دلم میخواد اول یه ذره برا امام حسین زبون بریزیم...
مهربونیشو به رُخِش بکشیم...
آقاییشو برا خودمون مرور کنیم
کلا اهل بیت همینجورینا
پی مشتری میگردن، حتی اونایی که فرارین😔
دل ندارن ببینن کسی از در خونشون میره
به کسی نیاز ندارناااا
اتفاقا همهی عالم و آدم به اونا نیاز دارن
اما اونا پیگیر میشن و دلبری میکنن
گاهی یجورایی خودشون رو به ماها یاداوری میکنن
حتی به منِ به درد نخور هم...😔
یه وقتایی به خودم میگم: فلانی!
دیگه خیلی خراب کردی
دیگه خودتو از چششون انداختی
دیگه نمیخوانت
دیگه برو پی همون دلِ به درد نخورت
دیگه خودت باش و خودت😭
شرابشو خورده بود
داشت میومد
دید امام صادق از روبروش داره میاد
از خجالت اینکه چشم به چشم امام صادق نشه ، رفت کنار دیوار، روبه دیوار و پشت به کوچه و امام صادق
منتظر بود امام صادق رد شه بره و بعد به راش ادامه بده
یه وقت گرمی دست امامشو رو شونهش حس کرد...😭😭
امام بهش گفت فلانی! هیچ وقت روتو از ما برنگردون، حتی تو این مواقع و این حالتی که الان هستی!!
آقا جون
الهی قربونت برم که اینقد مهربونی
شرمنده ی مربونیای همیشگیتم و خجالت زده ی قدر نشناسیای همیشگیِ خودم😭
آقا
امام حسین
میشه امشب منم گرمی دستای شما رو روی شونهم حس کنم و صداتو از دل بشنوم که میگی: بیاااا، ما که از خدامونه تو برگردی....
بهم بگی: پیش خودمون بمون! جای دیگه نرو
بگی: بهتر از همینجا جا گیرت نمیاد😔
منم بهت میگم چشم آقا جون، چشششم
میگم:
در راه رسیدن به تو گیرم که بمیرم
اصلا به تو افتاد مسیرم که بمیرم
آخه میدونم که روز قیامت اینجوریه👇
در میان نامه اعمال در محشر فقط
روزهایی که برایت گریه کردم دیدنیست
اما حیف که فاصله گرفتم آقااااا
چشام کم اشک شدن
دیر به دیر یادت میفتم😭😭
نذا بدتر نشم
منو مال خودت کن....