eitaa logo
🌹شهیدانه 🌹
103 دنبال‌کننده
4.6هزار عکس
2هزار ویدیو
10 فایل
زنده نگه داشتن نام و یادشهدا کمتراز شهادت نیست
مشاهده در ایتا
دانلود
شهید مدافع حرم شهر اراک ، تکاور پاسدار محمد زهره وند🥀 در تاریخ ۱۳ فروردین ماه سال ۱۳۶۵ در شهر اراک در خانواده ای متدین و مذهبی متولد شد. ایشان متاهل بود و تنها یادگارش ریحانه خانم هست. زمان شهادتش🥀 ۱/۵ ساله بود . دوران کودکی رو پشت سرگذاشت و وارد مدرسه شد و ادامه تحصیل تا دیپلم و.....و آخر خدمت در لباس مقدس پاسداری. نماز اول وقت و توکل شرط اول و آخر زندگی اش بود ، با اینکه درآمد زیادی نداشت همیشه و همه جا توکلش به خدا بود و هیچگاه به خاطر مسائل مالی ناراحت نمیشد. شهادت🥀 ؛ دعای قنوت تمام نمازهایش بود برای عبادت و نماز اهمیت دو چندانی قائل بود، طوری که موقع نماز با همسرش به مسجد میرفتند یا اگر فرصتی برای مسجد رفتن نبود دو تایی با هم نماز جماعت به پا میکردند.
💚 رسیدن به سعادت دنیا و آخرت دائم سوره قل هو الله احد را بخوانید و هدیه کنید به امام زمان علیه السلام ان شالله با دعای حضرت مهدی ( سلام الله علیه ) از رسیدن به سعادت دنیا و آخرت بهرمند شوید.
‍ ✍ مرحوم استاد فاطمی نیا : 🌻 گاهی تحمل همسر بد اخلاق ، خودش نوعی سلوك است . 🎄 يكی از اولياء خدا كه بسيار مرد بزرگى بود و گفته اند امام زمان (علیه السلام) در تشييع جنازه او حاضر بودند ، همسر بسيار بد اخلاقی داشت كه سی و پنج سال او را شكنجه می داد ، ولی او تحمل می كرد ! 🌸 بله ، تحمل كنيد ، اصلا خيلی از اين ها با تحمل و گذشت حل می شود . ☘ گاهی هم اگر تحمل شود ، مثل نماز شب برای انسان سلوك الی الله است .
🌹 در عملیـات کـربلای ۵ به مـا اطلاع دادنـد، حـاج احمـد کـاظـمی پسـردار شـده. ازقبل هم گفته بود اسـمش را "محـمـد" بگذارند. 🔸 وقتی پشت بیسیم به او گفتم که: «خـدای متـعال به تو هدیـه ای داده»؛ ابتدا فکر کرد رزمندگان به پیروزی خاصی دست پیـدا کرده اند. ولی وقتی به او گفتم پسردار شدی ابتدا خیلی خوشـحال شد اما بعداز چند ثانیه مکثی کرد و گفت: «بگذارید بعـداز عملـیات صحبت می کنیم.» 👈 من فکر میکنم؛ او یک جهــاد نفسی انجام داد برای جلوگیری از تاثیر این خبر بر روحیه خودش هنگام رزم. ◽️راوی: محسن رضایی 📚 «پــرواز در پــرواز» زندگیـنامه و خـاطـرات
شوراحساسی _ تا میدم سلام_۲۰۲۳_۰۶_۰۵_۰۷_۴۰_۱۶_۸۱۹.mp3
12.32M
تا میدم سلام سمت کربلا آروم میگیره قلبم بخدا 🎤کربلایی امیر_برومند 😭💔
13.69M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
± ثواب گریه بر امام حسین‌علیه‌السلام♥️
7.44M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
این فیلم رو هزار بار هم ببینید باز تازگی داره و هر بار اشک تو چشم حلقه میزنه و دل میلرزه...
5.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥 | حس قریب تاحالا خادمی راهیان نور غرب رو تجربه کردی؟ 🔸وقتی زائر هستی مهمان سفره شهدایی اما وقتی خادم میشی دیگه هم خونه شهدا شدی... یک حس قریبه ،یعنی نزدیک‌ترین تجربه با زندگی کنار شهدا ! 🔸تصویربردار: علی زرین، رسول سبزیان تدوینگر: محمد جواهریان تهیه شده در مرکز رسانه نور
بمناسبت فرارسیدن 🌷فاطمه سلطان کواکب زنی دلیر، شجاع و باغیرت بود، وی به همراه شوهرش با شروع جنگ تحمیلی در کنار مردم مقاوم دزفول در ایام موشکباران ها و حملات توپخانه ای و بمباران هواپیماهای متجاوز رژیم بعث عراق لحظه ای دزفول را ترک نکردند. وی به مداوای مجروحین جنگ می­ پردازد پس از آنکه شدت جنگ و موشکباران­ ها آمار شهدای زن را بالا می ­برد، او شجاعانه به غسال خانه ی شهیدآباد می­ رود و شهدای زن را غسل و کفن می­ کند و تا پایان جنگ صدها شهیده را قربت­ الی ­الله غسل می­ دهد. یکبار که موشک دقیقاً به منزل ایشان اصابت کرد و کل وسائل خانه و زندگی بکلی تخریب و نابود گردید وقتی او و دخترانش را از زیر آوار بیرون کشیدند؛ مقابل دوربین خبرنگاران با حجاب کامل اسلامی قرار گرفت و گفت: همه چیز ما خانه و زندگی ما، جان ما و فرزندان ما فدای یک تار موی امام خمینی، ما شهرمان را خالی نمی­ کنیم. ما تا آخرین لحظه­ ای که جان در بدن داریم از اسلام و انقلاب و امام و رزمندگان دفاع می­ کنیم. فاطمه سلطان کواکب سرانجام این زن مؤمنه صالحه ی دوران، در روز عید سعید غدیر خم مورخ ۱۳۸۲ به آرزوی دیرینه­ اش رسید... او اولین زن مجاهد دزفولی است که صدها زن شهیده را غسل و کفن کرد. کتاب مرواریدهای بی نشان, ناصر کاوه خاطره ای از شهیده, فاطمه سلطان کواکب 🌷حجاب کامل حتی, موقع شهادت شهیده "گلدسته محمدیان" از شهدای فرهنگی دوران جنگ تحمیلی شهرستان شیروان می باشد... ایشان به همراه دختر خردسال و همسرش، در جریان بمباران شهر دزفول توسط دشمن بعثی به دیدار معبود پرکشید... یک بار در زمان جنگ پدرش به خانه شان رفته بود درست همان زمانی که بمباران هوایی امان مردم را بریده بود... اواخر شب وقتی خواستن بخوابن پدرش اورا با پوشش و حجاب کامل دید... با تعجب از او پرسید: "دخترم کاری پیش آمده جای می خواهی بروی؟"... گفت: "نه پدر جان این جا هر لحظه ممکنه بمباران هوایی بشه ، ممکنه فردا صبح زنده نباشیم به همین خاطر باید آمادگی کامل را داشته باشم. می خواهم وقتی بدن ما رو از زیر آوار در میارن آن موقع هم حجاب مون کامل باشه... کتاب مرواریدهای بی نشان, ناصر کاوه برشی از زندگی شهیده, گلدسته محمدیان 🌷مادربزرگش نام میترا را برایش انتخاب کرد. اما او هر چه بزرگتر می شد. اعتراضش نسبت به اسمش بیشتر می شد و به همه می گفت من را زینب صدا کنید. او یک روز روزه گرفت و نام خود را به زینب تغییر داد. سالی که به تکلیف رسید باحجاب شد و روزه‌ را شروع کرد.خیلی لاغر و نحیف بود ولی در آن گرمای طاقت فرسا روزه‌هایش را می گرفت. نماز شبش ترک نمی شد. در دفتر خودسازی‌اش جدولی کشیده بود که ۲۰ مورد داشت از نماز به موقع، همیشه با وضو بودن، نماز غفیله و ... که همه را انجام می داد. فعالیت های مذهبی و حجاب زینب، مورد غضب سازمان منافقین ضد خلق قرار گرفته بود.او همیشه غسل شهادت می کرد. قبل از شهادتش هم غسل شهادت کرده بود. برای خواندن نماز به مسجد رفت. آن نماز، آخرین نماز زینب 14 ساله بود. وقتی از مسجد برمی گشت, منافقان او را ربودند و سپس با گره زدن چادرش او را خفه کردند. بعد از سه روز پیکر غرق به خونش پیدا شد. او را با چادرش به خاک سپردند... کتاب خاطرات دردناک, ناصر کاوه برشی از زندگی شهیده زینب (میترا) کَمایی 🌷وقتی ساواک طیبه را دستگیر و به دست هایش دستبند زده بودند، گفته بود: "مرا بکشید ولی چادرم را برندارید..." طیبه، ابراهیم و پسرشان محمدمهدی را پس از دو چند روز شکنجه از تبریز به کمیته تهران منتقل می کنند و یک ماه تمام آنها را زیر سخت ترین شکنجه ها قرار می دهند و سرانجام در سوم خرداد ۵۶ زیر شکنجه به شهادت می رسند... روز سوم اردیبهشت روزنامه ها خبر شهادت فاطمه و مرتضی را نوشتند ولی دیگر از ابراهیم خبری نشد و بعد از پیروزی انقلاب خانواده از عروج او و طیبه با خبر شدند... محمدمهدی فرزند خردسال آنها توسط ساواک به پرورشگاهی سپرده شد و گفته بودند که پدر و مادر این کودک بر اثر اعتیاد فراوان از دنیا رفته اند و برای اینکه کسی او را نشناسد، نام او را شهرام گذاشته بودند. دو سال بعد فرزند آنها با پیگیری های فراوان در پرورشگاه پیدا شده و به آغوش خانواده باز می گردد... کتاب خاطرات دردناک, ناصر کاوه برشی از زندگی شهیده, طیبه واعظی
18.13M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
نوزدهم تیرماه سال روز تولد بسیجی شهید محمد رسول رضائی هست🌹 ، همان شهید نوجوانی که در بخشی از وصیت نامه اش گفته است( در تشییع جنازه من پرچم آمریکا را به آتش بکشید تا مردم بدانند که من ضد آمریکائی و تابع ولایت فقيه هستم ) شهید محمد رسول رضائی متولد ۱۹ تیرماه ۱۳۵۲ هست و در تاریخ ۳۰ دیماه ۱۳۶۶ در عملیات بیت المقدس ۲ در ماووت عراق به درجه رفیع شهادت نائل گشت، روحش شاد و یادش گرامی🌹
🌹فرمانده شهیدی که مغازه اش را برای جبهه مغازه اش رو فروخت/هم جانش را داد هم مالش را... 🌹بچه های لشکر ۲۵ کربلا تو هفت تپه ، در زیر چادرها ساکن بودند.سال ۶۴ و ۶۵ هفت‌تپه بمباران‌های زیادی شد و بچه‌های زیادی به شهادت رسیده بودند ، از جمله سردار شهید حاج جعفر شیرسوار‌.حاج حسین بصیر برای گرفتن تسهیلات ساخت سنگر بتونی جهت ایمن ساختن به هر دری میزد و جواب نمی‌گرفت. 🌹 وقتی که از مسئولین وقت نا امید شد به فکر فروش مغازه خود افتاد و این تصمیم را گرفت که مغازه آلمینیوم سازی خود را برای جبهه بفروش بگذارد‌!!! 🔰فرشته بصیر فرزند حاج حسین تعریف میکرد : دم غروب بود که بابا اومد خونه.مادرم تو آشپزخونه مشغول آشپزی بود.بابا اومد پیشش و گفت حاج خانم یه مسئله ای رو میخام باهات در میون بزارم ،مادرم گفت چی شده ؟ بچه ها تو هفت تپه زیر چادر زندگی میکنن ، سر پناهی ندارن خیلی بهشون سخت میگذره ...میخام مغازه ام به فروش بزارم تا بتونیم با پولش سوله های بتنی خریداری کنیم ، شما مشکلی نداری ؟حاج خانم گفت : راضیم به رضای خدا... . 🔖آری آن روز هم بودند مسئولین بی دردی که به فکر جیب و منافع خودشان بودند و در شهر پشت میز نشینی را برگزیده بودند ، اما آن طرف حاج حسین بصیر قائم مقام لشکر ویژه ۲۵ کربلا با هفت سال حضور در جبهه ها و شرکت در بیش از ۲۱ عملیات نه تنها از جانش ؛ بلکه از کل سرمایه و داراییش که یک مغازه در فریدونکنار بود گذشت ؛ تا بتواند با پولش سوله های بتنی سنگر رزمندگان را فراهم کند...او هم از مالش گذشت و هم از جانش.... .
🌹درتبــار ما رسـم است رو بــه آســمـــــان مـُــردن ...