مخمور.
من خطاب به اون زنداییم و دخترش:
2.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
من خطاب به اون زنداییم و دخترش²:
به چشمهای مشکیِ تاتاریاش نگاهی میاندازم و میگویم: برو. نگاه کن. خوب به وضع زندگیم دقت کن. من هیچ چیز خوشحال کننده ای توی زندگی خودم ندارم برات. تو لیاقتت بیشتر از این حرفاست. اصلا به قول اون آهنگه که آهنگ موردعلاقته:«اگه فکر احساسمونی برو ، اگه عاشق هردومونی برو»
- «تو این نقطه از زندگی مرگ هم، نمیتونه از من بگیره تورو». من عاشق این قسمتشم. هرچقدرم زندگیت غم انگیز باشه می مونم باهات، کنارت میمونم. لیاقت من تویی. نه بیشتر نه کمتر:)
میخندم به دیوانگیهایش و موهای لخت مشکیاش را نوازش میکنم و به آیندهای که قرار است با بودنش، روشنش کند میاندیشم...
اگر مخترع بودم، اسپریای اختراع میکردم و تو را به اندازهی یک شکلات، کوچک میکردم و گوشهی لپم میگذاشتمت.