🌸🌺🌸🌺🌸🌺 اے چشمِ سرشارِ غزل، احساسِ باران دیدهای
پیراهنی آبیتر از دریا، بہ تن پوشیدهای
تو مثل ماهِ برڪہ و من، نبضِ بیتابِ پلنگ
در قلبی و از دستِ من، غیر از محبت دیدهای؟!
زیباےِ عشقِ بیهوس، تنهاییام را پسبده!
یا خاطراتت را ببر، زخمم... نمک پاشیدهای؟!
از نرگسِ بیمارِ خود بیمارتر ڪردے مرا
یڪریز و پیدرپی مگر؟! این نسخه را پیچیدهای
وقتی ڪہ خوابم بیهوا حس میکنم، شاعر شدم
هَر شب حَوالےِ غَزَل، چشمِ مرا بوسیدهای؟!
چون حالِ چتر انداخته، بر تختخوابِ دلبران
در وقتِ صفر عاشقی، روےِ زمین خوابیدهای
در عطر بیرونآمده از خاڪِ بارانخورده و...
بر جشنِ شالیزارِ شببوهاےِ دل، تابیدهای
زیبایی مهتابِ من!، گسترده بر دشت و دمن!
اقلیم بارانخیزِ تن!، سهمِ دلِ خشکیدهای؟!
سازِ مخالفِ میزنی در سطرهاےِ شعرِ من
پاےِ گریزان میشوے، از من چرا رنجیدهای؟
از زندگی لذت ببر را، یادِ آغوشم بده!
حالا ڪہ ما را عاشقِ بیتابِ خود، نامیدهای
#کبری_رحمتی(بیتاب)
🍂🍂🍂🍂🍂🍂
دعوت هستید به کانال خط تحریری با خودکار 👇👇👇
┄┄┅❁❅❁┅┅┄
☞@Mhzkhtati
┄┄┅❁❅❁┅┅┄
3.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🖤 إِنَّا لِلَّهِ وَإِنَّا إِلَیْهِ رَاجِعُونَ
🔹 لحظه اعلام خبر شهادت آیت الله رئیسی در حرم مطهر امام رضا علیه السلام
┄┄┅❁❅❁┅┅┄
☞@Mhzkhtati
┄┄┅❁❅❁┅┅┄
🌸🌿🌺🍀🌸🌿 اميرالمؤمنين عليه السلام فرمودند:
🔸خدا را بندگانى است كه براى سود رساندن به ديگران، نعمت هاى خاصى به آنان بخشيده، تا آنگاه كه دست بخشنده دارند نعمت ها را در دستشان باقى مى گذارد، و هر گاه از بخشش دريغ كنند، نعمت ها را از دستشان گرفته و به دست ديگران خواهد داد.
(نشردهيد)
📚نهج البلاغه حكمت ٤٢١ دعوت هستید به کانال خط تحریری با خودکار.
┄┄┅❁❅❁┅┅┄
☞@Mhzkhtati
┄┄┅❁❅❁┅┅┄👈🏻👈🏻
🦚🌺🍀🌿🍃🍁🍂🌸 نشستم رو به روی مرگ ..، دیدم روز آخر شد
تمام عُمر من در حسرت دیدار تو سر شد
زمستان در زمستان است بی تو فصل های ما...
گُل یاس حیاط خانه ی ما زود پرپر شد
چه با یعقوب کرده دوری یوسف..، نمیدانم!
همین بس که به جز اندوهِ کوری ، سخت لاغر شد
بگو تا کِی نبینم چشمهای نازنینت را
ببین ، آئینه ام از این ندیدنها مُکَّدر شد
مصیبت ؛ بی حد و اندوه ؛ بی پایان و غم ؛ دائم...
دلِ من وارد جنگی تماماً نابرابر شد
تک و تنها شدم آقا ، شُدی تنها کس و کارم !
به غیر از تو مرا پس زد تمام شهر..، بهتر شد!
من از دست گناهانم ، پشیمانم ، پریشانم
خودم فهمیده ام که حال و روزم شرم آور شد
امان از نَفْس ، بازی داد روحِ سادهلوحم را
جهنم شد اگر دنیای من با این ستمگر شد
زمان هر گرفتاری ، خدا را شکر زهــرا هست...
همیشه بهترین پشت و پناه طفل ، مـادر شد
هواییام ، هواییام ، دلم میل نجف کرده
مسیر آخر کوچ پرستو بامِ حیدر شد
غلام مرتضی از حوض کوثر آب می نوشد
خوشا آن بادهی نابی که سهم ظرف قنبر شد
دلم تنگ است ، تنگ دیدن ششگوشه ی ارباب
غمِ عاشقکُشِ دلداده ها ، دوریِ دلبر شد
تو را جان حسینِ تشنهی بی سر ، بیا برگرد!
شهیدی که بلای حنجرش ، کُندی خنجر شد
▪️
تنِ آقای ما را عاقبت عریان رها کردند
به سمت خیمه ها رفتند..، گویا وقتِ معجر شد...
#بردیا_محمدی #امام_زمان #شعر
اَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّکَ الفَرَج
┄┄┅❁❅❁┅┅┄
☞@Mhzkhtati
┄┄┅❁❅❁┅┅┄👈🏻👈🏻
🦚🌺🍀🌿🍃🍁🍂🌸 نشستم رو به روی مرگ ..، دیدم روز آخر شد
تمام عُمر من در حسرت دیدار تو سر شد
زمستان در زمستان است بی تو فصل های ما...
گُل یاس حیاط خانه ی ما زود پرپر شد
چه با یعقوب کرده دوری یوسف..، نمیدانم!
همین بس که به جز اندوهِ کوری ، سخت لاغر شد
بگو تا کِی نبینم چشمهای نازنینت را
ببین ، آئینه ام از این ندیدنها مُکَّدر شد
مصیبت ؛ بی حد و اندوه ؛ بی پایان و غم ؛ دائم...
دلِ من وارد جنگی تماماً نابرابر شد
تک و تنها شدم آقا ، شُدی تنها کس و کارم !
به غیر از تو مرا پس زد تمام شهر..، بهتر شد!
من از دست گناهانم ، پشیمانم ، پریشانم
خودم فهمیده ام که حال و روزم شرم آور شد
امان از نَفْس ، بازی داد روحِ سادهلوحم را
جهنم شد اگر دنیای من با این ستمگر شد
زمان هر گرفتاری ، خدا را شکر زهــرا هست...
همیشه بهترین پشت و پناه طفل ، مـادر شد
هواییام ، هواییام ، دلم میل نجف کرده
مسیر آخر کوچ پرستو بامِ حیدر شد
غلام مرتضی از حوض کوثر آب می نوشد
خوشا آن بادهی نابی که سهم ظرف قنبر شد
دلم تنگ است ، تنگ دیدن ششگوشه ی ارباب
غمِ عاشقکُشِ دلداده ها ، دوریِ دلبر شد
تو را جان حسینِ تشنهی بی سر ، بیا برگرد!
شهیدی که بلای حنجرش ، کُندی خنجر شد
▪️
تنِ آقای ما را عاقبت عریان رها کردند
به سمت خیمه ها رفتند..، گویا وقتِ معجر شد...
#بردیا_محمدی #امام_زمان #شعر
اَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّکَ الفَرَج
┄┄┅❁❅❁┅┅┄