هدایت شده از مجمع عالی حکمت اسلامی
🔺 الهیات پسا کرونا / قسمت اول
✅ گفتاری از حجت الاسلام دکتر محمد جعفری ؛ دانشیار موسسه آموزشی پژوهشی امام خمینی
📢موضوعی که برای بحث در این جلسه در نظر گرفته شده الهیات پساکرونا است. در چند ماه اخیر با پدیدهای به نام کرونا مواجه شدیم، پدیدهای که در ابتدا به نظر نمی رسید چندان بحران ساز باشد ولی با شیوع، گسترده شدن و اپیدمیک شدن آن که سراسر جهان را در بیش از ۱۳۰ کشور درنوردید، بحرانی جدی را در فضای فکری، نظری و عملی در جهان بوجود آورد.
این بحران در جنبه های مختلف در جهان موج ایجاد کرد. کرونا، نظم مادی و عادی و معادلات زیست انسانی را در ابعاد سیاسی، اقتصادی، فرهنگی، اجتماعی و علمی در نوردید تا جایی که اندیشمندان و متفکران را به این نتیجه رساند که گوئی ما باید جهان معاصر را به دو بخش جهان پیش از کرونا و پساکرونا تقسیم کنیم؛ یعنی باید قرن بیست و یکم را به دو دوره زمانی قبل و بعد از کرونا تقسیم بندی کنیم! در واقع کرونا نظم مستمری که در زندگی همه مردم حاکم بود، هم به لحاظ مادی، هم به لحاظ فکری و اندیشهای و حتی نفسانی و روحی و در یک جمله فراگیرتر به لحاظ سبک زندگی دچار مخاطره و نوسان نمود.
پیامدها و بازتابهایی که کرونا داشت، انگیزش های فکری ایجاد کرد که آن را میتوان از دو زاویه مورد بررسی قرار داد: هم از دید تهدید به آن نگاه کرد و هم از دید فرصت؛ این مقوله یک سکه دو رو است. عدهای بُعد تهدیدی آن را برجسته کردند و آثار خسارت بار و گران باری که چه بسا جبران آن ها به این زودی هم ممکن نباشد و برخی آن را فرصتی دانستند و خاطر نشان کردند که کرونا فرصت های زیادی را در اختیار ما قرار داد که بتوانیم خلأ هایی را که داریم، برطرف کنیم.
با توجه به اینکه بحث ما ناظر به الهیات پسا کرونا است از همین جا با ذکر این مقدمه وارد اصل بحث میشوم. در مورد الهیات(Theolog) و مباحث دینی همین دو رویکرد صورت گرفت، عدهای نگاه فرصت گونه و عدهای نگاه تهدید گونه را ترجیح دادند. خصوصاً از بُعد تهدید اگر اشاره کنیم عدهای از اندیشمندان چه اندیشمندان دینی و حتی اندیشمندان ضد دین و خصوصاً افرادی که ناخدا باور هستند و در برابر اندیشه دینی قرار دارند، تاکید کردند به اینکه الهیات دینی دیگر پاسخگوی سوالات بشر نیست و نمیتواند به دغدغه های فکری بشر در عرصه دینی پاسخ بدهد و جالب اینجا است که پارهای از روشنفکران دینی کشور ما هم در این داستان هم فکر و همداستان همین اندیشه بودند که الهیات دینی دیگر پاسخگوی بشر نیست، این خیلی جالب و البته عجیب است که روشنفکران دینی ما که خود را در مقام دفاع از دین می دانند، در بیانات و گفتار و نوشتار خود به این نکته تصریح کردند که الهیات دینی و به قول خودشان الهیات کلاسیک - با تقسیم بندی خاصی که دارند – و دین داری که امروزه در فضای جامعه حاکم است و روحانیت از آن دفاع میکند، این الهیات و تفکر دینی دیگر پاسخگو نیست و ما باید به سمت تجربه ای برویم که الهی دان های غربی داشتند.
در این قضیه، الهیات لیبرال غربی ترجیح داده شد بر الهیات دینی، با این توجیه که الهیات لیبرال غربی توانسته است در مقام تبیین و توضیح آموزههای دینی موفقتر عمل کند و پاسخهای درخور و بهتری برای مسئله و دغدغه های این چنینی بشر بیاورد!
پس ما در واقع با دو تا مساله مواجهیم. اول این که واقعاً الهیات مسیحی و الهیات معاصر غربی خصوصاً با آن رویکرد لیبرالی که در دو قرن اخیر در مواجهه با آموزه های دینی داشته است، در مواجهه با مسئله کرونا چقدر کارامد هست؟ خصوصا با توجه به بحران معرفتی و روانی برآمده از این حادثه. و در ادامه مسئلة دیگر در اینجا این است که آیا باید در الهیات دینی خود تغییر ایجاد کنیم و این الهیات را از نو بازسازی کنیم یا اینکه نظام الهیات موجود (توحیدی و دینی)، نظامی جامع و وافی است؟
در پاسخ به سوال دوم میتوان گفت ما دو رویکرد داریم: رویکردی که خصوصاً بعضی از روشنفکران دینی ما روی آن تاکید میکنند که باید در الهیات دینی و توحیدی تجدید نظر کرد و الهیات نویی را تاسیس کرد! رویکرد دوم که مورد نظر خود ما هم هست، این است که لازم نیست الهیات جدیدی را بنا کنیم؛ ظرفیتهای الهیاتی ما در الهیات دینی و توحیدی بسیار غنی هست و البته باید این ظرفیتها را متناسب با نیازهای روز، بازخوانی، بازآموزی و بازارائه کنیم. در ادامه، به این بحث بر می گردم. 👇👇👇👇
👆👆👆 اما در مورد مساله اول، یعنی فضای الهیاتی غرب که در طی دو سه قرن اخیر دست خوش تغییرات شده آیا واقعا آن الهیات خصوصاً الهیات لیبرال، می تواند پاسخگوی مشکلات و مسائلی از قبیل کرونا باشد؟ بهتر است مروری دقیق بر تاریخ اندیشه داشته باشیم. ما اگر به سه چهار قرن اخیر نگاه کنیم، در ابتدای دوره رنسانس و ورود به دوره مدرن، تلقی از خدا ابتدا به شکل اصلاح شده ای در می آید با عنوان «خدای ساعت ساز»؛ خدایی که فقط در مقام خلقت این عالم نقش دارد و در مقام بقا و مقام تدبیر عالم، دخالتی نداشته و کاری به این عالم ندارد. آرام آرام جلوتر که می رویم و هر چقدر علم پیشرفت می کند، می رسیم به خدای رخنه پوش ( God of gaps) که علم هر چقدر رشد کرده می بینیم خدای ادیان، عقبنشینی میکند و انسانها با تکیه بر تفکر خودشان، حوادث و اتفاقاتی که قبلاً به اراده و علم خدا ارجاع می دادند، بر اساس درک علمی خود حل می کنند و هر جا احیاناً ابهامی در تبیین پدیده های طبیعی وجود داشته باشد، خدا را مطرح میکنند که از آن به خدای رخنه پوش تعبیر میشود.
از ابتدای قرن 19 به بعد آرام آرام می بینیم که الهیات لیبرال شکل میگیرد که تلقی از خدا ، دین و ایمان در این الهیات، اساساً هیچ سنخیتی با مباحث الهیاتی کلاسیک ندارد، میبینیم که دین به تجربة دینی فروکاسته می شود و باورها و گزاره های دینی عملا به محاق می رود. در قرن 20 و در الهیات پویشی خدایی تصویر میشود که این خدا جان جهان است و البته ناقص است؛ خدایی که همتراز انسان و همتراز عالم رشد و تکامل میکند؛ قدرت و علم محدود دارد و از کمالات مطلق برخوردار نیست و حتی مانند انسان ها متالم می شود و دچار احساسات می شود. وقتی جلوتر می رویم در دهه ۸۰ و ۹۰ همین قرن با Open Theology ( الهیات گشوده) مواجه می شویم که جالب است در الهیات گشوده برای تبیین اراده انسان و دفاع از جایگاه خدا، علم الهی و اراده و قدرت خدا را کاملا به شکل مطلق زیر سوال برده و خدا را محدود میدانند! ...
ادامه دارد 🌐 @meshkatnoor
13.79M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
اختلاف افق یا اتحاد افق؛ بررسی دیدگاه فقها👆👆👆 🌐 @meshkatnoor
6.02M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
ولین روز ورود زوار به حرم امام رضا علیه السلام بعد از کرونا 🌐 @meshkatnoor
🔺 الهیات پسا کرونا / قسمت دوم
✅ گفتاری از حجت الاسلام دکتر محمد جعفری ؛ دانشیار موسسه آموزشی پژوهشی امام خمینی
📢شکل گیری این رویکردهای الهیاتی غرب با توجه به بستر نسبی گرایی حاکم و چالشهای اعتقادی و فکری که در زمانه و زمینة غرب رخ داده، تا حدودی طبیعی است و در این فضا نمی توانند روی تلقی سنتی دینی و الهیات کلاسیک تاکید کنند؛ به نحوی که در این فضا، حتی برخی از فلاسفه دین موحد غربی هم مانند سویین برن، علم پیشین الهی را زیر سوال میبرند. برخی از این فلاسفه دین قدرت مطلق خدا را زیر سوال میبرند و می گویند این گونه نیست که خداوند قادر باشد هر شرّی را از بین ببرد! پس علم مطلق الهی، خیر خواهی خدا و قدرت مطلق خدا در این فضای اندیشه الهیاتی غرب کاملا زیر سوال رفته است! توجیهی که نهایتاً نسبت به شر و بلاهایی که در عالم انسانی رخ میدهد این است که خدا سر جایش نشسته ولی قدرت و اراده لازم و تدبیر و ربوبیت کامل را نمیتواند نسبت به عالم داشته باشد و لو اگر بخواهد هم توانایی این کار را ندارد! این برای ما خیلی شگفتانگیز است که این الهیات و این نوع تفکر ترجیح داده میشود بر الهیات توحیدی و الهیات دینی! اما نگاه فلسفه اسلامی و نگاه قرآنی، مبتنی بر تبیینی عقلی، تصویری از خدا رقم می زند که واجب الوجود است و دارای همه کمالات است و ربوبیت و قدرت او مطلق است و اتفاقا شرور در عالم دقیقا و تنها با این نگاه توحیدی، قابل پاسخ است. اولاً همه این شرور ذیل اراده الهی تعریف میشود و به خدای دومی نسبت داده نمی شود آن گونه که در برخی از ادیان ثنوی دیده میشود و ثانیاً تمام این شرور در ذیل ربوبیت حضرت حق و مبتنی بر صفات خداوند که صفت عدالت، حکمت، علم، قدرت و خیرخواهی اوست، تبیین درخور پیدا میکند.
در این فرصت اندک، فقط به یک برش کوتاه از این ماجرا اشاره می دهم. در تفکر فلسفی و مبانی قرآنی که داریم، حوادث عالم بر اساس سنتهای مختلف الهی اتفاق می افتد و ما مبتنی بر جنبه های مختلفی که در ربوبیت خدا مطرح است، برای آنها حیثیت های مختلف قائل میشویم. همین بلایی که به عنوان بلای کرونا از آن یاد می کنیم و بسیار هم آسیب زا و بحران زا بوده است، یک حادثه بیشتر نیست ولی برای بعضی از انسان ها می تواند کفاره گناهان باشد، بازخواست و جریمه گناهان باشد؛ همین حادثه برای عدهای ابتلاء و امتحان باشد؛ همین حادثه برای عدهای از باب اضطرار باشد که به تعبیر قرآنی«لعلهم یرجعون» یا « لعلهم یتضرعون»؛ بدین معنا که گرفتاری ها و زندگی روزمره ما در جهان امروز و غفلت هایی که زندگی مدرن بر ما حاکم کرده است، ما را گرفتار روزمرّگی و روز مرگی نموده و خدا با حادثه کرونا یک تلنگری می زند و زندگی عادی ما را دچار موج می کند؛ و البته برای برخی مانند اولیاء الهی، همین حادثه می تواند از باب ارتقاء درجه باشد. وقتی از این زاویه قرآنی و فلسفی به مسئله نگاه کنیم میبینیم که چقدر این حادثه می تواند زیبا باشد و در آن جهان بینی توحیدی مورد نظر ما که مبانی عقلی هم دارد، از این حادثه میشود کاملاً یک تفسیر روشن و یک تبیین پازلی و منظومهای ارائه کرد.
آن چیزی که به عنوان آخرین بخش عرایضم باید اشاره کنم این است که الهیات توحیدی ما نیاز به بازسازی ندارد! بلکه الهیات توحیدی ما همه ظرفیت های لازم را دارد و این ظرفیتهای وافر را میتوانیم بازخوانی و باز ارائه کنیم خصوصاً در الهیات رنج. بر ماست که در این دوره معاصر و خصوصاً در پس این حادثه کرونا، بیشتر در مقوله الهیات رنج کار کنیم و از ظرفیتهای الهیاتی خود بیشتر پرده نمایی کنیم.
الهیات ما در بعد نظری و معرفتی نقصی ندارد اما در مورد الهیات رنج و شر باید اذعان نمود که الهیات ما باید چابکتر و کاربردی تر شود. ما نیازمند الهیات زندگی هسیتم یعنی باید امتداد مباحث متافیزیکی را تا زندگی روزمره انسان دراین دنیا بکشانیم. این مقوله وقتی به تحقق میرسد که الهیات صرفا به جنبههای نظری و معرفتی بشر نپردازد بلکه ارتباط این عرصهها را با دیگر ساحات وجودی انسان مانند احساسات و عواطف و نیازهای روحی و روانی او نیز در نظر گیرد. به عبارت روشن الهیات ما نمی تواند نسبت به رابطه عقل و روان بی توجه باشد و خود را در محدوده مباحث انتزاعی و نظری محض، محبوس نماید بلکه باید دلالتهای مباحث نظری را تا حوزة مباحث روان شناختی، اجتماعی و رفتاری امتداد دهد. ما از این مقوله به الهیات و کلام مضاف تعبیر می کنیم.👇👇👇👇
عضو هیأت علمی موسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی (ره) تاکید کرد: به عنوان نمونه الهیات دینی، باید در مورد نگاه انسان به رنج و شر به لحاظ روانی (نگاه مثبت یا منفی)، و نیز بحران معنا با تکیه بر جهان بینی توحیدی و انگیزشهای الهیاتی که تاب آوری ما را در این صحنه ها بیشتر نموده و زمینه ساز نشاط روحی و معنوی و رفع اضطراب و افسردگی و مقولاتی از این سنخ است، بیشتر ورود نماید. 🌐 @meshkatnoor
هدایت شده از حوزه علمیه تمدن ساز
#رهبرمعظم انقلاب:
امروز اگر نظام و جامعه ى ما از فلسفه محروم بماند، در مقابل اين شبهات گوناگون، اين فلسفه های وارداتى مختلف، "لخت و بى دفاع" خواهد ماند.
🍃 قم- ۲۹ مهر ۸۹
♦️ کانال حوزه و فلسفه:
✅ @feghheakbar
هدایت شده از پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی
#نشست
#تعاملات_علمی
🔻 از سلسله نشست های انتقال دانش
🔶 گروه #فلسفه و #عرفان با همکاری اداره تعاملات علمی بین المللی پژوهشگاه برگزار می کنند:
🔰 نشست"مسئولیت اجتماعی #ادیان در عصر #کرونا و پساکرونا"
⚜️ مشروح خبر:
🌐 iict.ac.ir/pasacorona-2
⬅️ قرارگاه رسانه ای پژوهشی کرونا
🆔 @iictchannel
🔴شبهه ای درباره قتل فرزند توسط پدر: ( به بهانه فاجعه اخير در تالش)
1️⃣قرآن کریم درباره قتل(فرزند یا غیر فرزند)می فرماید:(و من یقتل مومنا متعمدا فجزاوه جهنم خالدا فیها وغضب الله علیه و لعنه و اعد له عذابا عظیما)،هر کس فرد با ایمانی را عمدا بکشد،مجازات او جهنم است،همیشه در آن می ماند و خداوند بر او غضب می کند و او را از رحمتش دور می کند وعذاب بزرگی برای او آماده ساخته است.پس مجازات اخروی قتل فرزند هم بسیار بسیار سنگین است.
2️⃣در آیه دیگری می فرماید هرکس انسانی(فرزند و غیر فرزند) را بی گناه به قتل رساند مثل این است که تمام انسانها را کشته(مائده،۳۲)
3️⃣در آیات دیگری هم از قتل فرزندان نکوهش شده است،(انعام،آیه۱۴۰)( تکویر،آیه۸و۹)(نحل،آیه۵۸ و۵۹)...
4️⃣قتل فرزند یا غیر فرزند از گناهانکبیره است که توبه از آن هم بسیار مشکل است.
5️⃣مجازات دنیوی قتل فرزند توسط پدر طبق روایات شریف،پرداخت دیه است،که الان طبق قانون بین۳تا۱۰سال حبس هم دارد.
6️⃣توجه داشته باشید در کشورهای غربی در مقابل قتل اصلا قصاص ندارند و فقط قاتل باید زندانی شود،این در حالی است که همیشه به ما می گویند قصاص خشن وغیر انسانی است اما برای قتل دختری توسط پدرش و عدم قصاص او این همه آشوب درست کرده اند.
7️⃣قتل فرزند توسط پدر کم اتفاق می افتد مگر پدر دچار بیماری روانی باشد یا دختر گناه بزرگی مرتکب شده باشد و...
8️⃣ما حکمت و علت احکام دین را در اکثر موارد نمی دانیم،عقل ما نمی تواند درک کند یک عمل خوب یا بد،چه مصالح یا مفاسد دنیوی و اخروی،روحی و روانی،فردی و اجتماعی و...دارد.
8️⃣یکی از انگیزه های قصاص جلوگیری از ترویج گناه(قتل)در جامعه است در حالی که اگر پدر قصاص نشود خیلی تاثیری در رواج قتل فرزند ندارد،چرا که کمتر پدری چنین جنایتی مرتکب می شود.
9️⃣قصاص پدر و کشتن او،هیچ کمکی به خانواده مقتول نمی کند و بر مصیبت آنها می افزاید،با اعدام پدر توان اقتصادی خانواده او هم ضربه شدیدی می خورد.
🔻قتل دختری که با مردی فرار کرده بود،و عدم قصاص پدرش فقط بهانه برای حمله به قوانین روح بخش اسلام است. 📝 حجت الاسلام و المسلمین داود اسفند یاری ، دانش آموخته کلام اسلامی
🌐 @meshkatnoor
🚨«توحید محوری، حلقه مفقوده مباحث جمعیتی»
✅دفاع كارآمد از توحید و مبانی توحیدی بایستی در نهایت تأثیراتش را در بسط توحیدمحوری و جهت دهی به رفتارهای اختیاری و شئون متعدد حیات بشری نشان دهد. در این صورت بیشترین فایده دنیوی و أخروی را نصیب بشر خواهد ساخت.
✅در منابع اسلامی، به فرزندآوری به منظور سنگین شدن زمین از گوینده «لاإله إلا الله»، توصیه شده است. اساسا نگاه دین به جمعیت، نگاهی راهبردی، بنیادین و تمدنی به منظور تحقق اهداف توحیدی است. راهبردی که با آیات و روایات فراوان دیگری تأیید شده و سنت های تکوینی و تشریعی الهی نیز با آن همراهی و سازگاری دارد.
❌امروزه هرچند کشف توحیدگریزی در عرصه فکری برخی از افراد نیازمند دقت و ژرفکاوی است، اما در عرصه های عملی همچون سبک فرزندآوری و فرزندپروری آنها مشهود است. اگر افراد جامعه بخاطر بی اعتنایی و عدم اهتمام به آموزه های اسلامی، نسبت به سرنوشت جمعیت خود حساس نباشند، انقراض نسل و ضعف جوامع توحیدی، دور از انتظار نیست. حقیقت تلخی که دلسوزان جامعه بارها نسبت به وقوع آن هشدار داده اند.
❌امروزه سایه فرهنگ مدرن بر سبک فرزندآوری و فرزندپروری به شدت سنگینی می کند، به گونه ای که حتی استدلال آوری برای اقناع جامعه دینی نسبت به افزایش جمعیت، تنها در این چارچوب قابل فهم و پذیرش شده است. هرچند که در حال حاضر حتی تأکید بر منافع دنیوی فرزندآوری نیز کارآیی زیادی نداشته و مخالفان افزایش جمعیت نیز منافعی برای عدم فرزندآوری ذکر می کنند.
⁉️با توجه به نقش و اهمیت جمعیت فراوان توحیدباور در بسط و توسعه توحیدباوری در سطح جهان، نقش یک متکلم در این زمینه چه خواهد بود؟ آیا متکلم نمی تواند در اثبات نظریه جمعیتی اسلام و تبیین مسائل آن و دفاع از شبهات مطرح نقش آفرینی کند؟
مگر نه این است که یکی از وظایف متکلم، تقویت باورهای مؤمنان و حفظ آنها از انحرافات اعتقادی است؟
⁉️آیا یک متکلم نباید جایگاه حقیقی و اسلامی بسیاری از مسائل مرتبط با فرزندآوری زیاد را از نگاه توحیدی تبیین کند؟ چرا بسیاری از مذهبی ها در مسائل مرتبط با جمعیت از جمله مسأله رزق و روزی، کیفیت و کمیت تحصیلات، تعیین سطح کمی و کیفی زندگی، وظایف زن و مرد، جایگاه و ارزش فرزند، ارزش و جایگاه ازدواج و ...دچار التقاط شده اند؟
✅به نظر می رسد یک متکلم به هر یک از این ابعاد که بپردازد و با انجام پژوهش های کلامی، جایگاه واقعی و اسلامی هر یک از این موضوعات را تبیین و معرفی کند، گام مهمی برای افزایش جمعیت توحیدی برداشته و سنگلاخ های التقاط و انحراف را از مسیر واقعی سبک فرزندپروری اسلامی برداشته است.
✅با سرلوحه قرار دادن توحیدمحوری در طرح مباحث جمعیتی و اثبات کارکردهای مثبت آموزه های جمعیتی اسلام در حل مسائل و چالشهای جمعیتی، علاوه بر اینکه می توان به شیوه ای کاربردی از آموزه های توحیدی در مقابل هجوم اندیشه های الحادی و سکولاریسم دفاع کرد، می توان فوائد دنیوی و مادی فرزندآوری را نیز در چارچوب خداباوری و معادباوری تعریف کرد و افق های ارزشمندتر، والاتر و پایدارتری را فراروی بینش و تصمیم گیری افراد نسبت به افزایش جمعیت گشود. 📝 حجت الاسلام و المسلمین سید مرتضی موسوی ؛دانش آموخته کلام اسلامی
🌐 @meshkatnoor
حضرت آیت الله مصباح بزدی رئیس مؤسسه عالی آموزشی و پژوهشی امام خمینی: وظیفه شرعی و الهی همه طلاب علوم دینی توسعه و ترویج هرچه بیشتر معارف اسلامی و تلاش برای دفع شبهات آن است؛ به خصوص آن شبهاتی که شیوع یا نفوذ آنها برای ایمان مردم خطرهای جدیای را به دنبال دارد. این یک وظیفه شرعی است و هرکس هرچه میتواند باید در این راه تلاش کند. شوخیبردار هم نیست! باید جواب خدا را بدهیم!
وی با اشاره به امکاناتی که برای نشر و توسعه معارف دینی در دسترس است، ادامه داد: ما هماکنون میبینیم که عالم چه وضعی دارد و خدا چه امکانات و نعمتهایی به ما داده است. اگر از اینها برای توسعه معارف اسلامی و همچنین مبارزه با شبهات آن، استفاده نکنیم، جوابی پیش خدا نداریم. 👇👇 http://mesbahyazdi.ir/node/7655 🌐@meshkatnoor