یه روزی
تو یه سرزمینی که پُر بود از حس غربت
حسین غزل خداحافظی خوند و دل زینبشو زیر و رو کرد😔
تاریخ میگه تا حضرت زینب شعرهای وداع حسینشو موقع صیقل دادن شمشیر شنید، از هوش رفت😔
حسینم
بعد از پیغمبر و مادرم زهرا و پدرم علی و برادرم حسن، چشم امیدم به تو بود
روشنی دلم تو بودی
حسینم
این همه رنج و بلا دیدم و چشمم به تو بود
تاااازه با رفتنت "آغاز شده" مشکل من 😭
داداش!
حالا که قراره بری
حالا که میخوای ازم دور بشی
حالا که قراره دیگه نداشته باشمت👇
ای همه هستی زینب! کمی آهسته برو😭😭
میخوای بری برو
اما سوال منو هم جواب بده حسینِ عزیزم😭
خواستی پیرهن کهنه چرا یوسف من؟
گرگهای سر راه تو چه دینی دارند؟