eitaa logo
مخمور.
31 دنبال‌کننده
397 عکس
171 ویدیو
1 فایل
آن زمان تو نبودی ولی اگر بودی ، مطمئنم خدا سوره‌ای را با آیهِ "و قسم به چشمان تو" آغاز می‌کرد. - شاخهٔ هم‌خونِ جـ ـدا ماندهٔ او. - ما جاودانه‌ایم، بر این می‌توان گریست. - یه ته مونده از خاك. - برای "Sh"
مشاهده در ایتا
دانلود
از یه جایی به بعد با اینکه از اعماق وجودت به عشق اعتقاد داری ، ترجیح می‌دی برای اینکه عشق زندگیتو بیشتر از این نابود نکنه بزنی زیر همه‌چیز ، چشماتو ببندی و با مهیار بخونی: دروغه عشق. دروغه دل‌تنگـی‌.
تاریخ تکرار میشه...
ولی من بیشتر با بهروز همزاد پنداری می‌کنم.
مردم که دوست دارن یامال/دمبله توپ طلا ببرن.‌ منی که دوست دارم پدری توپ طلا ببره:
بچه مثبتا رو نگا🤣🤍
مخمور.
آخرین جشنِ تولد مرلین مونرو در سال ۱۳۴۱.
گفتم: تو یبارم برای من شعر نگفتی! واسه همه گفتی ها، اما برای من... نه. خندید. بلند بلند. کتش را از پشت صندلی برداشت و رفت سمت در خروجی. هنگامی که داشت در را باز می‌کرد برگشت، آمد سمتم و در گوشم آرام گفت: دیوونه. من قبل از اینکه تو رو ببینم اصلا شاعر نبودم‌. اصلا بلد نبودم شعر بگم. چرا انقدر منو با حرفات اذیت می‌کنی؟ تو باعث میشی من بتونم قافیه‌ها رو کنار هم ردیف کنم و شعر بگم. بعد میگی برا من شعر نگفتی؟ برو دخترخانم. برو منو اذیت نکن. بعد گونه ام را بوسید. مثل اینکه دارد ملکی را که سندش به نامش خورده می‌بوسد. با تحکم گفتم: قبل از اینکه منو ببوسی ، اجازه بگیر! خندید. بلندتر از قبل و گفت: مگه آدم برا بوسیدنِ خودش هم باید اجازه بگیره؟ و رفت. قدم هایش را شمردم. هفت تا شد که رسید به در. برگشت و نگاهم کرد. از همان نگاه‌های تب دار. خندید و لب زد: دوسِت دارم خوشگله! سرم را تکان دادم و خندیدم و او با صدایی بلندتر گفت: تو چی؟ تو هم؟ با لبخندی گفتم: نمی‌دونم! شاید! لبخند زد: بدجنس! و رفت،مثل رفتنِ جان از بدن...