شاگردی داشتم تو دسشویی نماز میخوند
که پدر و مادرش متوجه نشن و نمازش قضا نشه!
چون میدونستند که داره مذهبی میشه و تحت رصد بود و کتک میخورد بخاطر نماز خوندن...
یه چنین آدمایی میان این شب ها بیرون
شما قصه همه رو میدونین؟
چه خبر دارید از اون دختر و پسری که با چه بدبختی اومده تو خیابون ؟ به خودت نگاه نکن که همه با تو همراهن، دسته جمعی و خانوادگی میری تجمع با دوستات و کیف میکنین و همه کمکت میکنند، کسی نمیزنه تو سرت بخاطر اینکه تجمع میری، اینا شب تا صبح ماهواره تو خونه شون روشنه، از تو یک وضعیتی خودشون رو میکشن بیرون و میان...
فقط بخاطر یک چیز، بخاطر وطن...
بعضی هاشون هزار جور خالی بستند برای پدر و مادر که بتونه یواشکی تجمع بیاد، با دل شکسته با اون حس تنهایی که فقط خدا میفهمه، خودشو رسونده تجمع، بعد بهش آزار برسه ؟
خدا رو خوش میاد ؟
کجا رو دارند دیگه برن؟ خونه که اون وضعه، بیرونم یک عده ناامن کردند، حتی دوست و رفیق هم ندارند، همه رو از دست دادند بخاطر حمایت شون از ایران
خب این بچه چیکار کنه؟ کجا پناه ببره؟!
_حریرعادلی
عمریست غلام سید احرارم
عمریست به سر شور شهادت دارم
من هیئتی ام ولی به ارباب قسم
از هیئتیان بی طرف ، بیزارم!
نگران نیستم!
همه چیز درست می شود.
آب ریخته روی زمین جمع نه،
ولی خشک میشود.
قلب شکسته خوب نه، اما ترمیم می شود.
و هنوز هم می توان در گلدان شکسته
گل کاشت...
خانمی که تو انقلاب پشت سر من با عمق وجود داد میزدی[ میدان با ما؛ خیابان با ما] خواستم بگم [میدان با تو؛خیابان با ما] درستشه😭. داد نزن داد نزن.