ماییم و دو سوال؟
🔻چه خبر؟
این بیشتر از شصت روز از جنگ و البته قبل آن ما همه یک تجربه مشترک داریم، خبر خواندن، تحلیل خواندن، کلیپ دیدن، خبر فوری، پارتیزان، کارانلاین، محلل، رصد فوری، هنر جنگ و چه و چه!
گوشی، اولین چیزی که از آدم میگیرد خلوت است و با آن، امکان فکر را. آدم بیخلوت، ساعتها وقت میگذارد اما سر از کارش درنمیآورد. انگار بوده و نبوده. روز تمام میشود و وقتی از خودت میپرسی «امروز چه کردم»، هیچ جوابی نداری جز یک مشت تکهاطلاعات که نه مال تو بودند، نه به کار تو آمدند، نه چیزی در تو ساختند.
خبر خواندن، اطلاع داشتن، در جریان بودن... اینها فریبی بیش نیستند. ثانیهها را میدهی و هیچ چیز دریافت نمیکنی. روزها از عمر میروند و هیچ چیز جای آنها نمینشیند. نه فکری، نه ایدهای، نه آرامشی. فقط یک خستگی مبهم، یک انباشتِ پوچ، یک حسِ بودن و نبودن.
اما مسئله فقط از دست رفتن زمان نیست. آدمی بیکار میشود، یا حوصلهاش که سر میرود، یا از کاری فرار میکند، یا فقط گوشی روی میز است. دست میبرد سمتش. همین حرکتِ به ظاهر ساده، یک چرخشِ بزرگ را در خود پنهان دارد. چرخش از «من» به «دیگران». چرخش از «کنش» به «واکنش».
آدمِ قدیم، وقتی بیکار میشد، میماند با خودش. با فکرهایش. با خیالش. با هیچ. و این «با خود ماندن»، اگرچه گاهی ناخوشایند بود، اما فکر را زنده نگه میداشت. ذهن در همین خلأها بود که شروع میکرد به پرسه زدن، مرور کردن، ساختن. اما حالا، درست در همان ثانیهای که خلأ سر میرسد، گوشی مثل یک شیرجه به درون استخر شلوغیها و هیاهوهاست. دیگر لازم نیست با خودت بمانی. کافی است انگشتت را بکشی و ببینی «چه خبر است».
و اینجاست که «من دارم چه میکنم؟» به یکباره تبدیل میشود به «چه خبر است؟». این دو سؤال، به ظاهر شبیهاند، اما از دو نقطهٔ کاملاً متفاوت میآیند. اولی از درون تو میآید، از فاعلیت تو، از ارادهٔ تو. دومی از بیرون میآید، از انتظار برای اینکه دیگران چیزی برایت بفرستند. اولی تو را میبرد به سمت ساختن، دومی تو را مینشاند به تماشا. اولی کنش است، دومی انفعال.
تسری این انفعال به زندگی فردی یعنی چه؟ یعنی آدمی که عادت کند به پرسیدنِ «چه خبر است»، دیگر نمیپرسد «من دارم چه میکنم». و آدمی که این سؤال را از دست بدهد، کمکم مسیر زندگیاش را هم از دست میدهد. چون دیگر از خودش نمیپرسد چرا این کار را میکنم، چرا این راه را میروم، چه میکنم؟ این سؤالها فقط در خلوت جوانه میزنند. و وقتی خلوت نباشد، این سؤالها هم نیستند.
حالا تسری بده این را به یک ملت. به یک جامعه. ملتی که آدمهایش، ساعت به ساعت، از فاعل به ناظر تبدیل شوند، چه میشود؟ ملتی که عادت کند به رصد کردنِ کنش دیگران، به جای آغاز کردنِ کنش خودش. ملتی که زنجیرهٔ «چه خبر است» جای زنجیرهٔ «چه باید کرد» را بگیرد. نتیجه چیست؟ انفعال در لباس آگاهی. تعلیق در لباس در جریان بودن. سکون در لباس شلوغی. این توقفِ بزرگ، این از کار افتادنِ چرخهای حرکت، بیصدا و بیهیاهو اتفاق میافتد، درست در همان لحظهای که دست میبرد سمت گوشی که بداند چه خبر است!
#چه_خبر
@MeslChamran1
۴۷ سال پیش رژیم تروریستی آمریکا، جمهوری اسلامی ایران را تهدید به جنگ نظامی و محاصره اقتصادی میکرد، رفت و رفت تا امروز که هم جنگ نظامی و هم محاصره اقتصادی را با همهی توانشان اجرا کردند.
امام همان ۴۷ سال پیش گفته بود "هر کاری میخواهید بکنید. ما را نترسانید از اینکه ما نظامی میآوریم. ما نظامیهای شما را اینجا دفنشان میکنیم. و ما را نترسانید از اینکه به شما برای خاطر انساندوستی گرسنگی میدهیم تا بمیرید. نخیر، این طور نیست. روزی ما با خداست. و ما قدرت این را داریم که از این زمین خدا روزیمان را بیرون بیاوریم."
همان شد که گفته بود،امام راست گفته بود، چنان که رهبر شهید راست گفته است و همانها میشود که گفت، خداوند اراده کرده ملت ایران را به اوج قلههای افتخار برساند و چنان که رهبر عزیز انقلاب راست میگوید وضعیت تنگه هرمز به قبل بر نخواد گشت.
قلب ما تسلیم و مومن صادقان و صالحان عصر انقلاب اسلامی، عصر خمینی و خامنهای است. و چه خوش مولایانی ما داریم.
@MeslChamran1
این را بدانید که بنده با گذراندن یک عمر نسبتا طولانی در این راهها بزرگترین آرزویم این است که مرگ من در این راه باشد و الا کسی که در راهی زحمت کشیده و تلاشی کرده اگر قرار باشد مرگش در راه دیگری باشد (مثلا در حال خوابیدن در رختخواب باشد) هیچ خشنود نمیشود.
امیدواریم خدای متعال تفضل کند و ما را هم به شهادت بمیراند. زندگی ما را زندگی شهدا و مرگ ما را هم مرگ شهدا قرار دهد ( ۷۳/۱۱/۱۰).
@MeslChamran1
هدایت شده از رسانه رهبر انقلاب اسلامی
پیام رهبر انقلاب به مناسبت روز پاسداشت زبان فارسی و بزرگداشت حکیم ابوالقاسم فردوسی.pdf
حجم:
1.8M
📣 پیام رهبر معظّم انقلاب به مناسبت روز پاسداشت زبان فارسی و بزرگداشت حکیم ابوالقاسم فردوسی
📱 @rahbar_enghelab_ir