بزرگساٰلی اینطوریه که بلأخره برایِ همهی اِهِن و تُلُپ و هاٰرت و پورتها و دستِ همیشه درازِ طلبکارت، شرمنده میشی و میفَهمی زندگی، هیچوقت رویِ خوش نداشته و همهی این مُدت بابا ساختَتِش. ولی دیگه برایِ فهمیدن، جبراٰن و قدردانی دیره و اون خیلی پیر شُده…/
سلام آدمها... همخونه و هموطنها...
این نویسندهی عزلتنشین رو یادتون هست...؟ جایی در این هَرکههَرکهی گریهآور برام باقی مونده...؟ اینجا کسی منتظر مرثیه نویسی من بوده..؟