از مادر شهید حسن باقری پرسیدند چطوری پسری مثل حسن آقا را تربیت کردین؟
گفتند نگذاشتم امام زمان در زندگی مان گم شود.
🌤 @mobasheran_ir
موسسه قرآن و عترت مبشران غدیر
«السَّلامُ عَلَیْکَ وَ عَلَی الْمَلائِکَةِ الْمُحْدِقِینَ بِکَ»
سلام بر تو که فرشتگان از شدت انوار وجودت در حیرتاند و جز طواف بر گِردَت، راهی به سوی خدا نمیشناسند.
📚مفاتیحالجنان
🌤 @mobasheran_ir
موسسه قرآن و عترت مبشران غدیر
📜 در ۲۵ صفر، پیامبر خدا در بستر بیماری قلم و کاغذ خواست تا چیزی بنویسد که امت هرگز گمراه نشود. اما نگذاشتند. این روز، «یوم الرزیه» (روز مصیبت بزرگ) نام گرفت.¹
▪️پیامبر خدا خواست وصیت بنویسد. عمر گفت:
«قرآن بس است، پیامبر هذیان میگوید!»
وصیت نوشته نشد و مسیر خلافت عوض شد.²
▪️قرآن، پیامبر خدا را چنین میستاید:
«وَ مَا يَنْطِقُ عَنِ الْهَوَىٰ، إِنْ هُوَ إِلَّا وَحْيٌ يُوحَىٰ»(نجم: ۳-۴)
اما در آخرین لحظات، او را «هذیانگو» خواندند. تقابل وحی و تهمت، تقابل خدا و بت بود که در کنار بستر نبی خدا اتفاق افتاد.³
▪️ابنعباس تا آخر عمر گریه میکرد و میگفت:
تمام مصیبتها از همان روز شروع شد. روزی که پیامبر قلم خواست، اما به او گفتند:
«هذیان میگویی.»⁴
▪️امیرالمؤمنین علیهالسلام وصیتی که نگذاشتند نوشته شود را فاش کرد:
«پیامبر، جانشینی من و بعد حسن، بعد حسین، بعد نُه امام از نسل حسین را میخواست وصیت کند.»⁵
________________
١. مستدرک سفينة البحار، ج۶، ص۲
٢. مسند احمد، ح۲۹۹۲
٣. سلیم بن قیس، ج۲، ص۷۹۴
۴. سلیم بن قیس، ج۲، ص۷۹۴
۵. الغيبة نعمانی، ج۱، ص۸۱
۵. سلیم بن قیس، ج۲، ص۷۹۴
#یوم_الرزیه
🌤 @mobasheran_ir
موسسه قرآن و عترت مبشران غدیر