﺣﺴﻦ ﻭ ﺧﻀﺮ ﻧﺒﯽ ﮐﺮﺩ ﺳﻼﻣﺶ
ﮔﻔﺘﻢ ﺣﺴﻦ ﻭﺍﺷﮏ ﻭﺧﺪﺍ،ﭘﺲ ﻗﻠﻢ ﺍﻓﺘﺎﺩ!
ﮔﻔﺘﻢ ﺣﺴﻦ ﻭ ﺟﻮﺩ ﻭ ﺳﺨﺎ ﺑﺮ ﺩﻟﻢ ﺍﻓﺘﺎﺩ
ﮔﻔﺘﻢ ﺣﺴﻦ ﻭﮔﺮﯾﻪ ﻭﯾﮏ ﺩﺷﺖ ، ﻏﺮﯾﺒﯽ
ﮔﻔﺘﻢ ﺣﺴﻦ ﻭﺟﻌﺪﻩ ﻭﭼﻪ ﺻﺒﺮ ﻋﺠﯿﺒﯽ!!
ﮔﻔﺘﻢ ﺣﺴﻦ ﻭ ﭼﺎﻩ ﻋﻠﯽ ﻧﺎﻟﻪ ﯼ ﻏﻢ ﺩﺍﺩ
ﮔﻔﺘﻢ ﺣﺴﻦ ﻭ ﺷﯿﻌﻪ ﺑﻪ ﺍﻭ ﯾﺎﺭﯼ ﮐﻢ ﺩﺍﺩ
ﮔﻔﺘﻢ ﺣﺴﻦ ﻭﻓﺎﻃﻤﻪ ﺻﺪ(ﯾﺎ ﻭﻟﺪﯼ ) ﮔﻔﺖ
ﮔﻔﺘﻢ ﺣﺴﻦ ﻭﺳﻮﺭﻩ ﯼ ﺣﻤﺪﺻﻤﺪﯼ ﮔﻔﺖ
ﮔﻔﺘﻢ ﺣﺴﻦ ﻭ ﺷﺎﻩ ﺧﺮﺍﺳﺎﻥ ﺑﻪ ﻧﺪﺍ ﮔﻔﺖ
ﮔﻔﺘﻢ ﺣﺴﻦ ﻭﭘﺎﺳﺦ ﻣﻦ ﺷﻤﺲ ﺭﺿﺎ ﮔﻔﺖ
ﮔﻔﺘﻢ ﺣﺴﻦ ﻭ ﻧﺎﻡ ﺣﺴﻦ ﺑﺎﻧﯽ ﻣﻦ ﺷﺪ
ﮔﻔﺘﻢ ﺣﺴﻦ ﻭ ﺫﮐﺮ ﺣﺴﻦ ﻭﺍﺩﯼ ﻣﻦ ﺷﺪ
ﮔﻔﺘﻢ ﺣﺴﻦ ﻭﺳﺒﺰﺗﺮﯾﻦ ﺻﻮﺕ ﺻﺪﺍ ﮐﺮﺩ
ﮔﻔﺘﻢ ﺣﺴﻦ ﻭ ﺷﻮﺭ ﺑﻪ ﮐﺮﺏٌ ﻭ ﺑﻼ ﮐﺮﺩ
ﮔﻔﺘﻢ ﺣﺴﻦ ﻭ ﻧﺎﻣﻪ ﯼ ﺍﻋﻤﺎﻝ ﮔﺸﻮﺩﻡ
ﮔﻔﺘﻢ ﺣﺴﻦ ﻭ ﻣﺮﺛﯿﻪ ﯼ ﻋﺸﻖ ﺳﺮﻭﺩﻡ
🏴 @Allah_Almighty
🏴💔🏴
هدایت شده از عکس نوشته و استیکرمذهبی
1_5118456382277812320.mp3
6.11M
▪️روضه جانسوز
#غربت #امام_حسن(علیه السلام)
👈از لسان گرم حجت الاسلام #دارستانی/حاج حسین #سیب_سرخی
✔️ویژه نامه ۲۸ ماه صفر
#شهادت_امام_حسن_علیه_السلام
@Allah_Almighty
🏴💔🏴
هدایت شده از 🇵🇸بصیر🇮🇷
🏴🏴🏴🏴🏴
🏴🏴🏴🏴
🏴🏴🏴
🏴🏴
🏴
🏴سالروز شهادت اول حاکم حکومت اسلامی حضرت محمد مصطفی (صلّی الله و علیه و آله و سلّم) تسلیت باد🏴
🔰امام خامنه ای (۷۷/۷/۲۶):
🔻همیشه بیاد داشته باشید چیزی که در صدر اسلام توانست جهاد پیامبر و مومنان را معطل بگذارد، دشمنان نقابدار بود❗️
🏴🏴🏴🏴🏴🏴🏴🏴🏴🏴🏴🏴🏴🏴
🏴سالروز شهادت رابع اهل کساء حضرت امام حسن مجتبی (علیه السلام) تسلیت باد🏴
🔰امام خامنه ای (۵۱/۱/۲۴):
🔻امام مجتبی (علیه السلام) شجاعترین چهره تاریخ اسلام است، حتی از پدرش علی (علیه السلام) و برادرش حسین (علیه السلام) شجاعتر است، چراکه حاضر شد نام و محبوبیت خود در میان دوستان را فدای اسلام بکند.
🏴
🏴🏴
🏴🏴🏴
🏴🏴🏴🏴
🏴🏴🏴🏴🏴
هدایت شده از کانال ܝوܢܚ݅ܝ̇ߺܭَـــܝܨ و ܢ̣صــــیܝࡅ߳ߺߺܙ
✍چند خط درد دل
✅و در این نزدیکی سیدی هست که چون فاطمه مادر دارد
🔹همه گفتند که این قافله رهبر دارد.
🔸همه گفتند علی مالک اشتر دارد.
🔹همه گفتند که یاور دارد.
🖋و کسی نیست قلم بردارد . . .
✍بنویسد که ز ِ یاران ِ علی،
🔹یک نفر هست درون مایه اشعر دارد.💪
🔸و در این توطئه ها شیوه دیگر دارد.
🔹که رَوَد پای سپیدار و تبر بردارد . . .
🔸غربت اینجاست که بنیامین هم،
🔹یوسفی را به لب چاه آرَد . . . !
✅و در این نزدیکی، سیدی هست کز آنکس که بر او حقّ ِ برادر دارد،
🔸دل ِ خونتر دارد.
🔹چه کسی حق دارد،
🔸قبل ِ این شاه ِ ولایت قدمی بردارد . . . ؟
🔹نکند ملّت ما دایه بهتر دارد ؟!
🔸بله این منطقه ، خرزهره و شبدَر دارد.
🔹ما نترسیم ، سپیدار و صنوبر دارد.
🔸قمری هست که یک ملت اختر دارد.
🔹او حسینی ست که یک ملت اکبر دارد . . .
🔸و هنوزم که هنوز است ، عدوّیست که نسل از هُوَ الاَبتَر دارد.
🔹و خدا در رَه این توطئه ها سوره کوثر دارد.
🔸که بر این سرور ما لطف ، پیمبر دارد.
🔹کسی از آل علی هست که بر دست ، تواناییِ خیبر دارد.
🔸که چو دریاست و صد علقمه لشکر دارد.
🔹و دلش ارث فداکاری را ، ز علمدار دلاور دارد.
🔸و همین جا خبر از کرب و بلایی دارد، که دو سنگر دارد . . .
🔹طرفی حنجر حق گوی و دِگر سوی ، ببین ! دشنه و خنجر دارد . . .
🔸بِهَراسید که این قائله آخر دارد.
🔹کدخدایی ست در این دهکده طاقت دارد
طاقتش حد دارد !
🔸یادتان رفته که این معرکه داور دارد..؟
🔹یادتان رفته که این میکده ساغر دارد..؟
🔸و کسی هست دلی معجزه آور دارد.
🔹کهکشانی ست که آذر دارد.
🔸صدفی هست که گوهر دارد.
🔹سیدی هست که از نسل پیمبر...
✅سیدی هست که چون " فاطمه " مادر دارد . . .
⚡️اللهم احفظ قائدنا الامام خامنه ای⚡️
هدایت شده از 🇮🇷 گفتمان بسوی ظهور 🇮🇷
مهدی جان؛ همه این عالم هستی، در انتظاری سخت بسر می برند.
__________________________
__________________________
🌧⏰🌧⏰🌧⏰🌧⏰
اشک کودکان جاری است، و جنایات انسان نماهایی که نام دین و عدالت را یدک می کشند، انچنان بزرگ است که تنها، وجود تو می تواند آرامش و عدالت را به جهانیان عرضه کند.
مولا جان؛ بیا و مرحم زخمهایمان باش، قلبها در سینه به سختی می تپد، و چقدر انتظار سخت است.
بیا و چشمان منتظران را به نور زیبایت و چهره ملکوتی ات روشن کن.
_________________________
_________________________
امام صادق [علیه السلام] فرمودند:
خداوند حکیم برای بنی اسرائیل چنین مقدر فرمود که به مدت چهارصد سال در رنج و عذاب باشند وقتی عذاب و سختی بر بنی اسرائیل به طول انجامید، چهل روز به درگاه خداوند گریه و ناله کردند؛ پس از این مدت خداوند به موسی [ع] و هارون [ع] وحی فرستاد که بنی اسرائیل را از شر فرعون نجات دهند.
اما از چهارصد سال، صد و هفتاد سال باقی مانده بود که خداوند از آن صرف نظر فرمود.
آنگاه امام صادق [ع] فرمودند:
شما نیز اگر این گونه عمل کنید [چهل روز گریه و ناله و دعا به درگاه خداوند داشته باشید] خدای متعال قطعا فرج ما را می رساند. اما اگر چنین نباشید، امر فرج تا آخرین حد خود به تاخیر خواهد افتاد.
📘تفسیر عیاشی، جلد2، صفحه154
__________________________
__________________________
به حدیث توجه داشتید؟
شیعیان چه فراوان هستند، محبان حضرت مهدی [عج] چه زیاد هستند اما معدودند آنهایی که بر عهد خود پا بر جا می مانند
__________________________
__________________________
🌧⏰🌧⏰🌧⏰🌧⏰
هدایت شده از تقویم شیعه
آخر صفر شهادت امام رضا علیه السلام
شهادتنامه (قسمت اول)
خبر از شهادت خویش به اباصلت
اباصلت هروی می گوید:
من در خدمت حضرت رضا علیه السلام بودم. به من فرمود:« ای اباصلت! داخل این قبّه ای که قبر هارون است، برو و از چهار طرف آن کمی خاک بردار و بیاور.»
من رفتم و خاک ها را آوردم.
امام خاکها را بویید و فرمود:« میخواهند مرا پشت سر هارون دفن کنند، ولی در آنجا سنگی ظاهر می شود که اگر همه کلنگهای خراسان را بیاورند، نمی توانند آن را بکَنند.» و این سخن را در مورد بالای سر و پایین پای هارون فرمود.
بعد وقتی خاک پیش روی هارون یعنی طرف قبله هارون را بویید، فرمود:« این خاک، جایگاه قبر من است. ای اباصلت، وقتی قبر من ظاهر شد، رطوبتی پیدا می شود. من دعایی به تو تعلیم می کنم. آن را بخوان. قبر پر از آب می شود. در آن آب ماهی های کوچکی ظاهر می شوند. این نان را که به تو می دهم برای آنها خرد کن. آنها نان را می خورند. سپس ماهی بزرگی ظاهر می شود و تمام آن ماهی های کوچک را می بلعد و بعد غایب می شود. در آن هنگام دست خود را روی آب بگذار و این دعا را که به تو میآموزم بخوان. همهی آبها فرو می روند. همهی این کارها را در حضور مأمون انجام ده.»
سپس فرمود:« ای اباصلت! من فردا نزد این مرد فاجر و تبهکار می روم. وقتی از نزد او خارج شدم، اگر سرم با عبایم پوشانده بودم، دیگر با من حرف نزن و بدان که مرا مسموم کرده است.»
مسموم شدن امام با انگور
فردا صبح، امام در محراب خود به انتظار نشست. بعد از مدتی مأمون غلامش را فرستاد که امام را نزد او ببرد. امام به مجلس مأمون رفت و من هم به دنبالش بودم. در جلوی او طبقی از خرما و انواع میوه بود. خود مأمون خوشه ای از انگور به دست داشت که تعدادی از آن را خورده و مقداری باقی مانده بود.
با دیدن امام، برخاست و او را در آغوش کشید و پیشانی اش را بوسید و کنار خود نشاند. سپس آن خوشه انگور را به امام تعارف کرد و گفت:« من از این انگور بهتر ندیده ام.»
امام فرمود:« چه بسا انگورهای بهشتی بهتر باشد.»
مأمون گفت:« از این انگور میل کنید.»
امام فرمود:« مرا معذور بدار.»
مأمون گفت:« هیچ چاره ای ندارید. مگر می خواهید ما را متهم کنید؟ نه. حتماً بخورید.» سپس خودش خوشه انگور را برداشت و از آن خورد و آن را به دست امام داد.
امام سه دانه خورد و بقیه اش را زمین گذاشت و فوراً برخاست.
مأمون پرسید:« کجا می روید؟»
فرمود:« همان جا که مرا فرستادی.»
سپس عبایش را به سر انداخت و به خانه رفت و به من فرمود:« در را ببند.»
سپس در بستر افتاد.
حضور امام جواد بر بالین پدر در لحظه شهادت
من در وسط خانه محزون و ناراحت ایستاده بودم که ناگهان دیدم جوانی بسیار زیبا پیش رویم ایستاده که شبیه ترین کس به حضرت رضا علیه السلام است.
جلو رفتم و عرض کردم:« از کجا داخل شدید؟ درها که بسته بود.»
فرمود:« آن کس که مرا از مدینه تا اینجا آورد، از در بسته هم وارد کرد.»
پرسیدم:« شما کیستید؟»
فرمود:« من حجّت خدا بر تو هستم، ای اباصلت! من محمد بن علی الجواد هستم.»
سپس به طرف پدر گرامیش رفت و فرمود:« تو هم داخل شو!»
تا چشم مبارک حضرت رضا علیه السلام به فرزندش افتاد، او را در آغوش کشید و پیشانیاش را بوسید.
حضرت جواد علیه السلام خود را روی بدن امام رضا انداخت و او را بوسید. سپس آهسته شروع کردند به گفتگو که من چیزی نشنیدم. اسراری بین آن پدر و پسر گذشت تا زمانی که روح ملکوتی امام رضا علیه السلام به عالم قدس پر کشید.
«کانال تقویم شیعه »
بانشر معارف اسلامی علوی، مبلغ تشییع باشید
https://eitaa.com/taqvim_shiaa
هدایت شده از تقویم شیعه
شهادتنامه امام رضا علیه السلام
(قسمت دوم)
تغسیل امام به دست امام جواد علیه السلام
امام جواد علیه السلام فرمود: ای اباصلت! برو از داخل آن تخت و لوازم غسل و آب را بیاور.»
گفتم:« آنجا چنین وسایلی نیست.»
فرمود:« هر چه می گویم، بکن!»
من داخل خزانه شدم و دیدم بله، همه چیز هست. آنها را آوردم و دامن خود را به کمر زدم تا در غسل امام کمک کنم.
حضرت جواد فرمود:« ای اباصلت! کنار برو. کسی که به من کمک می کند غیر از توست.» سپس پدر عزیزش را غسل داد. بعد فرمود:« داخل خزانه زنبیلی است که در آن کفن و حنوط است. آنها را بیاور.»
من رفتم و زنبیلی دیدم که تا به حال ندیده بودم. کفن و حنوط کافور را آوردم.
حضرت جواد پدرش را کفن کرد و نماز خواند و باز فرمود:« تابوت را بیاور.»
عرض کردم:« از نجاری؟»
فرمود:« در خزانه تابوت هست.»
داخل شدم. دیدم تابوتی آماده است. آن را آوردم.
امام جواد، پدرش را داخل تابوت گذاشت و سپس به نماز ایستاد.
پرواز تابوت به سوی آسمان
هنوز نمازش تمام نشده بود که ناگهان دیدم سقف شکافته شد و تابوت از آن شکاف به طرف آسمان رفت. گفتم:« یا ابن رسول الله! الان مأمون می آید و می گوید بدن مبارک حضرت رضا چه شد؟»
فرمود:« آرام باش! آن بدن مطهّر به زودی برمی گردد. ای اباصلت! هیچ پیامبری در شرق عالم نمی میرد، مگر آنکه خداوند ارواح و اجساد او و وصیاش را به هم ملحق فرماید، حتی اگر وصیّ اش در غرب عالم بمیرد.»
در این هنگام دوباره سقف شکافته شد و تابوت به زمین نشست.
سپس حضرت جواد، بدن مبارک پدرش را از تابوت خارج کرد و به وضعیت اولیّه خود در بستر قرار داد. گویی نه غسل داده و نه کفن شده بود. بعد فرمود:« ای اباصلت! برخیز و در را برای مأمون باز کن.»
مأمون در کنار پیکر مطهر امام
ناگهان مأمون به همراه غلامانش با چشمی گریان و گریبانی چاک کرده داخل شد. همان طور که بر سر خود می زد، کنار سر مطهّر حضرت رضا علیه السلام نشست و دستور تجهیز و دفن امام را صادر کرد.
تمام آنچه را که امام رضا به من فرموده بود، به وقوع پیوست. مأمون می گفت:« ما همیشه از حضرت رضا در زنده بودنش کرامات زیادی می دیدیم. حالا بعد از وفاتش هم از آن کرامات به ما نشان میدهد.»
وزیر مأمون به او گفت:« فهمیدید حضرت رضا به شما چه نشان داد؟»
مأمون گفت:« نه.»
گفت:« او با نشان دادن این ماهیهای کوچک و آن ماهی بزرگ می خواهد بگوید سلطنت شما بنی عباس با تمام کثرت و درازیِ مدت، مانند این ماهی های کوچک است که وقتی اجل شما رسید، خداوند مردی از ما اهل بیت را به شما مسلّط خواهد کرد و همه شما را از بین خواهد برد.»
مأمون گفت:« راست گفتی.»
بعد مأمون به من گفت:« آن چه دعایی بود که خواندی؟»
گفتم:« به خدا قسم، همان ساعت فراموش کردم.» واقعاً هم فراموش کرده بودم.
آزادی اباصلت از زندان به دست مبارک امام رضا علیه السلام
ولی مأمون مرا حبس کرد و تا یک سال در زندان بودم. دیگر دلم به تنگ آمده بود. یک شب تا صبح دعا کردم و خدا را به حق محمد و آل محمد خواندم که ناگاه حضرت جواد علیه السلام داخل زندان شد و فرمود:« ای اباصلت، دلتنگ شده ای؟»
گفتم:« به خدا قسم، آری.»
فرمود:« بلند شو!» زنجیر را باز کرد و مرا از زندان خارج فرمود. محافظین مرا میدیدند ولی نمیتوانستند چیزی بگویند.
فرمود:« برو در امان خدا که دیگر دست مأمون به تو نخواهد رسید.»
و تا کنون من دیگر مأمون را ندیده ام.
منابع:
بحار الانوار، ج 49، ص 300، ح 10. از عیون اخبار الرضا، ج 2، ص 242.
«کانال تقویم شیعه »
بانشر معارف اسلامی علوی، مبلغ تشییع باشید
https://eitaa.com/taqvim_shiaa
هدایت شده از حجـــت الاسلام احــمـــدنــــژاد
#یاعلی_بن_موسی_الرضا
✨🌸 امام رضـــــــــا (؏)؛
گناهان ڪوچک، زمینهے گناهان
بزرگ است هر ڪه در گناه کوچڪ
از خدا نترسد در گناه بزرگ هم
از خدا نخواهد ترسید✨
📚 عیون اخبار الرضا ۲ /۱۸۰
💠 @ahmadnezhaad_channel_110
هدایت شده از ❀ شهیدحجت الله رحیمی❀
زیارتنامه امام حسن مجتبی ع
💠بسم الله الرحمن الرحیم 💠
اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یَا بْنَ رَسُولِ رَبِّ الْعالَمینَ🌹
اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یَا بْنَ اَمیرِ الْمُؤْمِنینَ اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یَا بْنَ فاطِمَةَ الزَّهْراَّءِ🌹
اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا حَبیبَ اللّهِ اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا صِفْوَةَ اللّهِ🌹
اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا اَمینَ اللّهِ اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا حُجَّةَ اللّهِ اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا نُورَ اللّهِ🌹
اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا صِراطَ اللّهِ اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا بَیانَ حُکْمِ اللّهِ🌹
اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا ناصِرَ دینِ اللّهِ اَلسَّلامُ عَلَیْکَ اَیُّهَا السَّیِدُ الزَّکِىُّ🌹
اَلسَّلامُ عَلَیْکَ اَیُّهَا الْبَرُّ الْوَفِىُّ اَلسَّلامُ عَلَیْکَ اَیُّهَا الْقاَّئِمُ الاْمینُ🌹
اَلسَّلامُ عَلَیْکَ اَیُّهَا الْعالِمُ بِالتَّأویلِ اَلسَّلامُ عَلَیْکَ اَیُّهَا الْهادِى الْمَهْدِىُّ🌹
اَلسَّلامُ عَلَیْکَ اَیُّهَا الطّاهِرُ الزَّکِىُّ اَلسَّلامُ عَلَیْکَ اَیُّهَا التَّقِِیُّ النَّقِىُّ🌹
السَّلامُ عَلَیْکَ اَیُّهَا الْحَقُّ الْحَقیق
ُ اَلسَّلامُ عَلَیْکَ اَیُّهَا الشَّهیدُ الصِّدّیق🌹
اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا اَبا مُحَمَّدٍ الْحَسَنَ بْنَ عَلِی وَ رَحْمَةُ اللّهِ وَ بَرَکاتُهُ🌹
@Shahidhojatrahimi
هدایت شده از عکس نوشته و استیکرمذهبی
#السلام_علیک_یا_حسن_بن_علی_المجتبی_ع
#شهادت_امام_مجتبی_تسلیت
گﻔﺘﻢ ﺣﺴﻦ ﻭ ﮐﻮﭼﻪ ﯼ ﺑﯽ ﻓﺎﻃﻤﻪ ﺩﯾﺪﻡ
ﮔﻔﺘﻢ ﺣﺴﻦ ﻭ ﻏﺮﺑﺖ ﺑﯽ ﺧﺎﺗﻤﻪ ﺩﯾﺪﻡ
ﮔﻔﺘﻢ ﺣﺴﻦ ﻭ ﺩﺭﺩﺩﻟﻢ ﺳﻬﻢ ﺧﺪﺍ ﺷﺪ
ﮔﻔﺘﻢ ﺣﺴﻦ ﻭﺳﻤﺖ ﺑﻘﯿﻊ ﻋﺸﻖ ﺻﺪﺍ ﺷﺪ
ﮔﻔﺘﻢ ﺣﺴﻦ ﻭ ﺯﻫﺮ ﺟﻔﺎ ﯾﺎﺩ ﻣﻦ ﺍﻓﺘﺎﺩ
ﮔﻔﺘﻢ ﺣﺴﻦ ﻭ ﮔﺮﯾﻪ ﻣﯿﺎﻥ ﺳﺨﻦ ﺍﻓﺘﺎﺩ
ﮔﻔﺘﻢ ﺣﺴﻦ ﻭﺷﯿﻌﻪ ﮐﻤﯽ ﯾﺎﺩ ﻏﻤﺶ ﮐﺮﺩ
ﮔﻔﺘﻢ ﺣﺴﻦ ﻭﺯﻫﺮﭼﻪ ﺑﺎﺭﻭﺡ ﻭﺗﻨﺶ ﮐﺮﺩ
ﮔﻔﺘﻢ ﺣﺴﻦ ﻭ ﺷﻌﺮ ﺑﻪ ﺁﻏﺎﺯ ﺩﺭ ﺁﻣﺪ
ﮔﻔﺘﻢ ﺣﺴﻦ ﻭ ﺭﻭﺡ ﺑﻪ ﭘﺮﻭﺍﺯ ﺩﺭ ﺁﻣﺪ
ﮔﻔﺘﻢ ﺣﺴﻦ ﻭﺍﺷﮏ ﺧﺪﺍﺭﯾﺨﺖ ﺑﻪ ﻧﺎﻣﺶ
ﮔﻔﺘﻢ ﺣﺴﻦ ﻭ ﺧﻀﺮ ﻧﺒﯽ ﮐﺮﺩ ﺳﻼﻣﺶ
ﮔﻔﺘﻢ ﺣﺴﻦ ﻭﺍﺷﮏ ﻭﺧﺪﺍ،ﭘﺲ ﻗﻠﻢ ﺍﻓﺘﺎﺩ!
ﮔﻔﺘﻢ ﺣﺴﻦ ﻭ ﺟﻮﺩ ﻭ ﺳﺨﺎ ﺑﺮ ﺩﻟﻢ ﺍﻓﺘﺎﺩ
ﮔﻔﺘﻢ ﺣﺴﻦ ﻭﮔﺮﯾﻪ ﻭﯾﮏ ﺩﺷﺖ ، ﻏﺮﯾﺒﯽ
ﮔﻔﺘﻢ ﺣﺴﻦ ﻭﺟﻌﺪﻩ ﻭﭼﻪ ﺻﺒﺮ ﻋﺠﯿﺒﯽ!!
ﮔﻔﺘﻢ ﺣﺴﻦ ﻭ ﭼﺎﻩ ﻋﻠﯽ ﻧﺎﻟﻪ ﯼ ﻏﻢ ﺩﺍﺩ
ﮔﻔﺘﻢ ﺣﺴﻦ ﻭ ﺷﯿﻌﻪ ﺑﻪ ﺍﻭ ﯾﺎﺭﯼ ﮐﻢ ﺩﺍﺩ
ﮔﻔﺘﻢ ﺣﺴﻦ ﻭﻓﺎﻃﻤﻪ ﺻﺪ(ﯾﺎ ﻭﻟﺪﯼ ) ﮔﻔﺖ
ﮔﻔﺘﻢ ﺣﺴﻦ ﻭﺳﻮﺭﻩ ﯼ ﺣﻤﺪﺻﻤﺪﯼ ﮔﻔﺖ
ﮔﻔﺘﻢ ﺣﺴﻦ ﻭ ﺷﺎﻩ ﺧﺮﺍﺳﺎﻥ ﺑﻪ ﻧﺪﺍ ﮔﻔﺖ
ﮔﻔﺘﻢ ﺣﺴﻦ ﻭﭘﺎﺳﺦ ﻣﻦ ﺷﻤﺲ ﺭﺿﺎ ﮔﻔﺖ
ﮔﻔﺘﻢ ﺣﺴﻦ ﻭ ﻧﺎﻡ ﺣﺴﻦ ﺑﺎﻧﯽ ﻣﻦ ﺷﺪ
ﮔﻔﺘﻢ ﺣﺴﻦ ﻭ ﺫﮐﺮ ﺣﺴﻦ ﻭﺍﺩﯼ ﻣﻦ ﺷﺪ
ﮔﻔﺘﻢ ﺣﺴﻦ ﻭﺳﺒﺰﺗﺮﯾﻦ ﺻﻮﺕ ﺻﺪﺍ ﮐﺮﺩ
ﮔﻔﺘﻢ ﺣﺴﻦ ﻭ ﺷﻮﺭ ﺑﻪ ﮐﺮﺏٌ ﻭ ﺑﻼ ﮐﺮﺩ
ﮔﻔﺘﻢ ﺣﺴﻦ ﻭ ﻧﺎﻣﻪ ﯼ ﺍﻋﻤﺎﻝ ﮔﺸﻮﺩﻡ
ﮔﻔﺘﻢ ﺣﺴﻦ ﻭ ﻣﺮﺛﯿﻪ ﯼ ﻋﺸﻖ ﺳﺮﻭﺩﻡ
🏴 @Allah_Almighty
🏴💔🏴