نکته اینه که توی هنرستان باید برای بقا و به چشم معلم اومدن تلاش کرد. کافیه معلم از تو خوشش بیاد اون وقت کیلو کیلو بهت نمره میده. برای جا شدن توی دل معلم باید خلاقیت داشت. کار هایی کرد که معمولا بچه ها بلد نیستن ، یا یه چیز جدید. اون عروسک خیلی برای معلمم جدید بود پس منو از بچه ها یه پله جلو تر انداخت🦭
۲ و متر و نیم پارچه گرفتم نیم مترش رفت برای بالاتنه اون دومتر دیگه همه پیلی دادم رفت توی دامن🧍🏻♀
رسما از این لباس هاس که دخترا میپوشن میچرخن دامنشون میره هوا ( خودمم با لباس های دامن دارم هنوز این کارو میکنم)
────୨ৎ────────୨ৎ────
𝑯𝒆𝒓𝒆 𝒊𝒔 𝒎𝒚 𝒂𝒓𝒕 #dress
────୨ৎ────────୨ৎ────
دومین دوخت امسال این بود🦦
رفتم پارچه فروشی بعد دیدم عه چه پارچه پاپیونی جینگول مینگولی.
با چشمای قبلی رفتم سمتش و یه متر خریدم.
این از اون دست لباس هاییه که واقعا دیگه نمیخوام هیچوقت بدوزم رسما پاره شدم سرش ولی خب کلی نکته هم یاد گرفتم🦖
دکمه پرسی. دستگاه خاص برای زدن این دکمه ها هست باید بری خرازی بدی برات بزنن. منم خیلی خوشحال لباسو گرفتم دستم دنبال جایی که دکمه بزنه. بعد یه ساعت دور دور و پرس و جو یه مغازه پیدا کردم که این کارو میکرد.
لباسمو به آقاهه نشون دادم گفتم میخوام دکمه بزنم. گفت بده بزنم. بچمو گرفت یکم نگاش کرد بعد مچاله اش کرد انداخت جلوم گفت من این آشغالو دکمه نمیزنم اصن معلوم نیست چی به چیه🧍🏻♀