حاج احمد دیوانه_124581719763325578.mp3
827.1K
روایتی بسیار شنیدنی پیرامون گریه بر #امام_حسین علیه السلام
استاد دارستانی
کار کردن برایش عیب نبود. از جوانهایی که دنبال کار و تلاش نبودند بدش میآمد. میگفت من حتی حاضرم برم بار بزنم، حمالی کنم و ... اما مهم برای من اینه که فقط روزیام حلال باشه. مدتی توی کار خرید و فروش محصولات کشاورزی وارد شد. یک بار تخمه کدو معامله کردیم. به خاطر مشکلی که پیش آمد از حقش گذشت. میگفت: پول حلال ارزش داره، شُبهه که توش باشه بیبرکت میشه.
#شهید_سید_میلاد_مصطفوی🕊🌹
حاج آقا پناهیان میگن که شهدا جاذبه یِ عجیبی دارند اثر مغناطیسی شهدا در آدم هایِ سالم فوق تصور است...
📌 *وقتی تولد پسر شهید کاظمی را از پشت بیسیم برایش مخابره کردند*
🔹️ در عملیـات کـربلای ۵ به مـا اطلاع دادنـد، حـاج احمـد کـاظـمی پسـردار شـده است و از قبل هم گفته بود اسـمش را "محـمـد" بگذارند.
◇ وقتی پشت بیسیم به او گفتم که: «خـدای متـعال به تو هدیـه ای داده»؛ ابتدا فکر کرد رزمندگان به پیروزی خاصی دست پیـدا کرده اند و کلی خوشحالی و شکر کردند.
◇ ولی وقتی به او گفتم پسردار شده ای ؛ ابتدا خیلی خوشـحال شد، اما بعداز چند ثانیه مکثی کرد و گفت: «بگذارید بعـداز عملـیات صحبت می کنیم.»
◇ من فکر میکنم؛ او یک جهــاد نفسی انجام داد برای جلوگیری از تاثیر این خبر بر روحیه خودش هنگام رزم.
◽راوی: محسن رضایی
📚 «پــرواز در پــرواز» زندگیـنامه و خـاطـرات
*■ شهید احمد کاظمی*
🔹️ *صبحانه ای با شهدا*
بیرون از سنگر خوابیده بود!!
ممکن بود براثر اصابت خمپارههای دشمن
آسیبی به او برسه ، بیدارش کردم و گفتم
حاجی چرا اینجا خوابیدهای؟!
وقتی بیدار شد
سوالم رو با این قطعه شعر
جواب داد :
گر نگهدار من آن است که میدانم
شیشه را در بغل سنگ نگه میدارد...
#قائم_مقام_لشکر۲۷_حضرترسولﷺ
#شهید_سیدمحمدرضا_دستواره
#شهیدانه 🕊
5.47M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥 با خدا ببندید...
🔹هرکی زندگیشو با #امام_زمان و #شهدا بست ضرر نکرد!
🎙حاج حسین یکتا
6.89M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥 عزیز دلم حسین
🔹نماهنگ «عزیز دلم حسین» با شعری از سیدجواد پرئی و صدای رضا هلالی منتشر شد.
نام و نام خانوادگی :بیژن رجایی
نام پدر :علي
تاریخ تولد :۱۳۳۷/۰۶/۱۴
محل تولد :نجف آباد
مقطع تحصیلی :دانشجو رشته تحصیلی :جغرافيا
محل تحصیل :اصفهان شغل قبل از اعزام :پاسداروضعیت تاهل :مجرد قشر :نظامی
نوع :کادر سپاه
یگان محل خدمت :لشکر8زرهی نجف
نام گردان :پيادهمحل شهادت :سوسنگرد
عملیات :درگیری در منطقه
نحوه شهادت :اصابت تركش به بدن
تاریخ شهادت :۱۳۵۹/۱۱/۱۸
محل خاکسپاری :نجف آباد
وصیتنامه شهید پاسداربیژن رجایی:
حسين يك درس بزرگتر از شهادت به ما داده است، و آن نيمه تمام گذاشتن حج و به سوي شهادت رفتن است. تا به حج گزاران تاريخ نمازگزاران، تاريخ مومنان، بدست ابراهيم بياموزد، كه اگر امام حق نباشد، اگر رهبري نباشد، اگر حسين (ع) نباشد و اگر يزيد باشد چرخيدن به گردخانه او، با خانه بت مساوي است. و ما نيز كاري واجبتر از حج داريم. پس بايد برويم، بايد بشتابيم. برادرم و خواهرم تفنگ مرا در آغوشت بفشار و همانند پاره جگرت آنرا عاشقانه بردار و بر روي قلب سياه شيطان بزرگ نشانه بگير.
بسیار مقیّد بود و حساس. هتل کوثر اصفهان را تازه مصادره کرده بودند و بیژن به عنوان مسئول انبار و مسائل مالی در آنجا انتخاب شده بود. در یکی از روزها که از هتل به خانه آمد، دیدم که صورتش زخمی شده است.
پرسیدم: «چرا زخمیشدهای؟»
در جوابم گفت: «برای خواب، کُتم را زیر سرم گذاشتم.»
با تعجب پرسیدم: «چرا در آنجا اتاقی نمیگیری؟»
جواب داد: «امکانات آنجا به من ربطی ندارد، همه متعلق به بیتالمال است.»
آن موقع تمام امور مالی زیر نظر بیژن بود و امکان هرگونه استفاده از این امکانات را داشت.
به نقل از مادر شهید
مناجاتی عارفانه در دل شب
🔹از همرزمان شهید تعریف میکند: " شهید اکبر روندی شبها تا پاسی از شب حتی برای صرف شام نیز به سنگر برنمیگشت و سر به بیابان میگذاشت و نالهی سوزان خود را سرمیداد و من در این بین بدون اینکه به کسی چیزی بگویم او را در میان انبوه درختان و لابه لای سنگها جستجو و جهت صرف شام به خیمه میآوردم. او زاهدی عابد بود که در این دنیا جز به اهل سیر و سلوک عرفا و استادان اخلاقی و امام(ره) نمینگریست و تنها دل به مجالس عرفانی، نوارهای اخلاقی و روضه، خدمت به محرومان، جنگ و جهاد در راه خدا خوش داشت."