eitaa logo
اون؟
2 دنبال‌کننده
0 عکس
0 ویدیو
0 فایل
خیال هایش کجان؟ کپی=جهنم https://eitaa.com/sabreen
مشاهده در ایتا
دانلود
نمی‌خواست اونها رو ناراحت کنه نمی‌خواست حداقل باعث پشیمونی اون‌ها بشه
خیلی از چیزها رو بهشون نمی‌گفت تا مبادا ناراحت بشن و قلبشون بشکنه
اونا دل نازک بودن اونا هم داشتن یه سری چیز ها رو تازه تجربه می‌کردن نمی‌تونست با گفتن دردهاش اونا رو دل آزرده کنه
حتی دریا برای اینکه غم هایش رو فروکش کنه از موج‌ها استفاده میکنه ولی اون چیزی و یا کسیو نداشت که غم‌ها و ناراحتی‌هاشو به دوش بکشه و یا حتی بهشون گوش کنه
بهار و غم‌ها میان و میرن ولی انگار بهار زندگی اون خیلی وقت بود که از اون دلکنده بود و غم ها با اشتیاق بهش چسبیده بودند
اما با وجود همه این‌ها نورکوچیکی گوشه قلبش می‌درخشید که اونو سرپا نگه می‌داشت
نا امید شده بود از خودش از کار های که میکرد از رفتار های که نشون میداد از تصمیم های که می‌گرفت از چیز های که می‌خواست از خودش نا امید شده بود از خودش برای خودش پشیمون بود دنیا داشت رو سرش خراب میشد و اون فقط داشتم نگاه میکرد انگار اختیار بدنش دست خودش نبود فقط انگار فقط میتونست خودش رو تماشا کنه
برخلاف دریا که گاهی خیلی آرومه و اگه توش غرق شی مثل سکوت ابدیه افکارات گاهی خیلی شلوغن ولی گاهی حتی با وجود غرق شدن توی اون شلوغی حس آرامش بهت دست می‌ده ولی بستگی داره چه جور افکارتی باشه گاهی با غرق شدن تو یه سری افکارات خودتو به کشتن میدی
نمیدونه شاید فقط خیاله شاید اونقدر زندگی رقت انگیزی نداره شاید گاهی مسخره بازی هاش و خنده هاش واقعی بودن
اون تغییر میخواست میخواست همه‌چیز تغییر کنه ولی نمی‌دونست چیزی که باید تغییر کنه خودشه نه اطرافش اون داشت سخت تلاش می‌کرد ولی اصلا برای کی برای چی بی‌فایده بود تلاش برای یه خنده دیگه تلاش برای یه حس خوب دیگه تلاش برای با لبخند نگاه کردن به آسمون انگار داشت توی افکار پوچ ذهنش خفه می‌شد دیواره های دهنش نزدیک و نزدیک تر میشدن و فقط میتونست نگاه کنه نگاهی که داشت کم‌کم مهو میشد
اون چرا انقدر اصرار داشت تا از ته دل بخنده شاید چون دلش می‌خواست تجربش کنه اون حس رو اون لحظه رو
شاید جای دیگه‌ی هم باشه جای که بتونیم کمی حس رهایی کنیم جای مثل یه دنیای دیگه که داخلش هیچ خبری از غم و ناراحتی و اتفاق های بد نباشه جای که توش بتونیم خودمون باشیم حتی برای چند لحظه هم که شده