نمیدونم برای شماها چطوریه ولی این آهنگ برای من ترکیبِ بغض ، حسرت ، عقده ، غم و دلتنگیـه.
مامان بزرگ و دوستش نشسته بودن ، بعد مامان بزرگ برگشت راجع به خلخالی صحبت کرد ، بعد دوستش گفت آره خالخالی خیلی حرف پشت سرش بود :))))
آه که این لعنتی، این قرصهای افسردگی، رنگ به رنگ، دوز به دوز، به باد داد آرامِ زندگیم...
باور کنید نگهبانای ورزشگاه آستان قدس همشون باهم میشینن به اسکل بودن و خنگ بودن من میخندن.