مبتلا...
نرو! بمان، که من از انتظار میترسم من از جدایی و بغض و فرار می ترسم
نگو که این همه دل کندن اضطراری بود
من از مُواجهه با اضطرار میترسم
مبتلا...
نگو که این همه دل کندن اضطراری بود من از مُواجهه با اضطرار میترسم
مرا میانِ دلِ گوشه گیرِ خود جا کن
من از حواشی و گوشه کنار میترسم
مبتلا...
مرا میانِ دلِ گوشه گیرِ خود جا کن من از حواشی و گوشه کنار میترسم
"تصورت" کنم اینجا؟؟؟
میان این خانه؟
نه! من از این "تصورِ بی اعتبار" میترسم
مبتلا...
"تصورت" کنم اینجا؟؟؟ میان این خانه؟ نه! من از این "تصورِ بی اعتبار" میترسم
من از شنیدنِ صوتِ "خدا به همراهت"
من از شنیدنِ سوتِ قطار میترسم
#سیدمهدیموسوی
@mobtalaaa
مبتلا...
دل بردی و دل بردنت را دوست دارم رو راست! من عطر تنت را دوست دارم
هستم زلیخایی و خلوت دوست،به به
من چنگ بر پیراهنت را دوست دارم
#لاادری
@mobtalaaa
مبتلا...
بوسیدنِ اسم تو و بوییدنِ شعرت کار منِ دیوانه هم این است و هم آن است @mobtalaaa
سجادهی من پهن شده رو به نگاهت
پس باز کن آن پنجره را
وقت اذان است
#رضاقاسمی
@mobtalaaa