eitaa logo
"mika"
27 دنبال‌کننده
118 عکس
6 ویدیو
0 فایل
Well i don't know what should i say here:/ Im mika and...i love venti?! A little artist i guess. And I want to become a great tailor. 🕊️ https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_mgwb9sk&btn=Mika
مشاهده در ایتا
دانلود
من به هوش مصنوعی روی آوردم چون چاره دیگه ای نبود🦦
────୨ৎ────────୨ৎ──── 𝑯𝒆𝒓𝒆 𝒊𝒔 𝒎𝒚 𝒂𝒓𝒕 ‌ ────୨ৎ────────୨ৎ──── اکثر بچه های کلاس خواهر ، یا کسی رو داشتن که براش چیزی بدوزن. ولی من از اونجایی که نداشتم یه دختر خیالی توی ذهنم به اسم فلورین ساختم و این لباسو تن اون بچه کردم. البته این دختر توی عکس فلورین نیست اشتباه نکنید🦖 در مورد این لباس سفید... پارچه خوشگل پیدا نمیکنی که مدلش به دلت بشینه؟! پس برو‌ دست بذار روی گرون‌ ترین پارچه ای که میتونی بخری و اصلا اهمیت نده که بهت میگن تو تازه کاری ، پارچه گرون نخر ممکنه خرابش کنی🤷🏻‍♀ باید بگی نه من میتونم. مثل هر لباس دیگه ای که تا حالا دوختم با کلی عرعر و زارزار تمومش کردم. بعد معلمم یه تز جدید داد که باید برای لباستون اکسسوری دست ساز هم درست کنید🧍🏻‍♀ منم اون عروسک توی دستش رو درست کردم که مثلا هم لباساشون سته🗿 اولین باری بود که عروسک درست میکردم یکم🚮 شد ولی معلمم وقتی دید اینجوری بود که وای دختر نازنینم دمت گرم و فک کنم یه بخشی از نمره بیستی که گرفتم برمیگرده به اون عروسک🦦
نکته اینه که توی هنرستان باید برای بقا و به چشم معلم اومدن تلاش کرد. کافیه معلم از تو خوشش بیاد اون وقت کیلو کیلو بهت نمره میده. برای جا شدن توی دل معلم باید خلاقیت داشت. کار هایی کرد که معمولا بچه ها بلد نیستن ، یا یه چیز جدید. اون عروسک خیلی برای معلمم جدید بود پس منو از بچه ها یه پله جلو تر انداخت🦭
خیاطی یکم دقت لازم داره که من ندارم🦦 موقع خرید پارچه دقت نکردم که یه بخش هایی از پارچه طرحش فرق داره. اگه شما مثل من نباشید و دقت کنید سمت راست درز طرح پارچه ریز و سمت چپ درشته. موقع دوختنش دو ساعت سر همین چالش داشتم که چجوری بدوزم که این اختلاف به چشم‌ نیاد.
۲ و متر و نیم پارچه گرفتم نیم مترش رفت برای بالاتنه‌ اون دومتر دیگه همه پیلی دادم رفت توی دامن🧍🏻‍♀ رسما از این لباس هاس که دخترا میپوشن میچرخن دامنشون می‌ره هوا ( خودمم با لباس های دامن دارم هنوز این کارو میکنم)
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
────୨ৎ────────୨ৎ──── 𝑯𝒆𝒓𝒆 𝒊𝒔 𝒎𝒚 𝒂𝒓𝒕 ‌ ────୨ৎ────────୨ৎ──── دومین دوخت امسال این بود🦦 رفتم پارچه فروشی بعد دیدم عه چه پارچه پاپیونی جینگول مینگولی. با چشمای قبلی رفتم سمتش و یه متر خریدم. این از اون دست لباس هاییه که واقعا دیگه نمیخوام هیچوقت بدوزم رسما پاره شدم سرش ولی خب کلی نکته هم یاد گرفتم🦖
دکمه پرسی. دستگاه خاص برای زدن این دکمه ها هست باید بری خرازی بدی برات بزنن. منم خیلی خوشحال لباسو گرفتم دستم دنبال جایی که دکمه بزنه. بعد یه ساعت دور دور و پرس و جو یه مغازه پیدا کردم که این کارو میکرد. لباسمو به آقاهه نشون دادم گفتم میخوام دکمه بزنم. گفت بده بزنم. بچمو گرفت یکم نگاش کرد بعد مچاله اش کرد انداخت جلوم گفت من این آشغالو دکمه نمیزنم اصن معلوم نیست چی به چیه🧍🏻‍♀
دیگه خب نتیجه گیریم این بود سمت مغازه طرف نرم. بهم برخورد🦦
جدی جدی حس‌ میکنم داداشمون یکم سخت گرفته بود. نمیدونم