eitaa logo
دفتر انسان‌شناسی اسلامی
46 دنبال‌کننده
12 عکس
21 ویدیو
0 فایل
در این دفتر، اندیشه نه در پی تصرف جهان، که در پیِ تسلیم نسبت به حقیقت آن است؛ و انسان، نه سوژۀ مدرن، که آینۀ تمام نمایِ اسمایِ الهی است. ارتباط با ادمین: @Kazemikhadem1358
مشاهده در ایتا
دانلود
🍃🌸🍃🌸🍃🌸🍃🌸 🌱 بسم الله الرحمن الرحیم 🔵 کوررنگی سیاسی ✅ هر یک از قوایِ ادراکی ما ممکن است دچار اختلال شود. مثلاً اگر رنگ‌ها درست تشخیص داده نشود، به این بیماری، کوررنگی می‌گویند. قوای باطنی هم ممکن است قوه تشخیص نداشته باشد و نتواند حق را از باطل تمییز دهد. ✅ چگونه می‌توان به قوۀ تشخیص حق از باطل رسید؟ با تقوا. «يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِنْ تَتَّقُوا اللَّهَ يَجْعَلْ لَكُمْ فُرْقَانًا»؛ اى كسانى كه ايمان آورده‌ايد، اگر از خدا پروا داريد، براى شما [نيروى‌] تشخيص [حق از باطل‌] قرار مى‌دهد (انفال ۲۹). تقوا یعنی خودنگهداری. ✅ اگر تقوا نباشد، قوۀ تشخیص نیست و اگر قوۀ تشخیص نباشد، انسان نمی‌تواند به حقیقت برسد. ✅ همین قاعده را می‌بریم در سیاست. اگر سیاست‌مدار، الهی نباشد و سکولار باشد، نمی‌تواند مصالح مسلمانان را تأمین کند. این سیاست‌مدار به کوررنگی سیاسی مبتلاست هرچند خودش نداند. ✅ اکثر حُکّامِ جهان اسلام به این عارضه دچارند و به همین دلیل است حال‌وروز ما مسلمانان این‌گونه است که می‌بینید و می‌دانید. ۱۰ مهر ۱۴۰۳ https://eitaa.com/mmotahhar 🍃🌸🍃🌸🍃🌸🍃🌸
هدایت شده از نسیم حکمت
استاد یزدان‌پناه حفظه اللهچرا پایه‌های فلسفه غرب این‌طور ضعیف شد؟!.mp3
زمان: حجم: 5.6M
🏷 چرا بنیادهای فلسفه غرب این‌قدر ضعیف شد؟! ▫️استاد یزدان‌پناه حفظه الله (خارج نهایة الحکمة - ۱۴۰۳/۰۷/۲۹) https://eitaa.com/nasimehekmat
هدایت شده از مُحیی: زندگی‌بخش
؟ این شاید یکی از اصلی‌ترین تفاوت نگاه فروید و دیدگاه اسلام به روان آدمی است! هر دو در پی کاوش‌اند امّا این کجا و آن کجا؟ این یکی در پی تحلیل و کاوش است تا به هر آنچه شر و بدی (پرخاشگری و امیال جنسی منع شده‌ی ذاتی او که در نوع تعامل والدین و محیط با او، تولید پریشانی کرده و اکنون از هشیاری او مخفی شده) دست یافته؛ شاید با فنونی بتواند فرد را وادار کند تا انگشت در حلق روان خود کرده؛ همه آنها را بالا آورده و حالش مقداری خوب شود؛ چون معتقد به تحقق و تلنبار همه اینها در لایه های پنهان روان آدمی بوده؛ روابط والد-فرزند را تولیدگر این پریشانی‌ها دانسته، نقش فرزند را کم‌رنگ؛ صرفا لذت‌خواه، و گریزان از تنش دانسته؛ و نقش والد و محیط را پررنگ، عموما آسیب‌زا، و تنش‌زا دیده است. در این اتمسفر ترسیم شده، همه در پی خواسته خویش‌اند؛ فرزند به نحوی و والد به نحوی دیگر؛ و محصول کنار آمدن یا نیامدن طرفین هم میشود تثبیت در یک دوره یا شکل‌گیری یک عقده که هر دوی آنها زمینه آسیب بعدی‌اند. راست می‌گوید فروید؛ در چنان فضا و فرهنگی که پدری می‌زیید که او هم همین پیچیده‌گی‌های روانی «دوره» و «عقده» را تجربه کرده؛ محصولی جز فرزندی در این عقده و در آن دوره نخواهد داشت! امّا وآن دیگری در پی دست‌یابی به عالی‌ترین ظرفیت‌ها جهت رشد و تعالی انسان است، چون معتقد است بنای خداوند؛ خلق موجود شریر (والد یا ولد) نبوده؛ و هر چند دنیای ناهشیار را با تبیین خود پذیرفته؛ امّا بر این باور است که والدِ ذاتا غیرشریر؛ سازنده ولد شریر نخواهد بود؛ و روابط والد-فرزندیِ مبتنی بر خیر و کرامت، سبب‌ساز ولد شر نخواهد شد؛ و هر چند گرایش به شر را پذیرفته و امکان قدرت گرفتن آن را انکار نکرده؛ امّا معتقد است فطرت الهیِ جاری در کل دوران کودکی تا بزرگسالی نخواهد گذاشت در دنیای روانی، گرایش‌های شر بر خیر غلبه کنند؛ مگر اینکه شیاطینی از نوع جن یا انس (همچون یک والد جهل‌ورز یا یک محیط جهل‌ورز) از کودکی گرایشهای نفسانی آدمی را فعال کرده؛ او را مدام در جریان جهل‌ورزی انداخته باشد. امّا قدرت عقل‌ورزی او توان مدیریت رفتارهای جاهلانه او را خواهد داشت. شاید به ظاهر شباهتی در عملکرد این دو رویکرد وجود داشته باشد؛ امّا مفاهیمی چون «خیر»، «شر»، «فطرت»، «نفس»، «جهل»، «عقل» و بالاتر «خداوند» اشاره‌گر به یک معنای بالاتر است؛ و آن تعالی است؛ او انسان را یک حیوان تکامل یافته نمی‌بیند؛ او، او را مخلوق خداوندی می‌داند که از خلقتش؛ حضورش در دنیا، انتخابهایش؛ و رفتنش هدفی متعالی در میان بوده؛ فرق است انسان را «زیستی» ببینیم یا «متألّه: خدایی‌پذیر»! در تمام شناخت‌ها؛ موضع‌گیری‌ها، و رفتارهایمان متفاوت عمل خواهیم کرد و تحویل‌دهنده محصولی متفاوت! آن یکی در پی «تحلیل»روان است از نوع مرضی؛ وان یکی در پی «تجلیل» روان است از نوع هَرسی (هرس کردن) او تحلیل می‌کند تا به لذت برسد؛ این تجلیل می‌کند تا به عزت برسد او تحلیل‌گر روان آسیب دیده است وان تجلیل‌گر نفس کرامت یافته است او غرایز را می یابد تا آرامشان کند؛ این نیازها را می یابد تا آماده حرکتشان کند. آن خروج ذلت به لذت است و این حرکت از ذلت به عزت! تلاش آن، خارج شدن از لئامت است؛ و هدف این سوق دادن به کرامت! او انسان را «زیستی» می‌خواهد و این انسان را «متألّه» می‌بیند این تحلیل می‌کند وان تجلیل؛ تا کدام را آخرین هدف حرکت خود قرار دهیم؟ 🌿🌺🍃🌸🌿 مُحیی کانال دکتر حمید رفیعی‌هنر 🆔 eitaa.com/Mohyiee
هدایت شده از بنیاد شهید مطهری
🟢 نقشه استعمار برای دانشجویان و دانش‌آموزان 🔹 در زمان ما نیز استعمار هرجا که پا می‌گذارد، تکیه روی همان موضوعی می‌کند که قرآن درباره‌اش هشدار داده است؛ یعنی می‌کوشد تا دل‌ها را فاسد کند. دل که فاسد شد، دیگر نه تنها از عقل کاری نمی‌آید، بلکه خود تبدیل به زنجیر بزرگ‌تری بر دست و پای انسان می‌شود. 🔸 این است که می‌بینیم استعمارگران و استثمارکنندگان انسان، از باز کردن مدرسه و دانشگاه بیم ندارند و حتی خود به تأسیس آن اقدام می‌کنند، اما از سوی دیگر با تمام قوا می‌کوشند تا قلب و روح دانشجو و دانش‌‏آموز را فاسد و تباه کنند. 🔹 آنها از این حقیقت به خوبی آگاهند که قلب و روح مریض و بیمار هیچ کاری نمی‌تواند صورت دهد و به هر پستی و بهره‌کشی و استثمار تن می‌دهد. 📗 استاد مطهری، آشنایی با قرآن، ج۱، ص۷۳ 🔻 کانال رسمی «بنیاد شهید مطهری» در ایتا، تلگرام و سروش👇 eitaa.com/motahari_ir t.me/motahari_ir sapp.ir/motahari_ir
🍃🌸🍃🌸🍃🌸🍃🌸 🌱 بسم الله الرحمن الرحیم 🔵 انسان مدرن در چنبره تکنولوژی ✅ یکی از جامعه‌شناسان غربی درباره روشنگری می‌گوید: «روشنگری چه چیزی را به جامعه غربی آورد: «عقلانی‌سازی» و اعتقاد و تعهد به «تسلط بر همه چیز از طریق محاسبه». این چیزی است که جامعه مدرن را از جامعه پیشامدرن متمایز می‌کند». ✅ درحالی‌که عقلانی‌سازی به طور قابل توجهی تسلط ما بر طبیعت را افزایش داده است، او استدلال می‌کند که چهار پیامد مشکل‌ساز به همراه داشته است: ✅ اولین پیامد، از دست دادن آزادی است. قوانین و رویه‌های عقلانی‌شده تولید سرمایه‌داری در حال تبدیل کردن محل کار، و در واقع زندگی به طور کلی، به یک «قفس آهنین» هستند. ✅ دومین پیامد، از دست دادن انسانیت است. به عنوان «چرخ‌دنده» در ماشین‌آلات صنعتی و بوروکراتیک، انسان‌ها در حال تبدیل شدن به اتومات‌های بیولوژیکی هستند. ✅ سومین پیامد، از دست دادن معنا و جامعه است. ما نه تنها به چرخ‌دنده‌ها، بلکه به چرخ‌دنده‌های اتمیزه، تنها و بی‌معنا تبدیل می‌شویم. این به این دلیل است که الزامات تولید سرمایه‌داری در حال جایگزینی هنجارهای سنت اخلاقی هستند که ما را به جامعه پیوند می‌داد و به زندگی ما معنا می‌بخشید. ✅ چهارمین پیامد، «افسون‌زدایی» است. از آنجا که علم ما را متقاعد می‌کند که می‌تواند همه چیز را توضیح دهد، حس مقدس بودن، بعدی که در آن الهی می‌تواند خانه‌ای پیدا کند، را از دست داده‌ایم. ✅ پی‌نوشت: انسان مدرن در فضای خشک علم‌گرایی، گویی از نظر معنا تهی شده و خونی در رگ‌هایش نیست یا به عبارتی دچار کم‌خونی است. انسان مدرن، گویا در هستی تکیه‌گاهی ندارد و از مبدأ و معاد منفصل و منعزل گشته است. 📚 فلسفه آلمان در قرن بیستم، سال انتشار ۲۰۲۳، صفحه ۲۶۸. ۱۵ آبان ۱۴۰۳ https://eitaa.com/mmotahhar 🍃🌸🍃🌸🍃🌸🍃🌸
هدایت شده از نسیم عرفان
🍃🌸🍃🌸🍃🌸🍃🌸 🌱 بسم الله الرحمن الرحیم 🔵 جلسه ۴۱۳ (۳) (۱۴۰۳.۸.۱۲ / ۲۹ ربیع‌الثانی/ شنبه) 🔴 بخش اول ✅ رساله رحمتِ حضرت استاد حسن‌زاده آملی رحمت‌الله‌علیه یک دور منازل سلوک منزل است در سی منزل. مقام اول سلوک از خلق به حق است که گفته شد. مقام دوم سلوک در حق است که از درجه هجدهم شروع می‌شود؛ ابتدا شهود دارد و بعد تبدیل می‌شود به خوف شهودی و این خوف که ادامه پیدا می‌کند تبدیل می‌شود به حیرت. و در درجه بیست و یکم تبدیل به محو می‌شود. محوِ مشهود می‌شود. از بی‌خودی حیرت را فراموش می‌کند که غرق در دریای وجود صمدی است. یک حسی است که گویا موجی است در دریا و فقط آب است و آب. و (این حالت) خودش آثاری دارد. بعد درجه بیست و دوم را مطرح می‌کند که افاقه است. یعنی پس از بی‌هوش شدن به هوش می‌آید. آنجا محو شد و اینجا صحو روی می‌دهد. در اینجا استخوان‌دار شده است. 🔵 درجه بیست و دوم: افاقه ✅ در این درجه می تواند غرق دریای وجود صمدی بشود و در عین حال خودش هم باشد. آنجا محو شده بود و بی‌خودی دست داده بود. اما اینجا خودِ الهی و خودِ نورانی دست می‌دهد. در عین حال می‌تواند جمع کند بین اینکه غرق در دریای وجود صمدی باشد و در عین حال به هوش باشد. آنجا مدهوش بود و محو، اینجا به هوش است و صحو روی می‌دهد. چون آن حال فنا که می‌آید به حدی است که حیرت محض دست می‌دهد. اما الان به جایی رسیده است که می‌بیند و می‌یابد و خودِ نورانی‌اش مانده است. او به هوش آمده است، اما به هوش آمدن پس از مدهوشی. پیش از محو و مدهوش شدن هم به هوش بود، اما این به هوش بودن فرق دارد. این به هوش بودن بعد از غرق شدن در دریای وجود صمدی است. این محو شدن آثاری دارد که گاه حتی نمی‌تواند خودش را تشخیص دهد. حالت مجانین‌العقلاء را پیدا می‌کند. اما اینجا دیگر به هوش است، اما به هوش بودنِ بعد از محو. در این حال آن غرق بودن در دریای صمدی از او گرفته نشده است. ✅ الان می‌تواند خودش را ضبط کند. می‌تواند خودش را جمع‌وجور کند. می‌تواند بین این‌سو و آن‌سو ضبط کند. این‌سو طبق روال طبیعی است و به هوش آمد بعد از رسیدن به محو. این حال افاقه قوت شخص است. پیش از این به این حد از قوت نبود که این‌جور می‌شد. بعضی از حجج الهی داریم اصلاً حال محو ندارند، و هر وقت بخواهند برمی‌گردند. وقتش که شده است مدهوش است و هر وقت که به خواهد نیست. یعنی ضبط می‌کند. اینکه کسی بتواند جمع احوال کند، این قوت است. وقتی این (حالت افاقه) را ادامه دهد، به‌گونه‌ای در جانش می‌نشیند که برایش عادی می‌شود. در نهادش اینها جا می‌افتد و برایش سخت نیست. لذا در احوال امیرالمؤمنین و رسول‌الله نقل است که غشوه داشته‌اند، در عین حال به‌گونه‌ای نیست که ضبط و جمع احوال نداشته باشند. حساب معصومین صلوات‌الله‌علیهم‌اجمعین جداست. افاقه صحو بعد محو و هوش بعد از مدهوشی است که آثار مدهوشی را دارد. خودِ این افاقه پلۀ ترقیِ بعدی خواهد بود. ✅ «درجه بیست و دوم افاقه است که قلب است و چون اسمش متقلب؛»قلب، در تقلب است. قلب ما هم در تقلب است، اما گاه این‌سویی می‌شود و به امور نفس اماره‌ای تمایل پیدا می‌کند و گاه آن‌سویی می‌شود. اما اولیای الهی تقلبِ قلب‌شان به این صورت است که گاهی صحو است و گاهی محو است و از جهتِ الهی، آنها تقلب دارند. ایشان به تقلب احوال اولیای الهی اشاره دارد که چندان این‌سویی نمی‌شوند. نفس در این‌سو دو شعبه دارد: نفس اماره و نفس لوامه. نفس لوامه سرزنش‌گر است و نور قلب است که در مرتبه نفسی می‌تابد. گاهی می‌گوییم: فروغی درخشید. چه چیز باعث می‌شود، این نفس لوامه است. ✅ همین الان هم هستند کسانی که هیچ اعتقادی به آن‌سو ندارند و غرق در ماده و مادیات و تجملات هستند، اما وقتی مصیبتی به آنها می‌رسد، چیزی در آنها پیش می‌آید و اشک می‌ریزند. گاه انسان زمینه فطری نابی دارد و آن را آلوده کرده است؛ اما یک وقت سر در می‌آورد. مثل آن جوانی که در میهمانی‌ها و پارتی‌ها چه کارها که نمی‌کرد، اما یک وقت در دل همان مجالس پَستی و زشتیِ آن گناه برایش آشکار شد و توبه کرد و برگشت و وقتی رفت به زیارت کربلا، خودِ اباعبدالله علیه‌السلام به او سلام کرد. 🍃🌸🍃🌸🍃🌸🍃🌸
هدایت شده از نسیم عرفان
🍃🌸🍃🌸🍃🌸🍃🌸 🔴 بخش دوم 🔵 تربیت فرزند ✅ برای فرزندانتان خیر و زمینه خیر ایجاد کنید. محیط‌های نورانی و معنوی ویژه درست کنید و فطرت کودکان‌تان را پاک کنید. اگر این‌طور بزرگ شوند، هر چقدر هم گناه کنند، در نهایت برخواهند گشت. نه اینکه همه برگردند، اما اکثر آنها برخواهند گشت. اگر مال حلال به فرزند بدهید و محیط خیر ایجاد کنید، این کودک چیزی در جانش رفته است و اگر به محیط گناه‌آلود برود، برمی‌گردد. 🔵 انواع تقلبِ قلب ✅ تقلب قلب دو گونه است: در مرحله قلبی که در القائات است، مرحله عین‌الیقینی است که حضور مع‌الله است؛ یک چیزی به او القاء می‌شود، گُر می‌گیرد و باز ادامه می‌دهد چیز دیگری به او القا می‌شود و باز گُر می‌گیرد. این را می‌گویند تقلب قلبی است. اما اینجا (در این رساله) صحبت از تقلب روحی است، نه تقلب قلبی. محو الهی داشت و افاقه الهی داشت. این می‌شود تقلب قلبی مناسب با نشئه صقع ربوبی و مرحله روحی. لذا آنجا شهودِ اسماء و متحد شدن با اسماء و... مطرح است. ✅ سه نوع تقلب قلبیِ کلان داریم: ۱. تقلب نفسی: همان نفس اماره است و جنگ با آن و نفس لوامه می‌آید. این تقلب قلبی مثبت است. ۲. تقلب قلبی: القائاتی است که دم‌به‌دم می‌آید و خاطری می‌آید و او را می‌شوراند تا حضور مع‌الله بیشتری داشته باشد. یا باعث می‌شود که شهود عین‌الیقینی داشته باشد. ۳. تقلب روحی: تقلبِ قلبِ روحی در اسماء گشتن و احوال پی‌درپی در اسماءالله پیدا کردن. اولش شهود است و بعد خوف؛ و بعد حیرت و بعد محو و حال محو تبدیل می‌شود به صحو و افاقه. این تقلبِ قلبِ روحی است. 🔵 شهرستان توحید ✅ «یعنی گوناگون و جورواجور دارای اطوار مختلف و احوال متشتّت است، در دیوانم (ص۱۴) آمده است: دل در میان اصبعین اوست دایم از قبض و بسطش فهم کن این مدعا را» دو انگشت مَلکی و شیطانی است که دل را به سمت خویش می‌کشاند. یا دو اصبع جمال و جلال منظور است. یعنی خدا دم‌به‌دم تغییر می‌دهد و تحول ایجاد می‌کند. در فصّ شعیبی تقلب قلب نهایی را توضیح می‌دهد. یعنی دم‌به‌دم در تبدل و تحول و تغیر است. به تعبیر دیگر، به شهرستان توحید رسید و در این شهرستان، انحاء تجلیات توحیدی را می‌بیند. اصبعین یعنی خداست که دل‌ها را تکان می‌دهد. 🔵 قبض و بسط ✅ در روایت آمده است که مؤمن گاه نمی‌داند که چرا دل غمگین است، اما خدا این غم را در دلش انداخته است. گاه مؤمن خوب پیش می‌رود، اما بعد از مدتی می‌بیند خبری نیست. همین بی‌خبری باعث می‌شود جزع‌وفزع کند؛ همین باعث می‌شود که بیشتر به سمت خدا پیش برود، چون خداخدایش درمی‌آید. بعد از این فتح و گشایش می‌آید، آن وقت قدرِ آن حال خوش و گشوده را می‌داند. بچه‌پول‌دارها قدرِ پول را نمی‌دانند؛ ولی اگر کسی با سختی و زحمت به چیزی رسیده باشد، قدرِ آن را می‌داند. این قبض و بسطی که ایشان می‌گوید، قبض و بسط در اسماء و در مرحله روحی است. ✅ «حدیث در اصول کافی از جناب ابوجعفر امام محمد باقر العلوم علیه‌السلام است که فقال ابوجعفر علیه‌السلام: إنما هی القلوب مره تصعب و مره تسهل»؛ آمدند خدمت امام علیه‌السلام و گفتند: ما احساس می‌کنیم نفاق داریم، چون نزد شما که هستیم حالِ ما خوش است و دنیا بی‌ارزش است، ولی وقتی نزد کار و اهل و عیال و فرزندان می‌رویم، آن حال را از دست می‌دهیم. آیا این نفاق است؟ حضرت فرمود: خیر. این نفاق نیست. ✅ در این باب از کافی چندین حدیث در باب قبض و بسط دل و قلب وجود دارد. ✅ بحث قبض و بسط و انضباط‌هایش را قبلاً گفته‌ایم. انضباط‌هایش را نباید از دست دهیم. اینکه رسول‌الله فرمود دست بر سر یتیم بکشید، زمختی‌ها در مرحله نفسی را برطرف می‌کند. دل انواعِ پَستی و بلندی دارد. اگر اول گفتیم محو و بعد گفتیم صحو، نگویید چرا این‌جور شده است، چون قلب تقلب دارد و گاه در اوج و گاه در حضیض است. 🍃🌸🍃🌸🍃🌸🍃🌸
انسان دو بعدی به بیان حضرت آیت الله مرتضی تهرانی (ره) . 🌹 شادی روح حضرت استاد رحمت‌الله‌علیه و علمای اسلام صلوات 🌐 در انتشار این معارف الهی شریک باشید و منتشر کنید @MortezaTehrani
هدایت شده از بنیاد شهید مطهری
9.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🟢 اخلاص حیرت‌انگیز علامه طباطبایی(ره) از زبان استاد مطهری 🔹۲۴ آبان، سالروز رحلت مرحوم استاد علامه طباطبایی قدّس سرّه  🔻 کانال رسمی «بنیاد شهید مطهری» در ایتا، تلگرام و سروش👇 eitaa.com/motahari_ir t.me/motahari_ir sapp.ir/motahari_ir
🍃🌸🍃🌸🍃🌸🍃🌸 🌱 بسم الله الرحمن الرحیم 🔵 همسایۀ غربی ما ✅ یکی از بزرگان اهل معرفت می‌گفت: در جوانی تشنۀ حقیقت بودم و از هر فرصتی برای یافتن حقیقت استفاده می‌کردم. او نگاه متفکرانه‌ای به آسمان کرد و گفت: همسایۀ غربیِ ما فردی عبوس و اخمو بود. او خانه‌ای کلنگی و قدیمی داشت. یک روز که در کوچه مشغول بازی بودیم، توپ ما به خانه او افتاد. در زدیم. پیرمرد اخمو آمد و در را بازکرد. گفت برو توپت را بردار. من همین که وارد حیاط شدم، خشکم زد. حیات خانه پیرمرد به بیابان بی‌آب‌و علفی وصل بود که تا چشم کار می‌کرد هیچ دارودرختی دیده نمی‌شد. توپ را برداشتم و به‌سرعت فرار کردم. ✅ برخلاف همسایۀ غربی، همسایۀ سمت مشرق ما، انسان فرهیخته‌ای بود. او مردی بود با موهای سپید و چشمانی مهربان که همیشه لبخندی بر لب داشت. خانه‌اش باغی سرسبز و پر از گل‌های رنگارنگ بود. هر بار که از کنار خانه‌اش می‌گذشتیم، بوی خوش گل‌ها و صدای پرندگان ما را به خود جذب می‌کرد. ✅ یک روز که در کوچه مشغول بازی بودیم، توپ ما به باغ او افتاد. با ترس‌ولرز در زدیم. پیرمرد مهربان در را باز کرد و با لبخندی گفت: بچه‌ها، بیایید داخل و توپتان را بردارید. ✅ من با تردید وارد باغ شدم. از معماری آنجا متحیر شدم. معماری خانه، اسلامی و به سبک آثار به جا مانده از دوره صفوی بود. محو شخصیت الهیِ پیرمرد شدم. توپ را برداشتم و به سمت کوچه شوت کردم. کنار پیرمرد نشستم. از معمار و طراح آن پرسیدم. پیرمرد با لبخند گفت خودم. ✅ در نگاه او آرامش خاصی بود و مرا آرام می‌کرد. من که از دود و ماشین و تکنولوژی خسته شده بودم، گویی به بهشتی زمینی پا گذاشته‌ام. با او هم‌صحبت شدم. ✅ او فقیه، مفسّر، متکلم، فیلسوف و عارف بود. شخصیتی به این جامع‌الاطرفی تاکنون ندیده بودم. او توانسته بود فقه و فلسفه و عرفان را به صورت جمع سالم، با هم بیامیزد و روش او روش ترکیبی بود. ✅ برگردم به همسایه غربی! او هیچ شباهتی به پیرمرد مهربان نداشت. اخمو و عصبی بود. مادی‌گرا و تجربه‌گرا و پوزیتیویست بود. روش کار او منحصر بود در روش تجربی و از روش ترکیبی بی‌خبر بود. من چند بار که با او برخورد داشتم حس‌و‌حال خوبی پیدا نکردم. ✅ همسایۀ غربی ما نمی‌دانست که جهان چندلایه است و جهان در ماده خلاصه نشده است. ✅ عالم ماده پلی است که ما را به توحید احدی‌صمدی می‌رساند. عالم ماده، موجودی سرد و مرده و بی‌روح نیست؛ عالم طبیعت زبان خودش را دارد هرچند ما به زبان آن آشنا نباشیم. ✅ مترجمِ این زبان، انبیا و ائمه معصومین صلوات‌الله‌علیهم‌اجمعین هستند. ۲۸ آبان ۱۴۰۳ https://eitaa.com/mmotahhar 🍃🌸🍃🌸🍃🌸🍃
🍃🌸🍃🌸🍃🌸🍃🌸 🌱 بسم الله الرحمن الرحیم 🔵 چالشی در فلسفۀ سیاست ✅ چگونه با افرادی که هم‌فکر شما نیستند برخورد می‌کنید؟ ✅ از بدِ حادثه، یکی از پزشکان برای امرار معاش مجبور شده بود چند ساعتی با ماشین کار کند. در اوج ترافیک که خیابان‌ها قفل بود، مسافران از او می‌خواستند که از کوچه‌های ورود ممنوع عبور کند تا زودتر به مقصد برسند. این درخواست‌های غیرقانونی هر روز ادامه داشت. این پزشکِ قانون‌مدار یکی‌دو روز مقاومت کرد، اما با این چالش روبه‌رو شد که آیا احترام به قانون مهم‌تر است یا هم‌رنگ شدن با تودۀ مردم در قانون‌گریزی؟ ✅ اگر شما به جای این پزشک بودید، چه واکنشی نشان می‌دادید؟ آیا بر اصول خود پایبند می‌ماندید، تسلیم فشار اجتماعی می‌شدید، یا راه‌حلی میانه می‌یافتید؟ ✅این چالش نه تنها در زندگی روزمره، بلکه در فلسفه سیاست نیز اهمیت دارد. اگر حاکمی حکیم باشد، ولی تودۀ مردم در سطح مادیات و محسوسات و شهوات باشند، وظیفۀ حاکمِ حکیم چیست؟ خودش پایین بیاید یا مردم را بالا بیاورد یا یک راه‌حل میانه و معتدل؟ ✅ این چالش نه تنها در زندگی روزمره، بلکه در فلسفه سیاست نیز اهمیت دارد. اگر حاکمی حکیم باشد، ولی تودۀ مردم در سطح مادیات و محسوسات و شهوات باشند، وظیفۀ حاکمِ حکیم چیست؟ آیا باید خودش پایین بیاید یا مردم را بالا بیاورد یا یک راه‌حل میانه و معتدل پیدا کند؟ ✅ در این باره باید بیشتر اندیشید. ۷ آذر ۱۴۰۳ https://eitaa.com/mmotahhar 🍃🌸🍃🌸🍃🌸🍃🌸
🍃🌸🍃🌸🍃🌸🍃🌸 🌱 بسم الله الرحمن الرحیم 🔵 علوم انسانی به چه کار می‌آید؟ ✅ موضوعِ علوم انسانی، انسان است. هر تعریفی که از انسان داشته باشیم، در تمامی رشته‌های علوم انسانی تأثیرگذار خواهد بود. نگاه غالب در علوم انسانیِ متعارف، سکولار و منقطع از وحی و تک‌بُعدی است. در این نگاه، انسان به ‌عنوان یک ماشین پیشرفته در نظر گرفته می‌شود که باید مدیریت شود. مبدا و معاد در این نگاه تیره‌وتار و مبهم است. ✅ اما در مقابل این نگاه، برداشتی دیگر از انسان وجود دارد که او را چندبُعدی و چندلایه تفسیر می‌کند. در حکمت اسلامی، انسان موجودی مادی‌مثالی‌عقلی‌الهی است. ✅ هدف غاییِ علوم انسانی، مدیریت تودۀ مردم است. به این معنا که مدیریت منابع انسانی یکی از محورهای اصلیِ علوم انسانی است. حال اگر در علم مدیریت، انسان را موجودی مادی‌مثالی‌عقلی‌الهی بدانیم، نحوۀ مدیریت ما متفاوت خواهد بود از زمانی که انسان را رهاشده و بدون مبدا و معاد در نظر بگیریم. ✅ بنابراین، نحوۀ نگاهِ ما به انسان تأثیر مستقیمی بر روش‌ها و اهداف مدیریت خواهد داشت. اگر انسان را موجودی چندبُعدی و دارای ابعاد مادی، مثالی، عقلی و الهی بدانیم، مدیریت او نیز باید به گونه‌ای باشد که تمامی این ابعاد را در نظر بگیرد و به رشد و تعالی هر یک از این جنبه‌ها کمک کند. به این معنا که برای هر چهار سطح باید برنامه و طرح داشته باشیم. ✅ با وصف این، علوم انسانی باید به دنبال ایجاد روش‌ها و رویکردهایی باشد که نه تنها به نیازهای مادی انسان پاسخ دهد، بلکه به نیازهای معنوی و اخلاقی او نیز توجه کند. این نگاه جامع به انسان می‌تواند به ایجاد جوامعی سالم‌تر، عادلانه‌تر و پایدارتر منجر شود. ✅ لذا، علوم انسانی با داشتن چنین نگاهی می‌تواند به ابزاری قدرتمند برای بهبود کیفیت زندگی انسان‌ها تبدیل شود و به تحقق عدالت اجتماعی و توسعه پایدار کمک کند. این امر مستلزم بازنگری در مفاهیم و روش‌های موجود و پذیرش دیدگاه‌های چندبُعدی و جامع‌نگر در مورد انسان است. ۱۵ آذر ۱۴۰۳ https://eitaa.com/mmotahhar 🍃🌸🍃🌸🍃🌸🍃🌸