مخمور.
ولی من فکر میکردم تو هدیهی خدایی به من ، بعد اونهمه درد کشیدن و گریه کردن...
تو نجات دهنده نبودی عزیزم، تو نابودکننده بودی. غول مرحله آخر.
دیگه دوستت ندارما، ولی وقتی تورو تو لباس دامادی کنار یکی دیگه تصور میکنم پنیک میکنم.