من فقط میخوام بخوابم
برای یه مدت طولانی
و وقتی بیدار شدم
همه چیز تغییر کرده باشه
حتی خودم.
و او نظاره گر تمام وجودش بود و اون این را نمیدانست وبا این حال تمامش را به او داده بود مفت و مجانی بی آن که چیزی بگیرد و یا چیزی بخواهد و ای کاش کمی درنگ میکرد میان این هیاهوی بیکسی کاش کمی چشمانش را باز میکرد ای کاش آن روشنایی بیپایان او را نابود میکرد ای کاش او را غرق شدن در تالاب افکار نابود میکرد ولی گویا او تو بودی و او پشیمان است که چرا پیش تر تو را به دام دریا نسپرده بود و چرا تو را در تور خود که کمی هم نداشت جای داد برای خودش و برای وجودش و برای تنها زندگیش متاسف است
آدما تغییر میکنن نه
اگه یه اتفاق بزرگ یه حادثه ی بزرگ براشون تو زندگی بیوفته تغییر میکنن ممکنه خیلی تغییر کنن جوری که دیگه اون آدم قبلی نباشن