امروز؟
دیدنِ "The Twilight"برایِ نمیدونم چندمین بار و تکرارِ جملهی:
"Bella, you are my life now."
"بِلا، الان زندگیِ من تو هستی."
-
تماشای مسابقهی بسکتبال بینِ آلمان و سوئد و جیغ و داد کردن. و گفتنِ جملهی: "کاش منم الان تو زمین بودم." برای ده هزارمین بار.
-
چیپسِ سرکهای و ماستِ موسیر پِلاس پاستیلِ نوشابهای.
-
قسمتِ چهارمِ تاسیان و ذوق کردن برای اینکه شیرین برای اولین بار با امیر آشنا شد.
-
و در کل امروز پرفکتتت بود و درجه یک.
من در حال رفتن به خونه مامان بزرگم تا دخترخاله ها و خاله های عزیزم از موهام تعریف کنن:
من: چرا هیچکی رو من کراش نیست؟ چه وضعشه؟ یعنی من انقدر از مارکت خارجم؟
همچنان من وقتی یکی بیشتر از یه ثانیه بهم زل میزنه: خاک تو سر هولش کنن مرتیکه بیفانوس. دوست داره با خواهر مادر خودش هم اینجوری رفتار کنن؟