هی میگه :
بابایی
جون رقیه از بالای نیزه بیا پایین بهم کمک کن
بیا آتیش دامنمو خاموش کن...😭😭
خدا نکنه دختر دلتنگ باباش بشه و نتونه ببیندش
در بین شهر، توی شلوغی، همیشه، نه !
یک شب که نیستی، بهانه بگیرد، چه میشود!؟
😭
حالا که منو خوب دیدی، بذا خودمم یه کم برات حرف بزنم بابا...
به جز این درد که در قسمت بازو دارم
دو سه تا زخم در این گوشه ی ابرو دارم
😭
بابایی
تو راه یه نفر بود به اسم زجر...
انقدَر زد که همین اول عُمری بابا
مثل زهرا شده ام دست به پهلو دارم
😭😭😭