آرزوهای دسته جمعی
دلی خاکستری نشه .
وسط غشغشِ خنده یهو فکر نیاد سراغمون و اون خنده تبدیل نشه به یه پوزخند .
نگاه حسرتی به گذشتمون نداشته باشیم .
برای نجات زندگیمون مجبور به انتخاب راه هایی نشیم که دوستشون نداریم .
پشیمون نشیم از خوب بودن .
خجالت نکشیم از مهربونی .
بدی رو دورن خودمون نهادینه نکنیم .
اونقدری بیچاره نشیم که فقط توی بیماری و گرفتاری ها یاد خدا بیفتیم .
اونقدری به نفس های زشت درونمون بال و پر ندیم که از موفقیت دیگران ناراحت بشیم .
قلبمون اونقدری بزرگ باشه که بابت هر بدی چین نیاریم به ابرومون.
اونقدری رشد کنیم که قضاوت و بدگویی رو یک کار به شدت زشت بدونیم و زود هرچی که میاد به ذهن و دهن رو بیان نکنیم .
ـ ـــــ
باقیش با خودتون !
و جملھ اخر :
برآورده شدن آرزوهاتون رو آرزو مۍکنم
ᗰOᗷᕼᗩᗰ •
وقتی عربی ام تمام شد ، مثل خری بودم که تیتابی به او داده باشند .
وقتی فهمیدم تکالیفم چقدر کم است
مثل پرنده ای بودم که ممدرضاگلزار یارش بود
گر چو فرهادم
بھ تلخۍ جان برآید
باك نیست
بس حکایت هاۍ شیرین
باز مۍماند ز من !
- حافظ