دوستام عروس دامادها رو تو حرم میبینن میرن بهشون میگن برای دوستم(من)دعا کنن که من به اون برسم=)))))))))
مخمور.
درسته دوست داشتنِ تو کار اشتباهی بود، ولی از وقتی که سعی میکنم دوستت نداشته باشم دارم تبدیل به یه و
وقتی دیشب اون کت خاکستریه رو تنت دیدم فهمیدم که نمیتونم فراااامووووش کنم اون همه داستانو
من میتونم اینجوری باشم که از شب قبل تا خود صبح فردا برات شعر بنویسم و وقتی ببینمت یجوری بهت بی محلی کنم انگار نه انگار که وجود داری اصلا.