➖امام سجاد «علیهالسلام» خواهرزاده ایرانیان
🛑 عنْ أَبِي جَعْفَرٍ ع قَالَ: لَمَّا أُقْدِمَتْ بِنْتُ يَزْدَجِرْدَ عَلَى عُمَرَ أَشْرَفَ لَهَا عَذَارَى الْمَدِينَةِ وَ أَشْرَقَ الْمَسْجِدُ بِضَوْئِهَا لَمَّا دَخَلَتْهُ فَلَمَّا نَظَرَ إِلَيْهَا عُمَرُ غَطَّتْ وَجْهَهَا وَ قَالَتْ أُفٍّ بِيرُوجْ بَادَا هُرْمُزْ فَقَالَ عُمَرُ أَ تَشْتِمُنِي هَذِهِ وَ هَمَّ بِهَا فَقَالَ لَهُ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ ع لَيْسَ ذَلِكَ لَكَ خَيِّرْهَا رَجُلًا مِنَ الْمُسْلِمِينَ وَ احْسُبْهَا بِفَيْئِهِ فَخَيَّرَهَا فَجَاءَتْ حَتَّى وَضَعَتْ يَدَهَا عَلَى رَأْسِ الْحُسَيْنِ ع فَقَالَ لَهَا أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ مَا اسْمُكِ فَقَالَتْ جَهَانْ شَاهُ فَقَالَ لَهَا أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ ع بَلْ شَهْرَبَانُوَيْهِ ثُمَّ قَالَ لِلْحُسَيْنِ يَا أَبَا عَبْدِ اللَّهِ لَتَلِدَنَّ لَكَ مِنْهَا خَيْرُ أَهْلِ الْأَرْضِ فَوَلَدَتْ عَلِيَّ بْنَ الْحُسَيْنِ ع وَ كَانَ يُقَالُ لِعَلِيِّ بْنِ الْحُسَيْنِ ع- ابْنُ الْخِيَرَتَيْنِ فَخِيَرَةُ اللَّهِ مِنَ الْعَرَبِ هَاشِمٌ وَ مِنَ الْعَجَمِ فَارِسُ.
وَ رُوِيَ أَنَّ أَبَا الْأَسْوَدِ الدُّؤَلِيَّ قَالَ فِيهِ-و وَ إِنَّ غُلَاماً بَيْنَ كِسْرَى وَ هَاشِمٍ-لَأَكْرَمُ مَنْ نِيطَتْ عَلَيْهِ التَّمَائِم
🔰 امام باقر «علیهالسلام» فرمودند:
چون دختر يزدگرد را براى عمر آوردند، دوشيزههاى مدينه به تماشاى او آمدند و چون او را در آوردند مسجد مدينه از پرتو او درخشان شد (كنايه از اينكه اهل مسجد از قيافه و جمال آن دختر شادمان و متعجب گشتند) چون عمر به او نگاه كرد روى خود را پوشيد و گفت: «اف بيروج بادا هرمز»، يعنى سياه باد روزگار هرمز
عمر گفت: مرا دشنام مىدهد اين دخترك؟
و نسبت به او سوء قصد كرد.
امير المؤمنين «علیهالسلام» فرمود: تو اختيار دار او نيستى، او را اختيار بده تا يك مرد مسلمانى را براى خود انتخاب كند و او را در سهم غنيمت او حساب كن، او را مخيّر كرد و او هم آمد و دست خود را بر سر حسين «علیهالسلام» گذاشت
امير المؤمنين به او فرمود: نامت چيست؟
گفت: جهانشاه، امير المؤمنين فرمود: بلكه بايد شهربانويه باشد، سپس رو به حسين «علیهالسلام» كرد و فرمود: اى ابا عبد اللَّه براى تو بهترين اهل زمين از اين بانو متولد مىشود، و على بن الحسين «علیهالسلام»را زائيد و به على بن الحسين «علیهالسلام» ابن الخيرتين مىگفتند كه هاشم مختار خدا بود در عرب و فارس در عجم و روايت شده كه ابو الاسود دؤلى در باره آن حضرت سروده است:
آن پسرى كه بود ميان خسرو و هاشم هست گرامىترين قرين تمائم
📚: الکافي ج 1 ص 467.
♻️کانال: علم الحدیث
@mirasehadisi
➖چرا امام سجاد علیه السلام ملقب به لقب «سجّاد» شدند⁉️
🛑عنْ جَابِرِ بْنِ يَزِيدَ اَلْجُعْفِيِّ قَالَ قَالَ أَبُو جَعْفَرٍ مُحَمَّدُ بْنُ عَلِيٍّ اَلْبَاقِرُ عَلَيْهِ السَّلاَمُ : إِنَّ أَبِي عَلِيَّ بْنَ اَلْحُسَيْنِ عَلَيْهِمَا السَّلاَمُ مَا ذَكَرَ نِعْمَةَ اَللَّهِ عَلَيْهِ إِلاَّ سَجَدَ وَ لاَ قَرَأَ آيَةً مِنْ كِتَابِ اَللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ فِيهَا سُجُودٌ إِلاَّ سَجَدَ وَ لاَ دَفَعَ اَللَّهُ تَعَالَى عَنْهُ سُوءً يَخْشَاهُ أَوْ كَيْدَ كَائِدٍ إِلاَّ سَجَدَ وَ لاَ فَرَغَ مِنْ صَلاَةٍ مَفْرُوضَةٍ إِلاَّ سَجَدَ وَ لاَ وُفِّقَ لِإِصْلاَحٍ بَيْنَ اِثْنَيْنِ إِلاَّ سَجَدَ وَ كَانَ أَثَرُ اَلسُّجُودِ فِي جَمِيعِ مَوَاضِعِ سُجُودِهِ فَسُمِّيَ اَلسَّجَّادَ لِذَلِكَ
🔰از امام باقر(علیهالسلام) روایت شده است که آن حضرت فرمودند:
«پدرم، علی بن الحسین(علیهالسلام) هیچ گاه نعمتی را از خدا یاد نکرد، مگر آن که به شکرانه آن سجده کرد، و هیچ آیه ای را نخواند که در آن سجده باشد، مگر آن که سجده کرد; و خداوند هیچ بلایی را که از آن میترسید، از او دفع نکرد، مگر آن که به خاطر آن سجده کرد; و از هر نماز واجب که فارغ میشد، پس از آن سجده میکرد، هر وقت توفیق مییافت که میان دو نفر اصلاح کند، برای شکر آن، سجده میکرد»، و در تمامی مواضع سجده آن حضرت، اثر سجود بود و به این سبب آن حضرت را «سجّاد» مینامیدند.
📚علل الشرایع ج۱ ص۲۳۲
👇نکته👇
کلمه «سجّاد» در عربی اسم مبالغه بر وزن فعّال است به معنای کسی که زیاد سجده میکند.
👇نکته 👇
نام مبارک امام سجاد «علیهالسلام»: علی بن الحسین علیهما السلام است.
و سجّاد لقب امام سجّاد علیهالسلام است
♻️کانال: علم الحدیث
@mirasehadisi
ِ ➖چرا به امام سجاد علیهالسلام ذوالثَّفِنات گفته میشود
🛑وَ لَقَدْ کانَ تَسْقُطُ مِنْهُ کلَّ سَنَةٍ سَبْعُ ثَفِنَاتٍ مِنْ مَوَاضِعِ سُجُودِهِ لِکثْرَةِ صَلَاتِهِ وَ کانَ یجْمَعُهَا فَلَمَّا مَاتَ دُفِنَتْ مَعَه؛
🔰امام باقر علیهالسلام فرمودند:
از مواضع سجود امام سجاد(علیهالسلام) هر ساله هفت پینه برگرفته میشد (با قیچی یا شئ تیز دیگری قیچی میشد)
چرا که حضرت بسیار نماز میخواند؛ این پینهها را جمع میکرد و چون که درگذشت همراه با او دفن کردند
📚: الخصال ج ۲، ص ۵۱۷
♻️کانال: علم الحدیث
@mirasehadisi
ميمية الفرزدق _ عبدالكريم مهيوب _ هذا الذي تعرف البحطاء وطأته.opus
5.73M
➖شعر زیبا فرزدق در مدح امام سجاد علیه السلام
✍️الشاعر:أَبُو فِرَاسْ هَمَّامْ بْنْ غَالِبْ بْنْ صَعْصَعَة اَلْمُجَاشِعِي اَلتَّمِيمِي اَلْبَصَرِيَّ المعروف بِاَلْفَرَزْدَقِ
🔻نص القصيدة
🔻ترجمه: کلیک کنید
♻️کانال: علم الحدیث
@mirasehadisi
علم الحدیث
➖پیراهن حضرت یوسف علیهالسلام چگونه پیراهنی بود؟ 🛑عنِ الْمُفَضَّلِ الْجُعْفِيِّ أَظُنُّهُ «3» عَنْ
➖آیا حضرت یوسف«علیهالسلام» در گذشته دزدی کرده بود؟
✍🏻وقتی حضرت یوسف «علیهالسلام» به عنوان عزیز مصر برادران خود را دزد خطاب کرد و بنیامین مورد اتهام قرار گرفت برادران حضرت یوسف گفتند: «قالُوا إِنْ يَسْرِقْ فَقَدْ سَرَقَ أَخٌ لَهُ مِنْ قَبْلُ فَأَسَرَّها يُوسُفُ في نَفْسِهِ وَ لَمْ يُبْدِها لَهُمْ قالَ أَنْتُمْ شَرٌّ مَكاناً وَ اللهُ أَعْلَمُ بِما تَصِفُونَ )1
ترجمه: [برادران] گفتند: «اگر او (بنيامين) سرقت كند، [جاى تعجّب نيست]؛ برادرش [يوسف] نيز قبل از او سرقت كرد»! يوسف [سخت ناراحت شد، و] اين [ناراحتى] را در درون خود پنهان داشت، و براى آنها آشكار نكرد؛ [همين اندازه] گفت: «شما از نظر منزلت [نزد من] از او بدتريد. و خدا از آنچه وصف مىكنيد، آگاهتر است
سوال: منظور برداران حضرت یوسف «علیهالسلام» از اینکه برادر بنیامین یعنی حضرت یوسف «علیهالسلام» در زمان گذشته دزدی کرده است چه بود؟
🛑 قالَ حَدَّثَنِي إِسْمَاعِيلُ بْنُ هَمَّامٍ قَالَ: قَالَ الرِّضَا ع فِي قَوْلِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَ قالُوا إِنْ يَسْرِقْ فَقَدْ سَرَقَ أَخٌ لَهُ مِنْ قَبْلُ فَأَسَرَّها يُوسُفُ فِي نَفْسِهِ وَ لَمْ يُبْدِها لَهُمْ قَالَ كَانَتْ لِإِسْحَاقَ ع مِنْطَقَةٌ يَتَوَارَثُهَا الْأَنْبِيَاءُ الْأَكَابِرُ وَ كَانَتْ عِنْدَ عَمَّةِ يُوسُفَ وَ كَانَ يُوسُفُ عِنْدَهَا وَ كَانَتْ تُحِبُّهُ فَبَعَثَ إِلَيْهَا أَبُوهُ ابْعَثِيهِ إِلَى وَارِدِهِ إِلَيْكِ فَبَعَثَتْ إِلَيْهِ دَعْهُ عِنْدِيَ اللَّيْلَةَ أَشُمَّهُ ثُمَّ أُرْسِلَهُ إِلَيْكَ غُدْوَةً قَالَ فَلَمَّا أَصْبَحَتْ أَخَذَتِ الْمِنْطَقَةَ فَرَبَطَتْهَا فِي حِقْوِهِ وَ أَلْبَسَتْهُ قَمِيصاً وَ بَعَثَتْ بِهِ إِلَيْهِ وَ قَالَتْ سُرِقَتِ الْمِنْطَقَةُ فَوُجِدَتْ عَلَيْهِ وَ كَانَ إِذَا سَرَقَ وَاحِدٌ فِي ذَلِكَ الزَّمَانِ دُفِعَ إِلَى صَاحِبِ السَّرِقَةِ فَكَانَ عَبْدَهُ.)2
🔰 از اسماعيل بن همام نقل كرده كه وى گفت:
حضرت امام رضا عليه السّلام در ذيل فرموده خداى عزّ و جلّ: قالُوا إِنْ يَسْرِقْ فَقَدْ سَرَقَ أَخٌ لَهُ مِنْ قَبْلُ، فَأَسَرَّها يُوسُفُ فِي نَفْسِهِ وَ لَمْ يُبْدِها لَهُمْ (برادران گفتند اگر اين دزدى بكند برادرش يوسف نيز پيش از اين دزدى كرد يوسف چون اتّهام دزدى را به خود شنيد باز قضيّه را در دل پنهان كرد و به آنها اظهار ننمود) فرمودند
حضرت اسحاق عليه السّلام كمربندى داشتند كه از انبياء بزرگ به او ارث رسيده و آن در نزد عمّه جناب يوسف عليه السّلام بود و چون اين بانو محبّت مفرطى به يوسف عليه السّلام داشت لا جرم وى را نزد خود نگاه مىداشت، روزى يعقوب عليه السّلام، يوسف را از خواهر طلب نمود و فرمود: خواهر يوسف را نزد من فرست تا شب نزد من باشد و من او را ببويم بامداد وى را نزد تو مىفرستم.
امام عليه السّلام فرمودند:
خواهر يعقوب چون نمىخواست يوسف از او دور شود كمربند مزبور را پنهانى و بدون اطّلاع كسى به كمر يوسف عليه السّلام بست و روى آن پيراهنى به اندامش پوشاند و سپس او را به خدمت يعقوب فرستاد، ساعتى ديگر خود نزد يعقوب آمده و گفت كمربند اسحاق به دزدى رفته و بعد از تفحص او را بر اندام يوسف يافتند و در آن زمان مقرّر بود كه دزد را به صاحب مال مىسپردند تا بنده وى شود و بدين ترتيب خواهر يعقوب يوسف را گرفت و پيش خود برد و مقصود برادران يوسف از «فَقَدْ سَرَقَ أَخٌ لَهُ مِنْ قَبْلُ» اشاره به همين حكايت و واقعه مىباشد.
📚منابع:
1 سوره مبارکه یوسف ایه شریفه 77
2: علل الشرائع: ج 1 ص 50
♻️کانال: علم الحدیث
@mirasehadisi
➖آیا حضرت یعقوب می دانستند حضرت یوسف «علیهماالسلام»زنده هستند؟
🛑عنْ مُحَمَّدِ بْنِ إِسْمَاعِيلَ عَنْ حَنَانِ بْنِ سَدِيرٍ عَنْ أَبِيهِ قَالَ: قُلْتُ لِأَبِي جَعْفَرٍ ع أَخْبِرْنِي عَنْ يَعْقُوبَ حِينَ قَالَ لِوُلْدِهِ اذْهَبُوا فَتَحَسَّسُوا مِنْ يُوسُفَ وَ أَخِيهِ أَ كَانَ عَلِمَ أَنَّهُ حَيٌّ وَ قَدْ فَارَقَهُ مُنْذُ عِشْرِينَ سَنَةً وَ ذَهَبَتْ عَيْناهُ مِنَ الْحُزْنِ قَالَ نَعَمْ عَلِمَ أَنَّهُ حَيٌّ قُلْتُ وَ كَيْفَ عَلِمَ قَالَ إِنَّهُ دَعَا فِي السَّحَرِ أَنْ يَهْبِطَ عَلَيْهِ مَلَكُ الْمَوْتِ فَهَبَطَ عَلَيْهِ تَرْيَالُ فَهُوَ مَلَكُ الْمَوْتِ فَقَالَ لَهُ تَرْيَالُ مَا حَاجَتُكَ يَا يَعْقُوبُ قَالَ أَخْبِرْنِي عَنِ الْأَرْوَاحِ تَقْبِضُهَا مُجْتَمِعَةً أَوْ مُتَفَرِّقَةً فَقَالَ بَلْ مُتَفَرِّقَةً رُوحاً رُوحاً قَالَ فَمَرَّ بِكَ رُوحُ يُوسُفَ قَالَ لَا قَالَ فَعِنْدَ ذَلِكَ عَلِمَ أَنَّهُ حَيٌّ فَقَالَ لِوُلْدِهِ اذْهَبُوا فَتَحَسَّسُوا مِنْ يُوسُفَ وَ أَخِيهِ
🔰 از حنان بن سدير، از پدرش، وى مىگويد:
محضر امام ابى جعفر عليهالسّلام عرضه داشتم:
بفرماييد: اين كه جناب يعقوب عليهالسّلام به فرزندانش فرمود: اذْهَبُوا فَتَحَسَّسُوا مِنْ يُوسُفَ وَ أَخِيهِ (برويد از يوسف و برادرش بنيامين تفحّص كنيد) آيا وى با اين كه مدّت بيست سال از يوسف جدا شده و از شدّت حزن و گريه نور چشمانش رفته بود مىدانست كه وى زنده است و از دنيا نرفته كه به ايشان تفحّص و تجسّس را تكليف نمود؟
امام عليهالسّلام فرمودند: بلى او آگاه و عالم بود كه وى زنده است.
عرضه داشتم: چگونه دانست كه يوسف زنده است؟
امام عليهالسّلام فرمودند: در وقت سحر يعقوب عليهالسّلام دعاء كرد و از خدا خواست كه ملك الموت نزدش حاضر شود، پس ملك الموت تريال (یکی از ملکهای ملکالموت)حاضر شد و عرض كرد چه حاجت دارى؟
يعقوب فرمود: آيا ارواح را اجتماعا و دسته جمعى قبض كردى يا جدا جدا و به طور عليحده؟
ملك الموت عرض كرد: هر روحى را جدا و عليحده قبض كردم.
يعقوب فرمود: آيا به روح يوسف برخورد كردى؟
ملك الموت عرض كرد: خير.
امام عليهالسّلام فرمودند: در اين جا بود كه يعقوب فهميد پس يوسف زنده است
لذا به فرزندانش فرمود: برويد و از يوسف و برادرش تجسّس و تفحّص كنيد.
📚 علل الشرائع، ج1، ص: 53
♻️کانال: علم الحدیث
@mirasehadisi
➖حضرت یعقوب از فرسنگها دورتر بوی پیراهن حضرت یوسف «علیهماالسلام» به مشامش رسید
🔺عنْ حَفْصٍ أَخِي مُرَازِمٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع فِي قَوْلِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ لَمَّا فَصَلَتِ الْعِيرُ قالَ أَبُوهُمْ إِنِّي لَأَجِدُ رِيحَ يُوسُفَ لَوْ لا أَنْ تُفَنِّدُونِ قَالَ وَجَدَ يَعْقُوبُ رِيحَ قَمِيصِ إِبْرَاهِيمَ حِينَ فَصَلَتِ الْعِيْرُ مِنْ مِصْرَ وَ هُوَ بِفِلَسْطِينَ)1
🔸از حفص برادر مرازم از حضرت ابى عبد اللَّه عليهالسّلام نقل كرده:
كه در ذيل فرموده خداوند عزّ و جلّ: وَ لَمَّا فَصَلَتِ الْعِيرُ قالَ أَبُوهُمْ: إِنِّي لَأَجِدُ رِيحَ يُوسُفَ لَوْ لا أَنْ تُفَنِّدُونِ (و چون كاروان از مصر بيرون آمد يعقوب گفت: اگر مرا تخطئه نكنيد من بوى يوسفم را استشمام مىكنم).
حضرت فرمودند: هنگامى كه كاروان از مصر بيرون آمد بوى پيراهن ابراهيم به مشام يعقوب كه در فلسطين بود رسيد و وى آن را استشمام نمود.
ِ 🔺عمَّنْ ذَكَرَهُ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: كَانَ الْقَمِيصُ الَّذِي أُنْزِلَ بِهِ عَلَى إِبْرَاهِيمَ مِنَ الْجَنَّةِ فِي قَصَبَةٍ مِنْ فِضَّةٍ وَ كَانَ إِذَا لَبِسَ كَانَ وَاسِعاً كَبِيراً فَلَمَّا فَصَلُوا وَ يَعْقُوبُ بِالرَّمْلَةِ وَ يُوسُفُ بِمِصْرَ قَالَ يَعْقُوبُ إِنِّي لَأَجِدُ رِيحَ يُوسُفَ عَنَى رِيحَ الْجَنَّةِ حِينَ فَصَلُوا بِالْقَمِيصِ لِأَنَّهُ كَانَ مِنَ الْجَنَّةِ.)2
🔸 از حضرت صادق عليهالسّلام كه ميفرمود:
پيراهنى بود از بهشت براى حضرت ابراهيم عليه السّلام آورده بودند (موقعى كه او را در ميان آتش نمرودى انداختند) و در ميان جعبه نقره كوچكى بود و هر وقت آن حضرت آن را ميپوشيد وسيع ميشد (زيرا يكى از معجزات انبياء آن بوده كه لباس كوتاه يا بلند
ميپوشيدند مساوى با اندامشان ميشد) و آن پيراهن نزد حضرت يوسف بود تا زمانى كه ببرادران داد ببرند و بر چشم حضرت يعقوب بمالند.
چون قافله از (پايتخت) مصر بيرون آمد و حضرت يعقوب در رمله بود (شهر بزرگى بوده در فلسطين و فعلا آثارى از آن باقى نيست) كه فرمود بوى يوسف بمشامم ميرسد، و مرادش بوى پيراهن بهشتي حضرت يوسف بود.
📚منابع:
1:علل الشرائع: ج 1 ص 53
2: علل الشرائع: ج 1 ص 53
♻️کانال: علم الحدیث
@mirasehadisi
➖پیراهن بهشتی حضرت یوسف «علیهالسلام»
🛑عنْ مُفَضَّلٍ الْجُعْفِيِّ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: سَمِعْتُهُ يَقُولُ أَ تَدْرِي مَا كَانَ قَمِيصُ يُوسُفَ قَالَ قُلْتُ لَا قَالَ إِنَّ إِبْرَاهِيمَ لَمَّا أُوقِدَتْ لَهُ النَّارُ أَتَاهُ جَبْرَئِيلُ ع بِثَوْبٍ مِنْ ثِيَابِ الْجَنَّةِ وَ أَلْبَسَهُ إِيَّاهُ فَلَمْ يَضُرَّهُ مَعَهُ رِيحٌ وَ لَا بَرْدٌ وَ لَا حَرٌّ فَلَمَّا حَضَرَ إِبْرَاهِيمَ الْمَوْتُ جَعَلَهُ فِي تَمِيمَةٍ وَ عَلَّقَهُ عَلَى إِسْحَاقَ وَ عَلَّقَهُ إِسْحَاقُ عَلَى يَعْقُوبَ فَلَمَّا وُلِدَ لِيَعْقُوبَ يُوسُفُ عَلَّقَهُ عَلَيْهِ فَكَانَ فِي عَضُدِهِ حَتَّى كَانَ مِنْ أَمْرِهِ مَا كَانَ فَلَمَّا أَخْرَجَ يُوسُفُ الْقَمِيصَ مِنَ التَّمِيمَةِ وَجَدَ يَعْقُوبُ رِيحَهُ وَ هُوَ قَوْلُهُ تَعَالَى إِنِّي لَأَجِدُ رِيحَ يُوسُفَ لَوْ لا أَنْ تُفَنِّدُونِ فَهُوَ ذَلِكَ الْقَمِيصُ الَّذِي أُنْزِلَ بِهِ مِنَ الْجَنَّةِ قُلْتُ جُعِلْتُ فِدَاكَ فَإِلَى مَنْ صَارَ هَذَا الْقَمِيصُ قَالَ إِلَى أَهْلِهِ وَ كُلُّ نَبِيٍّ وَرِثَ عِلْماً أَوْ غَيْرَهُ فَقَدِ انْتَهَى إِلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ.
🔰از مفضل جعفى كه حضرت صادق عليه السّلام ميفرمود:
اى مفضل آيا ميدانى پيراهن يوسف از كجا بود، عرضكردم نميدانم، فرمود:
زمانى كه نمروديان آتش را براى حضرت ابراهيم افروختند جبرئيل براى او پيراهنى از بهشت آورد و به او پوشانيد كه از سردى و گرمى هوا محفوظ بماند و هنگامى كه آثار مرگ در جبين حضرت ابراهيم آشكار شد آن را در جعبه كوچكى نهاد و به بازوى فرزندش إسحاق بست، و حضرت اسحاق ببازوى حضرت يعقوب، و حضرت يعقوب به بازوى حضرت يوسف بست و به بازوى او بسته بود تا قضاياى فروش و بندگى و قضاياى ديگرش تمام شد آن پيراهن را از جعبه بيرون آورد و بوى آن به مشام حضرت يعقوب رسيد.
چنان كه خداى تعالى بيان قول او را مىفرمايد: إِنِّي لَأَجِدُ رِيحَ يُوسُفَ لَوْ لا أَنْ تُفَنِّدُونِ، اگر مرا تخطئه و توبيخ و سرزنش و ملامت نميكنيد و مرا به سفاهت نسبت ندهيد (و نگوئيد عقلش زايل شده) بوى يوسف به مشام من ميرسد، و آن بوى همان پيراهنى بود كه از بهشت آورده بودند.
📚علل الشرائع ج 1 ص 53
♻️کانال: علم الحدیث
@mirasehadisi
➖پیراهن...
✍🏻وقتی در حال جستجو احادیث حول پیراهن حضرت یوسف «علیهالسلام» بودم به چند گزارش و روایت زیبا برخورد کردم که حیفم آمد نقل نکنم:
1: و يعقوب ارتد بصيرا بقميص ابنه و كان لعلي قميص من غزل فاطمة ع يتقي به نفسه في الحروب)1
🔸مرحوم ابن شهرآشوب:
حضرت یعقوب به وسیله پیراهن حضرت یوسف «علیهماالسلام» بینایی خود را به دست آورد
مولا علی علیهالسلام همیشه در جنگها، پیراهن دستباف حضرت زهرا سلاماللهعلیها را به تن میکرد، تا محفوظ بمانند
ٍ 2: عَنْ زُرَارَةَ بْنِ أَعْيَنَ قَالَ: رَأَيْتُ قَمِيصَ عَلِيٍّ ع الَّذِي قُتِلَ فِيهِ عِنْدَ أَبِي جَعْفَرٍ ع فَإِذَا أَسْفَلُهُ اثْنَا عَشَرَ شِبْراً وَ بَدَنُهُ ثَلَاثَةُ أَشْبَارٍ وَ رَأَيْتُ فِيهِ نَضْحَ دَمٍ)2
🔸زرارة بن اعین نقل میکند:
من پيراهن امير المؤمنين- عليهالسلام را نزد ابو جعفر باقر عليهالسلام ديدم. همان پيراهنى كه در آن به شهادت رسيد. وارسى كردم، پايين دامن به عرض دوازده وجب و بالاى سينه به عرض سه وجب بود. من اثر رنگ پريده خون را در آن مشاهده كردم.
3: فَتَأْخُذُ قَمِيصَ الْحُسَيْنِ بْنِ عَلِيٍّ ع بِيَدِهَا مُضَمَّخاً بِدَمِهِ وَ تَقُولُ يَا رَبِّ هَذَا قَمِيصُ وَلَدِي وَ قَدْ عَلِمْتَ مَا صُنِعَ بِهِ- فَيَأْتِيهَا النِّدَاءُ مِنْ قِبَلِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ يَا فَاطِمَةُ لَكِ عِنْدِي الرِّضَا فَتَقُولُ يَا رَبِّ انْتَصِرْ لِي مِنْ قَاتِلِهِ فَيَأْمُرُ اللَّهُ تَعَالَى عُنُقاً مِنَ النَّارِ فَتَخْرُجُ مِنْ جَهَنَّمَ فَتَلْتَقِطُ قَتَلَةَ الْحُسَيْنِ بْنِ عَلِيٍّ ع كَمَا يَلْتَقِطُ الطَّيْرُ الْحَب)3
🔸امام صادق علیهالسلام فرمودند:
در روز قیامت زمانی که حضرت زهرا سلام الله علیها وارد محشر می شود:
پيراهن خون آلود حسين بن على (علیهالسلام) را بهدست گيرد و گويد: اى پروردگار من، اين پيراهن فرزند من است و تو مىدانى كه با او چهها شد! از جانب خدا عزّ و جلّ ندا آية: اى فاطمه، من خرسندى تو را خواهانم، عرض مىكند: اى پروردگار من، براى من از قاتلش انتقام بگير. خداوند بپارهاى از آتش فرمان دهد، از دوزخ بيرون آمده و تمام كشندگان حسين بن على (علیهالسلام) را مانند پرندهاى كه دانه از روى زمين بر مىچيند مىربايد
📚منابع:
1: مناقب: ج 3 ص 245
2: الکافي: ج 6 ص 456
3: الامالی مرحوم مفید 130
♻️کانال: علم الحدیث
@mirasehadisi
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
➖شب جمعه است یادت نکنم میمیرم
🛑..عَنِ الْحُسَیْنِ بْنِ ثُوَیْرٍ قَالَ: کُنْتُ أَنَا وَ یُونُسُ بْنُ ظَبْیَانَ وَ الْمُفَضَّلُ بْنُ عُمَرَ وَ أَبُو سَلَمَهَ السَّرَّاجُ جُلُوساً عِنْدَ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ عَلَیهِ السَّلامُ، وَ کَانَ الْمُتَکَلِّمُ مِنَّا یُونُسَ وَ کَانَ أَکْبَرَنَا سِنّاً. فَقَالَ لَهُ: جُعِلْتُ فِدَاکَ، إِنِّی کَثِیراً مَا أَذْکُرُ الْحُسَیْنَ عَلَیهِ السَّلامُ، فَأَیَّ شَیْءٍ أَقُولُ؟ فَقَالَ: «قُلْ: «صَلَّی اللَّهُ عَلَیْکَ یَا أَبَا عَبْدِ اللَّهِ» تُعِیدُ ذَلِکَ ثَلَاثاً، فَإِنَّ السَّلَامَ یَصِلُ إِلَیْهِ مِنْ قَرِیبٍ وَ مِنْ بَعِید.»
🔰از «حسین بن ثُوَیر» نقل شده است:
من و «یونس بن ظَبیان» و «مفضّل بن عمر» و «ابو سلمه سرّاج» نزد امام صادق (علیهالسلام) نشسته بودیم. از بین ما، یونس که از همه ما بزرگتر بود، سخن میگفت.
یونس به امام صادق (علیهالسلام) عرض کرد:
فدایتان شوم، من خیلی یاد امام حسین (علیهالسلام) میافتم. (در چنین حالتی) چه بگویم؟
حضرت فرمودند:
بگو:
«صَلَّی اللَّهُ عَلَیْکَ یَا أَبَا عَبْدِاللَّهِ»
علیه السلام
این را سه بار تکرار کن؛ چراکه سلام، به ایشان میرسد، چه از نزدیک و چه از دور.»
📚الكافي، ج۴، ص۵۷۵
♻️کانال: علم الحدیث
@mirasehadisi
➖حضرت نرجس خاتون سلاماللهعلیها
✍سلام
وقتتون بخیر
به مناسبت نزدیک شدن میلاد وجود نازنین امام زمان «عجلاللهتعالیفرجهالشریف»
قصد کردم یک پرونده علمی راجعبه وجود پاک و مطهر حضرت نرجس خاتون «سلاماللهعلیها» باز کنیم.
بخاطر پراکندگی اطلاعات راجعبه حضرت نرجس خاتون «سلاماللهعلیها» با ترس وارد بحث میشویم.
انشاءالله با مدد حضرت نرجس خاتون«سلاماللهعلیها» بتونیم بنویسیم
♻️کانال: علم الحدیث
@mirasehadisi
علم الحدیث
➖پیراهن بهشتی حضرت یوسف «علیهالسلام» 🛑عنْ مُفَضَّلٍ الْجُعْفِيِّ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَال
➖چرا وقتی برادران حضرت یوسف«علیهالسلام» بر وی وارد شدند او را نشناختند ولی حضرت یوسف«علیهالسلام» آنان را شناخت؟
🛑و أَمَّا اَلْعِلَّةُ اَلَّتِي كَانَتْ مِنْ أَجْلِهَا عَرَفَ يُوسُفُ إِخْوَتَهُ وَ لَمْ يَعْرِفُوهُ لَمَّا دَخَلُوا عَلَيْهِ فَإِنِّي سَمِعْتُ مُحَمَّدَ بْنَ عَبْدِ اَللَّهِ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ طيفور يَقُولُ فِي قَوْلِ اَللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ جَاءَ إِخْوَةُ يُوسُفَ فَدَخَلُوا عَلَيْهِ فَعَرَفَهُمْ وَ هُمْ لَهُ مُنْكِرُونَ إِنَّ ذَلِكَ لِتَرْكِهِمْ حُرمَةَ يوسُفَ وَ قَدْ يَمْتَحِنُ اَللَّهُ اَلْمَرْءَ بِتَرْكِهِ الحُرْمَةَ أَ لاَ تَرَى يَعْقُوبَ ع حِينَ تَرَكَ حُرْمَةَ يوسُفَ غَيبُوهُ مِنْ عَينِهِ فامْتُحِنَ مِن حَيْثُ تَرَكَ الحُرْمَةَ بِغَيْبَتِهِ عَنْ عَيْنِهِ لاَ عَنْ قَلْبِهِ عِشْرِينَ سَنَةً وَ تَرَكَ إِخْوَةُ يُوسُفَ حُرْمَتَهُ فِي قُلُوبِهِمْ حَيْثُ عَادُوهُ وَ أَرَادُوا الْقَطِيعَةَ لِلْحَسَدِ الَّذِي فِي قُلُوبِهِمْ فامْتُحِنُوا فِي قُلُوبِهِمْ كَأَنَّهُمْ يَرَوْنَهُ وَ لاَ يَعْرِفُونَهُ و لَمْ يَكُنْ لِأَخِيهِ مِن أُمِّهِ حَسَدٌ مِثْلُ مَا كَانَ لِإِخوتِهِ فَلَمَّا دَخَلَ قَالَ إِنِّي أَنَا أَخُوكَ عَلَى يَقِينٍ فَعَرَفَهُ فَسَلِمَ مِنَ اَلْمِحَنِ فِيهِ حِينَ لَمْ يَتْرُكْ حُرْمَتَهُ وَ هَكَذَا اَلْعِبَاد
🔰و امّا علّت اين كه يوسف برادرانش را شناخت ولى آنها وى را بجا نياوردند:
از محمّد بن عبد اللَّه بن محمّد بن طيفور شنيدم كه در ذيل فرموده خداى عزّ و جلّ:
وَ جاءَ إِخْوَةُ يُوسُفَ فَدَخَلُوا عَلَيْهِ فَعَرَفَهُمْ وَ هُمْ لَهُ مُنْكِرُونَ (برادران يوسف در مصر نزد يوسف آمدند پس او برادران را شناخت ولى آنها او را نشناختند) فرمود:
جهتش آن است كه برادران حرمت يوسف را ناديده گرفته و ترك كردند و همين معنا سبب شد كه وقتى با يوسف ملاقات كردند او را نشناسند و اين امر گاهى اتّفاق مىافتد كه حقّ تعالى انسان را به واسطه ترك حرمت امتحان و آزمايش مىكند چنانچه جناب يعقوب عليه السّلام حرمت يوسف را ترك كرد و نتيجهاش اين شد كه برادران يوسف وى را از چشم پدر غايب و مخفى نمودند پس به محنت افتادن آن حضرت به خاطر ترك حرمت يوسف بود كه نتيجهاش اين بود كه يوسف مدّت بيست سال از چشم يعقوب مخفى بود نه از قلبش و نيز برادران يوسف چون در قلبشان حرمت يوسف را ترك نمودند و در صدد دشمنى با او برآمدند و حسدى كه در دلشان نسبت به او داشتند آنها را وادار نمود كه قطع رحم كرده و وى را در چاه بياندازند در نتيجه در قلبشان امتحان شده و در وقت ملاقات با يوسف او را ديدند ولى وى را نشناختند.
و برادر مادرى حضرت يوسف حسدى را كه برادران ديگر داشتند، نداشت از اين رو وقتى بر برادر وارد شد عرض كرد: من برادر تو هستم، پس جناب يوسف را شناخت و گرفتار محنت و بلا نشد زيرا حرمت برادر را ترك نكرده بود و اساسا تمام بندگان خدا چنين هستند يعنى در صورتى كه حرمت كسى را كه واجب الاحترام است رعايت نكرده و آن را ترك نمايند گرفتار محنت و بلا مىشوند.
📚علل الشرائع: ج 1 ص 54
♻️کانال: علم الحدیث
@mirasehadisi