سوگ آبانی و بی مهری آذر به کنار
شب یلدا به دلم،،، دل نرسانی چه کنم ؟
@mobtalaaa
سخت لرزانده مرا، رفتنت ای ممنوعه!
تو بگو،، هر شبه با مرگ جوانی چه کنم؟
@mobtalaaa
سالروز تو و دیدار تو نزدیک شده
اینهمه خاطره از یار خزانی چه کنم؟
@mobtalaaa
فراموش کرده بودیم
به هزار حیله
شب ولی زیروروکش قهاریست!😔
#سارا_سید_شازیله
@mobtalaaa
#دل_نوشت 1
خدا را ندیده ام
ولی به مادرم زیاد زل زده ام
خوب تماشایش کردم
لبخندهایش را ، ذوق کردن هایش را...
بغضش را ...
حتی اشکش را هم دیده ام و شانه هایم با او لرزید....
من خدا را ندیده ام ولی مادرم را زیاد دیده ام
تشویق کردنهایش را و حتی تنبیه کردنهایش را هم، هرچند که گاهی فقط یک لب گزیدن ساده است و ابرو بهم آوردن که آن هم از ته دلش نیست...
زیاد به تماشایش نشسته ام و بی حد و بی عدد بوسه بر کف پاهایش زده ام!
خوش قلب و خوش دل است، به بد کسی راضی نیست...
اگر اوصافی از قبیل محدود و مخلوق و مرزوق بودن و .... را در جنس مادران نادیده بگیریم شاید بتوانیم به جای واژه ی "مادر" به آنها بگوییم "یک تیکه از خدا"
از قدیم و ندیم گفتن "مشت نمونه ی خرواره" و راست هم گفتن
من خدا را زیاد"دیده ام"
من مادرم را زیاد دیده ام
#من
@mobtalaaa
مثل پاییز ...
تنت را به زمین ریخته اند!
من فدای بدنِ فصلِ خزانت آقا...😔😔
حسیـــــــــــ❤️ـــــــــــــــن
#محدثه_مصباح
#عضو_مبتلا
@mobtalaaa
حضورت را
اگر هم انتهای خاطرم باشد
نگیر از لحظه های من...
#شکیبا_سروری
@mobtalaaa
و چه احساس نجیبی ست
که با دیدن تو❤️
طلب عشق ز بیگانه ندارم هرگز...
#مهران_قدیری
@mobtalaaa
با هر قدم پا می گذاری بر دل من
قربان لطفت! پای خود را برنداری
#محمدجواد_شرافت
@mobtalaaa
اولم رام نمودی، به دل آرامیها
آخرم سوختی از حسرت ناکامیها
قدمی رنجه کن از سرو سمن ساق، به باغ
تاصنوبر نزند ،لاف خوش اندامی ها
عاقبت چشم من افتاد، بدان طلعت نیک
چشم بد، دور از این نیک سرانجامیها...
#فروغی_بسطامی
@mobtalaaa
به پیری خاک بازیگاه طفلان میکنم بر سر
که "شااااید" بشنوم زآن خاک بوی خردسالی را
@mobtalaaa
مبتلا...
به پیری خاک بازیگاه طفلان میکنم بر سر که "شااااید" بشنوم زآن خاک بوی خردسالی را @mobtalaaa
عصا از راستی
هر دم به گوش پیر می خواند:
که دیگر تو نخواهی دید ایام جوانی را...
@mobtalaaa