امشب برای شصتمین بار وسط ترافیک ماشینم جوش آورد
پیچیدم تو یه کوچه و اولین جای خالی پارک کردم
کاپوت رو زدم بالا و رفتم آب بیارم
اعصابم حسابی خورد بود و میگفتم خدایا کی میشه این ماشینو عوض کنم راحت بشم.
وسطای کوچه تاریک تو همین فکرا بودم که دیدم دوتا نوجوان حدودا ۱۸ ساله وایسادن و از قیافشون معلومه جفتشون استرس دارن
تقریبا ۹۰ درصد مطمئن شدم ماجرا چیه
ولی بالاخره از باب اینکه مومن باید اینجور مواقع همیشه ۷۰ تا احتمالا مثبت بده سعی کردم از ذهنم دورش کنم
ولی نزدیک تر که شدم وقتی بوی گل زد تو دماغم تو یه ثانیه همه ی ۷۰ تا احتمال مثبت پاک شد!
اگه خونواده همراهم نبودن دوست داشتم برگردم بشینم یه گوشه کنار ماشین و گریه کنم
به حال اون نوجوان که مثل برادر خودم میدونمش
و مطمئنم
اگه یه رفیق خوب دستشو گرفته بود و هواشو داشت صد در صد اونم الان دوست نداشت تو این حال باشه
یقین دارم وقتی میره خونه و تو اتاق خودش تنها میشه حالش از خودش به هم میخوره
مطمئنم
شک ندارم ته دلش عذاب داره دیوونش می کنه
به خدا خودشم دوست نداره بکشه
خودشم دوست نداره تجربه کنه
ولله اگه روش میشد میومد پیش پدر مادرش، یا روحانی مدرسش، یا یه بزرگتر میگفت توروخدا منو رها نکن
توروخدا هوامو داشته باش من میدونم رها بشم ممکنه خیلی به خودم جفا کنم
ولی روش نمیشه اینا رو بگه
چون میترسه قضاوت بشه
بیاید قبل اینکه فریاد بزنه صداشو بشنویم
قبل اینکه دست دراز کنه دستشو بگیریم
قبل اینکه خیلی از چیزایی رو تجربه کنه که یه بارش هم زیاده، هواشو داشته باشیم
من که از اول طلبگی خواستم دوره گرد اهل بیت باشم و دوره گردی کنم
میدونم زورم کمه و کار زیادی ازم بر نمیاد
ولی شاید همینکه هرازگاهی بتونم براشون گوش باشم هم خوب باشه
شمایی که توانمند تر هستید بسم الله...
ای که دستت می رسد، کاری بکن!
روز دانشجو۱۴۰۴
@mmmmoradi
13.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥حجتالاسلام رمضانی: کارهایی که ترک کردی تا برایت کف بزنند را ترک کن
✅چقدر این نکته حاج آقا رمضانی دقیق بود
زد تو خال حاجی...
@mmmmoradi
الحمدلله بعد مدت ها مکان جدیدی برای هیئت پیدا کردیم و بناست فعلا اینجا باشیم
امشب جشن گرفتیم با بچه ها و شیرینیشو خوردیم و البته یه روضه هم گرفتیم که به خود اهل بیت علیهم السلام متوسل بشیم و خودشون کمک کنن
شما هم دعامون کنید🌹
@mmmmoradi
هدایت شده از هیئت نوجوانان رایة المقاومة
#اطلاعیه
#فانوس
🎖 دوره رسانهای فانوس
🔶 با برگزاری کارگاههای چهارگانه
🔹 کارگاه طراحی با موبایل
🔸 کارگاه تدوین با موبایل
🔹 کارگاه تولید محتوا و فیلمبرداری
🔸 کارگاه روشهای خلق اثر پر بازدید
✅ با حضور استاد سعید صادقی ملقب به سین صاد، فعال فضای مجازی
🗓 پنج شنبه و جمعه از ساعت ۸ الی ۱۷
🔻 مجتمع فرهنگی نور
🔴 برای ثبتنام به آیدی @Soldier84 پیام بدهید
❗️ظرفیت محدود❗️
❕اولویت با کسانی که زودتر پیام می دهند❕
🥇اینجا پرچم ما بالاست✌️
⭕️هیئت نوجوانان رایه المقاومه ⭕️
🆔 https://eitaa.com/rayatolmoghavemat
کانال محمد حسن مرادی
#اطلاعیه #فانوس 🎖 دوره رسانهای فانوس 🔶 با برگزاری کارگاههای چهارگانه 🔹 کارگاه طراحی با موبایل
فردا و پسفردا دوره داریم
دوره دوروزه فشرده رسانه
هرنوجوانی که تمایل داشته باشه در خدمتش هستیم
مجموعه های فرهنگی هم میتونن با اعضاشون تشریف بیارن
6.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
عیدتون مبارک❤️🌹
نائب الزیاره شما هستیم 😍
@mmmmoradi
✅روایت دیدار
🔰بخش اول
امسال برخلاف سالهای قبل تصمیم گرفتیم دیگه خیلی زود حرکت نکنیم
آخه هر سال ۳ صبح میزدیم به جاده تا زود برسیم بیت و بتونیم جلو بشینیم
ولی وقتی میرسیدیم اصلا در ها باز نشده بود و باید کلی تو سرما سرپا می ایستادیم
انقدر خسته میشدیم که دیگه ساعت ۱۰ که برنامه شروع می شد خوابمون می گرفت!
به خاطر همین با سید مسعود (مداح خوب هیئتمون و برادر قدیمیم) تصمیم گرفتیم ۶ حرکت کنیم
ساعت ۷:۴۵ رسیدیم سر خیابان کشور دوست
اول رفتیم سمت درب ویژه
آقای نوشه ور اولین کسی بود که از چهره های شاخص دیدم
مشغول مصاحبه با خبرنگار ها بود
سید کارتشو گرفت
منم قم گرفته بودم
رفتیم تو صف ورود
اول دیدم تقریبا صفی نیست و خیلی سریع با نشون دادن کارت گیت اول رو رد کردیم و وارد محوطه شدیم
دیدیمالحمدلله دیگه از صف های شلوغ امانتداری سالهای قبل خبری نیست و به جاش یه عالمه کمد کوچیک گذاشتن
رفتیم گوشی و وسایل رو گذاشتیم تو کمد.
موکت بزرگی پهن شده بود و همه منتظر نشسته بودن
رفتیم تو جمعیت
چشمم خورد به استاد عزیزم حاج آقای ابراهیمی بزرگوار
خیلی از دیدنشون خوشحال شدم
بعد از حال و احوال سه تا از رفقای قدیمی شهرکرد هم دیدم
حاج حسین علیمحمدی مداح
حاج حسین رفیعی مداح
و آقا مرتضی کریمی شاعر
خلاصه نشستیم به صحبت. انقدر صحبتمون گرم شده بود که اگه تا ۱۲ ظهر هم در باز نمیشد متوجه نمی شدیم
تا اینکه فهمیدم کارت حاج آقا مال جایگاه ویژه هست
سریع راهنماییشون کردیم سمت درب ویژه و رفتن
ما موندیم و نزدیک ۲ ساعت انتظار تو صف ورود
بدتر از انتظار هم این بود که اصلا نمی دونستیم آخرش میشه بریم تو یا نه!
✅روایت دیدار
🔰بخش دوم
بعد کلی انتظار بالاخره همه گیت ها رو رد کردیم و وارد راهرو حسینیه شدیم
ولی در کمال تعجب دیدم حسینیه پر شده و دم در هم ازدحام شدیده
بعضیا هم که دیگه از ورود، ناامید شده بودن همون تو راهرو نشستن
هرچی با خودم کلنجار رفتم دیدم خیلی حیفه بیایم بیت و نتونیم آقا رو ببینیم و برگردیم
خلاصه رفتیم تو ازدحام درب ورود خودمون رو جا کردیم
به سختی خم شدم و بالاخره موفق شدم آقا رو ببینم
شیرینی این لحظه ای که دارم تعریف می کنیم وصف نشدنیه
همش تو این فکر بودم کی بشه امام زمانمون بیان و اینجوری بریم دیدارشون...
رزقنا الله ان شاءالله
خلاصه یک ساعتی همینجوری سرپا ایستادیم
شوق دیدار آقا نبود ۲ دقیقه اول خسته شده بودم و میرفتم تو راهرو مینشیتم
ولی گفتم باز اینجوری خوبه
هر دو دیقه یه بار خم می شدم چهره آقا رو میدیدم و شارژ می شدم.
این عکسم ظاهرا تو یکی از همین دفعاتی که خم شده بودم گرفته شده
حالا هرسال که وسط میشستیم تو هیچ دوربینی نبودیما😂😂
شعرخونی شاعرا که تمام شد همه برای شعار دادن بلند شدن و جلوتر رفتن
و بالاخره تونستیم چند قدمی جلو بریم و بشینیم.