یجایی تو سریال فرندز چندلر به جویی میگه: شماها همتون ازدواج می کنین ولی من تنهایی می میرم.
بعد ادامه میده: میشه بهم یه قولی بدی؟ میشه وقتی ازدواج کردی منو تعطیلات دعوت کنی؟
و واقعا الان دلم میخواد بگم: منم همینطور چندلرِ عزیزم. منم همینطور.
منی که همزمانی که دارم از استرس میمیرم واسه امتحان ریاضی و فیزیک دو روز بعدم و همچنان نشستم کنار خاله هام و دارم میخندم:
مخمور.
منی که همزمانی که دارم از استرس میمیرم واسه امتحان ریاضی و فیزیک دو روز بعدم و همچنان نشستم کنار خال
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
گاهی وقتا هم هست که حضورِ بعضیا ، به علتهای مختلف ، توی زندگیتون کمرنگ میشه ، دیگه هرروز نمیتونید همو ببینید و از زمین و زمان برا همدیگه حرف بزنید ، نمیشه وقتایی که حالتون بده و واقعاً احتیاج دارید به آغـوشِش کنارتون باشه و با همون دستای مهربونش یه جوری بغلتون کنه که تمام خستگیاتون از تـنِتون در بره. ولی این به این معنا نیست که حتی برای یه لحظه هم خاطرشون ازتون جدا بشه... فقط حضور فیزیکی از بین رفته ، ولی بازم از خیلی از دوروبریاتون بیشتر تو قلبتونه.
وَ
خواستم از همینجا بگم دوسِت دارم و بیا این دوروبرم :)))
پـینوشت: هنوزم سیجل گوش میدم یادِ تو میفتم💜.
منم میخواستم با تو پیییر شم ولی متاسفانه تو یهو دکمهی لفت د ریلیشن شیپ رو فشار دادی.