꩜𝒎𝒊𝒅𝒏𝒊𝒈𝒉𝒕 𝒇𝒐𝒓𝒆𝒔𝒕(𝒎𝒂𝒚𝒃𝒆 𝒘𝒊𝒕𝒉𝒐𝒖𝒕 𝒔𝒐𝒖𝒍𝒔)
- پریها موجودات باستانی نور, طبیعت و رمز و راز هستن؛ اونها بین جهانها میرقصن و فقط کسانی رو برکت
پریها انواع مختلفی دارن و هر کدومشون یه وظیفه خاصی دارن:
پریهای نور؛ اونهایی هستن که شادی, امید و شانسِ ملایم رو میارن.
پریهای باغ؛ همونایی که با عشق, گیاهان و شکوفهها رو پرورش میدن.
پریهای شب؛ اینها جادوگرهای رویاهای ما هستن که مسیر خوابهامون رو هدایت میکنن و نگهبان ستارهها هستن.
پریهای آب؛ صدای دریاچهها و بارون زمزمهی اونا برای محافظت از نهرهاست.
پریهای شیطنت؛ خب, اونا یه کم متفاوتن, ترفندهای هوشمندانهای بازی میکنن و بیشتر وقتها, آدمهای مغرور رو میآزمایند تا درس بزرگی بهشون بدن...
پریها مهربانی, احترام و شگفتی, رو ستایش میکنن. باید باهاشون آروم و مهربون حرف بزنین, به مکانهای مقدسی که توش زندگی میکنن احترام بذارین, به وعدهها و اسرارتون وفادار بمونین و مهمتر از همه، عمیقاً به جادو اعتقاد داشته باشین...
و برای باز کردن در لطفشون, پیشکشها راه میانبر قلب اونهاست:
هدایای کوچیکی مثل عسل, شیر, کریستال, انواع توت, گلها, زنگولههای کوچک, یا آجیل و دانهها میتونه عالی باشه. حتی <روشن کردن یه شمع> برای اونها, نشونهی احترام هست...
و هیچوقت فراموش نکنین, اونا متعلق به ما نیستن که بخوایم بهشون دستور بدیم, اونا دوستانی هستن که باید گرامی داشته بشن. با هدایا, با خانههاشون و با روح آزادشون, همیشه با قلبی مهربون رفتار کنین. اونا صاحب این جنگل هستن، نه ما… ما فقط مهمونهای خوششانس دنیای اونهاییم.
- از طرف ستارههای نیمه شب.
1.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
آسمان,
تاریک و تاریک تر میشود
سیاهی و کبودی باهم در رقابتند
با این حال, ستارهها هنوز برای تو میدرخشند.
شبزده های جدیدی که اومده بودن, با دیدن جنگل خیلی ذوق زده شدن, چون فرق داشت, و راه افتادن با نور ستاره ها به اعماق جنگل برن و صدای پاهاشون تنها چیزی بود که سکوت رو میشکست, ولی یهو سکوت مطلق شد, میشه گفت اونموقع درخشانترین و بزرگترین گل عمرشون رو دیدن ولی تنها, یدونه بود..و مثل همیشه اونها ام وسوسه شدن که گل رو با کندن, مال خودشون کنن,
ولی امکان نداشت ستارهها این اجازه رو بدن...
پس دوباره(مثل همیشه)شروع کردن؛
- شنیدین میگن حقیقت گاهی از افسانهها عجیبتره, انگار خیلی وقته که داره نادیده گرفته میشه...
توی همون جایی که بودین, توی جلسه های<بازگشت به گذشته>اش, یه موضوعی مدام تکرار میشه؛ انگار پردهها کنار رفتن و اون حقیقت قدیمی دوباره ظاهر شده, پریها افسانه نیستن. اونا همینجا هستن, درست توی همین لحظه, ولی نه اونطوری که شاید تو قصههای بچگی براتون تعریف کردن.
اونها نگهبانهایِ<مادر طبیعت>ان. موجوداتی از جنس انرژی که زمان و مکان براشون بیمعنیه, میتونن هر لحظه که بخوان, توی خلوت جنگل یا حتی گوشهی شلوغترین جاهای ممکن ظاهر بشن. و وظیفهشون...محافظت و التیامِ هر چیزی که توی زمین و طبیعت نفس میکشه, از یه شاخهی درخت گرفته تا کوچکترین حیوون جنگل...
اما یه نکتهی ظریف هست که شاید خیلیها ندونن… اونا خیلی به رفتار بقیه و شما دقت میکنن. مخصوصا اونهایی که به حریم سبز طبیعت بیاحترامی میکنن یا دست به تخریبش میزنن. پریها به انرژی شما حساسن, پریها معاشرت با اونهایی رو انتخاب میکنن که قلبشون با نبض طبیعت یکی باشه...
و حالا شبزده ها تنها با نگاه کردن, زیبایی رو از آن خودشون کردن.
- از طرف ستارههای نیمه شب.