هدایت شده از مقتل و ...
الان اول ماه صفر هست و روز ورود اسرا به شام ....
اتفاقاتی که رخ داده رو براتون میفرستم!
@maghtaall
تو کوچه خیابونای شام که دارن میبرنشون، سرشو آورد بالا سمت سرِ علی اصغرش و گفت:
کف آبی فقط خوردم عزیزم
بیا از نیزه پایین، شیر دارم...
😭
@mobtalaaa
مبتلا...
تو کوچه خیابونای شام که دارن میبرنشون، سرشو آورد بالا سمت سرِ علی اصغرش و گفت: کف آبی فقط خوردم عزی
زن شامی مرا سوزاند، وقتی...
کنارم طفل خود را شیر می داد!
😭
@mobtalaaa
اما یمرتبه نگاه کرد دید حرمله داره بهش میخنده...
دوباره به سر ْنیزه نگاه کرد و گفت:
دوباره حرمله رد شد از اینجا
دوباره خشک شد شیرم عزیزم...
😭
@mobtalaaa
درد دلای دختر علیِ تو این روزا 👇
کوفه که شهر علی بود چنان کرد به من
وای از "شام" که بغض پدرم را دارند!
😭
@mobtalaaa
مبتلا...
درد دلای دختر علیِ تو این روزا 👇 کوفه که شهر علی بود چنان کرد به من وای از "شام" که بغض پدرم را دار
جگرم سوخت زمانیکه رقیه میگفت:
عمه جان! اینهمه دختر همه بابا دارند!
😭
@mobtalaaa
مبتلا...
جگرم سوخت زمانیکه رقیه میگفت: عمه جان! اینهمه دختر همه بابا دارند! 😭 @mobtalaaa
دست بر دامن من داشت رقیه! میگفت:
عمه جان! باز هوای زدنم را دارند !
😭
@mobtalaaa
مبتلا...
دست بر دامن من داشت رقیه! میگفت: عمه جان! باز هوای زدنم را دارند ! 😭 @mobtalaaa
سر بازار که رفتیم سرم داد زدند!
ای ابالفضل! بیا نیّت دعوا دارند !
😭
@mobtalaaa
مبتلا...
سر بازار که رفتیم سرم داد زدند! ای ابالفضل! بیا نیّت دعوا دارند ! 😭 @mobtalaaa
سرِ هر کوچه معطل شدهام، خسته شدم
چشمشان کور! همه...
😭
@mobtalaaa