همچنان که دوستانم دارند دست در دستِ همسر/دوستپسر ِشان قدم میزنند من دارم سینگلوارانه به تلاشهای شاید تا حدودی پوچِ خودم ادامه میدهم.
به دخترهی اسکل از پشت خط پاس میدم نمیتونه بگیره بعد میاد پشت سرم صفحه میذاره که آره این ب من پاس نداد. بهش گفتم: داداش تو نگرفتی! برگشته میگه: نه آخه تو داشتی دریبل میزدی :))))))))
آخه روانی از پشت خط چطوری دریبل میزدم؟ چرا انقد اسکلن مردم؟
نه دلم میخواد تا آخر عمرم تنها بمونم، نه میتونم تو رو فراموش کنم، به هیچ وجه هم امکانش نیست که باهم باشیم.
الان اونجاییه که دلم میخواد دیگه آدم نباشم و تبدیل بشم به یه سوسک کوچیک که یکی با دمپایی لاانگشتیش داره لهِش میکنه.