به طعنه بهش گفتن: ها! چرا گریه میکنی؟
کسی که پی حکومت و قدرت باشه باید به فکر این چیزاشم باشه...
مسلم گفت: برا حال و روز خودم گریه نمیکنم!
برا اون آقایی گریه میکنم گه به اعتماد نامه های شما و دعوتِ شما، با زن و بچه به سمت کوفه راه افتاد....
از پشت بوم دارالاماره دلشو فرستاد پیش حسین و از دل بهش گفت:
حسین جان
بالا گرفت بر من دل خون چو کارها
صیاد من شده اند "تمام شکارها"
@mobtalaaa
مبتلا...
از پشت بوم دارالاماره دلشو فرستاد پیش حسین و از دل بهش گفت: حسین جان بالا گرفت بر من دل خون چو کار
حسین جان
مردم کوفه حرمت مهمون هم نگه نمیدارن...
مهمان ، متاعِ رایج بازار کوفه است
کسب حلال نیست در این رشوه خوارها
@mobtalaaa