eitaa logo
مُـؤَثِـر
2.6هزار دنبال‌کننده
1.1هزار عکس
457 ویدیو
3 فایل
" بِسمِ ربِ المَهدی .. ـ‌ شیعه به دنیا آمده‌ایم که #مُـؤَثِـر در تحقق ظهور مولا باشیم:)✨️ ناشناس؛ - https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_1l7q75f&btn=مُـؤَثِـر [ نذرِ قدومِ سَبزِش:)💚 ] ‌
مشاهده در ایتا
دانلود
ولی ما که فقط دو ماه نوکرت نیستیم ما کلِ سال آوارتیم :)
[ اللهم عجل لولیک الفرج به حقِ فاطمة الزهرا "س" ]
آغوشتُ وا کن دنیا بی رحمه ؛ هیچکی غیر از تو منو نمیفهمه . . ! ـ همه‌ی من -
جوری که هنوز دلم تو محرم جامونده:)💔
من حتی فکرش را هم نمی‌کردم ، چه دورند اتفاقات از خیالِ ما . . .
در قیامت که سر از خاک به در خواهم کرد ؛ باز هم در غم تو خاک به سر خواهم کرد ، . .
•|❤|• عالم به فدای چادر خاکی ات حضرت مادر روضه مادر به یادتون بودیم:)
•|🕊|• دستشُ محکم گرفتم،گفتم: بحث و عوض نکن، این سوختگیِ دستت چیه هادی؟! خندید؛ سرشو پایین انداخت و گفت: یه شب شیطون اومد سراغم، منم اینطوری ازش پذیرایی کردم... • شهید هادی ذوالفقاری•
هدایت شده از ‌‹مـٰاه‍ِ مَـڹ›
-دیدنش و دلتنگیِ بعدش- آهسته قدم بر می داشتم. از کودکی شنیده بودم وقتی در محضر بزرگی هستی، گام‌هایت را سریع برندار. بی احترامی‌ست؛ ادب حکم می‌کند آرام و بی عجله راه بروی! همین‌طور این قوانین را در ذهنم مرور می‌کردم و هرلحظه گام هایم را کوتاه‌تر بر می داشتم. پس از کمی قدم زدن؛ سرم را بالا کردم و چشمانم دوخته شد به نورِطلاییِ گنبد. مبهوت‌تر از هر زمانی بودم. دل باختم به خورشیدِ نصب شده بر قله‌ی گنبد. اولین بار نبود که به این خانواده دل‌‌می‌باختم :) آن شب تمامِ وجودم سراسر نور بود و حالا مدت هاست که از آن شب می‌گذرد. نه خسته ام و نه آزرده خاطر؛ حالا فقط آدم دلتنگی هستم که هیچ‌کجای شهر، تسکینِ دلتنگی‌ام نیست الا همان لوکیشنِ پر نورِ زرد و طلاییِ گنبد :)
دل ‌داده‌ام ‌زِ ‌دست ‌که‌ دلداده‌ام‌ کنی؛ افتاده‌ام‌ به ‌پات ‌که‌ افتاده‌ام ‌کنی:)💔