مخمور.
عزیزم من به کنار اومدن با اینکه نمیتونم با کسی که دوسش دارم بمونم عادت کردم. این اشکایی هم که میبینی
تو هم مثل قبلیا، چند وقت واست گریه میکنم بعدش فراموشت میکنم.(الکی)
دلم میخواد دخترخاله ها و خاله هامو جمع کنم ببرمشون باهم توی یه شهر خالی از سکنه زندگی کنیم.
عاشق شبای برفیام، چون احتمال داره بخاطر حفاظت از ماشینت از پارکینگ درش نیاری و شبو نزنی بیرون.