ᗰOᗷᕼᗩᗰ •
نیازمند یه آدم که برام گیتار بزنه و من بخونم .
نیازمند یه دوست مهربون که برام کتاب بخره .
ᗰOᗷᕼᗩᗰ •
دلم تنگ شدھ ـ ــــــــــ برا وقتی ك تو برف و بارون همکلاسۍدبستانم میومد دنبالم و باهم بین راه مدرسه
دلم تنگ شده
ـ ــــــــــ
برا زنگ تفریح هاۍ دوران دبستان
هفت سنگ هایۍ ك همیشہ پسرها
برنده بودن.
برا وقتایۍ ك دیر میرسیدم و همہ
سر کلاس بودن و حیاط خلوت.
برا پول هایۍ ك جمع میشد براۍ جشن
و در آخر همیشہ یکۍ نامردی میکرد و
بیشتر از بقیہ میخورد.
برا سال پنجمۍ ك یك ماه اولو کلا تو حیاط
ولو بودیم و فوتبال بازۍ میکردیم
برا شوت هایۍ ك پنجره کلاس رو نشون میگرفت
و الفرار میشد نتیجہاش
برا نمایش هاۍ تئاتر های مثلا طنز ِ ۲۲ بھمن و
۱۳ آبان .
[دلم تنگ شدھ]
خیلۍ تنگ شدھ . .
مشهد یه طرف
اهواز
اصفهان
شیراز
خدایا کجایی تو عزیز من کجایی
یه کاری کن
چیزی نموند ازمون!
ᗰOᗷᕼᗩᗰ •
نیازمند یه دوست مهربون که برام کتاب بخره .
نیازمند یه بسته اینترنتی با تاریخ انقضاۍِ تا ابد .