ما حقیقتاً مرده بودیم؛ #امام مارا زنده کرد. ما گمراه بودیم؛ امام ما را هدایت کرد.
«رهبر انقلاب»
بیانات در خطبههای نمازجمعه تهران.PDF
169.2K
🎙 سخنرانی تحلیلی حضرت آیتالله خامنهای دربارۀ قیام پانزده خرداد
۱۵ خرداد یک قیام مردمی بود. علت این قیام هم این بود که در روز عاشورای آن سال که مصادف با سیزدهم خرداد میشد، امام امت حقایق افشا نشدهی تا آن روز را با مردم بیواسطه در میان گذاشتند، که دربارهی این ارتباط بیواسطهی امام و امت حرفی دارم که عرض میکنم. در این گفتار، که توصیه میکنم اگر نوار قابل فهمی و سالمی از آن هست، رسانههای همگانی آن را پخش کنند تا مردم بفهمند که نوزده سال قبل امام چه میگفتند، حقایقی را بیان کردند که این حقایق، آنروز برای خیلیها حتی دستاندرکاران سیاست، قابل فهم نبود. اگر حافظه خطا نکرده باشد، جملات امام اینها بود که «اسرائیل میخواهد در ایران قرآن نباشد. اسرائیل میخواهد در ایران روحانیون نباشند. اسرائیل میخواهد در ایران اسلام نباشد.»
۱۳۶۱/۰۳/۱۴
سالروز قیام پانزده خرداد سال 1342 را گرامی می داریم 🌹
#امام_خمینی
🌹
خیلیها فکر میکنند چون رحلت امام در ۱۴خرداد است، امام با شعر مذکور، از رفتن خود خبر داده است. نه! منظور امام این نیست. منظور امام، استثناء بودن جریان نیمه خرداد است. نیمه خرداد، ثمرۀ هزار و صدسال غیبت کبری است. غیبت چطور شروع شد؟
نامهای از سران شیعه برای امام یازدهم آمد که بیلان و هزینه کرد پولهایی که خدمت شما فرستادهایم را به ما بدهید! حضرت یک کلمه جواب داد: «اگر امامت امر مستمری است، چرا چنین چیزی از اجداد و پدران من درخواست نشده است؟»
و ازآنپس پرده سیاهی در اتاق ایشان نصب شد و مردم حق دیدن حضرت را نداشتند و فقط صدای ایشان را میشنیدند. امام بعدی که آمد، مردم حتی صدای ایشان را نشنیدند. فقط از طریق چهار نایب در مدت هفتادسال با امام ارتباط داشتند.
امام غایب شد تا چه بشود؟ غیبت ایشان برای آشکار شدن قدر و قیمت اوست. خداوند نعمتی را میگیرد که مردم قیمت این نعمت را بدانند. انسان در خوف، قیمت امنیت را میداند. در مرض، قیمت سلامت را میداند. در غیبت هم قیمت امام خود را میداند. هزار سال غیبت این اثر را داشت که مردم به قیمت امامت و قدر امامت آشنا شوند و برای نایب امام «جان بدهند».
اولین هدایای خود را دادند و حکم اعدام امام، تبدیل به زندان ششماهه شد. از آن زمان، مردم مرتباً شهید دادند. شهدای پانزده خرداد شهدای راه امام زمان هستند. شهدای «وثیقهٔ ظهور» هستند. حضرت یعقوب (ع) نپذیرفت که بنیامین را در اختیار برادران قرار دهد مگر اینکه وثیقه بدهند؛ چون به آنها گفته بود «هَل آَمَنُکم عَلَیه إِلاَّ کمَا أَمِنْتُکم عَلَی أَخِیه مِنْ قَبْل» خداوند هم به ما میگوید: یازده امام دادم اما این دوازدهمی را بدون وثیقه نمیدهم.
حضرت امام، پانزده خرداد را وثیقه اول میداند و تاکنون این وثیقه گذاری در صبر و بصیرت ادامه پیداکرده است و میبینید که انقلاب اسلامی در عالم، روزبهروز درخشانتر میشود؛ همانطوری که قبل از طلوع خورشید وقتی سپیده آمد، فضا مرتباً نورانیتر میشود. ما این سپیده را در نیمه خرداد میبینیم.
🛑 امیرالمؤمنین، علیه السلام:
بسا کلمهای که نعمتی را از میان بردارد و عذابی را نزد تو آورد!
«فَرُبَّ کَلِمَه سَلَبَتْ نِعْمَهً وَجَلَبَتْ نِقْمَهً»
📚قسمتی از حکمت۳۸۱ نهج البلاغه
#کلامکم_نور
#فرج_ظهور
┄┅═❁💠
🌤أللَّھم عجل لولیڪ الفرج و العافية والنصر
💠❁═┅
بسْم اللّٰه الرَّحْمٰن الرَّحیم
#تفسیر_قرآن_جلسه_۱۳۹
سوره اعراف، آیه ۱۸۸
#تفسیر_آیه:
اسرار نهان را فقط خدا مى داند
گر چه براى این آیه نیز شأن نزول خاصى ذکر شده، ولى با این حال پیوندش با آیه گذشته روشن است.
زیرا در آیه قبل راجع به عدم آگاهى هیچ کس جز خدا نسبت به زمان قیام قیامت بحث بود، و در این آیه سخن از نفى علم غیب به طور کلى در میان است.
در نخستین جمله، خطاب به پیامبر(صلى الله علیه وآله) مى فرماید: به آنها بگو: من مالک و صاحب اختیار هیچ گونه سود و زیانى درباره خویش نیستم مگر آنچه را که خدا بخواهد (قُلْ لا أَمْلِکُ لِنَفْسی نَفْعاً وَ لا ضَرّاً إِلاّ ما شاءَ اللّهُ).
شک نیست که هر انسانى مى تواند براى خود منافعى کسب کند و یا از خویشتن ضررهائى را دور سازد، ولى با این حال، همان گونه که مى بینیم، در آیه فوق مطلقاً این قدرت و توانایى بشر نفى شده است.
و این به خاطر آن است که انسان در کارهاى خود، قدرت و نیروئى از خویش ندارد بلکه همه قدرت ها از ناحیه خدا است و او است که این توانائى ها را در اختیار آنها گذاشته است.
و به تعبیر دیگر مالک همه قدرت ها و صاحب اختیار مستقل و بالذات در عالم هستى تنها ذات پاک خدا است، و دگران، حتى پیامبران و فرشتگان، از او کسب قدرت مى کنند، و مالکیت و قادریت آنها بالغیر است، جمله اِلاّ ما شاءَ اللّهُ: مگر آنچه خدا بخواهد و در اختیار من بگذارد نیز گواه این مطلب است.
در بسیارى دیگر از آیات قرآن نیز مالکیت سود و زیان از غیر خدا نفى شده و به همین دلیل از پرستش بت ها و هر چه غیر از خدا است، نهى گردیده.
در سوره فرقان آیه ۳ مى خوانیم: وَ اتَّخَذُوا مِنْ دُونِهِ آلِهَةً لا یَخْلُقُونَ شَیْئاً وَ هُمْ یُخْلَقُونَ وَ لا یَمْلِکُونَ لاِ َنْفُسِهِمْ ضَرّاً وَ لا نَفْعاً:
آنها جز خدا معبودهائى براى خود انتخاب کردند، معبودهائى که هیچ چیز را نمى آفرینند، بلکه خودشان مخلوقند، و صاحب اختیار سود و زیانى درباره خویش نیستند (تا چه رسد به دیگران).
این عقیده یک نفر مسلمان است که هیچ کس را ذاتاً خالق و رازق و مالک سود و زیان، جز خدا نمى داند، و به همین دلیل اگر از دیگرى چیزى مى خواهد با توجه به این حقیقت است که او آنچه دارد از ناحیه خدا است (دقت کنید).
و از اینجا روشن مى شود آنهائى که این گونه آیات را دستاویز براى نفى هر گونه توسل جستن به پیامبران و امامان(علیهم السلام) قرار داده اند و آن را یک نوع شرک پنداشته اند، اشتباهشان از کى سرچشمه گرفته که تصور کرده اند: توسل به پیامبر و امام مفهومش آن است که او را در برابر خداوند مستقل بدانیم و مالک سود و زیان.
اما اگر کسى با این عقیده که پیامبر و امام(علیهم السلام) از خود چیزى ندارند و هر چه بخواهند از خدا مى خواهند، به آنان توسل جوید، یا از آنها شفاعتى بخواهد عین توحید و عین اخلاص است، و همان چیزى است که قرآن با جمله اِلاّ ما شاءَ اللّهُ در آیه فوق به آن اشاره کرده و همان چیزى است که با جمله اِلاّ بِاِذْنِهِ در آیه: مَنْ ذَا الَّذی یَشْفَعُ عِنْدَهُ إِلاّ بِإِذْنِهِ: کیست در نزد او جز به فرمان او شفاعت کند ؟به آن اشاره شده است.
بنابراین، دو گروه درباره توسل جستن در اشتباهند.
آنها که براى پیامبر و امام قدرتى بالذات و دستگاهى مستقل در مقابل خدا قائلند که این یک نوع شرک و بت پرستى است.
و آنها که قدرت بالغیر را از آنها نفى مى کنند که این نیز یک نوع انحراف از مفاد صریح آیات قرآن است، راه حق این است که آنها به فرمان خدا نزد او شفاعت مى کنند و حلِ مشکلِ توسل جوینده را از او مى خواهند.
پس از بیان این موضوع، به مسأله مهم دیگرى اشاره مى کند که مورد سؤال گروهى بوده و آن این که به پیامبرش مى فرماید: به آنها بگو: من از غیب و اسرار نهان آگاه نیستم; زیرا اگر از اسرار نهان آگاهى داشتم منافع فراوانى را براى خودم فراهم مى ساختم و هیچ گونه زیانى به من نمى رسید (وَ لَوْ کُنْتُ أَعْلَمُ الْغَیْبَ لاَسْتَکْثَرْتُ مِنَ الْخَیْرِ وَ ما مَسَّنِیَ السُّوءُ).
زیرا آن کس که از تمام اسرار نهان آگاه باشد، مى تواند آنچه را به نفع او است انتخاب کند و از آنچه ممکن است به زیان او تمام شود بپرهیزد.
سپس مقام واقعى و رسالت خویش را در یک جمله کوتاه و صریح بیان کرده، مى گوید: من فقط بیم دهنده و بشارت دهنده براى افرادى که ایمان مى آورند هستم (إِنْ أَنَا إِلاّ نَذیرٌ وَ بَشیرٌ لِقَوْم یُؤْمِنُونَ).
✍تهیه و تنظیم : استاد عاشوری