هدایت شده از مَبهوتْ³¹⁵🇮🇷
اولین شبِ جمعه سال جدید؟
روا نبود که گریبان ز هجر پاره کنم..
توی هوای بارونی تجمع،
زمین خیس از بارون و موکبهای عراقی و چایعراقی و بویِ چوبسوخته
فقط کافی بود مداحی ستوده پلی بشه تا
گم بشم تو خاطراتاربعین :)))
مداح گفت خودتو پشت دسته تو کربلا تصور کن و سینه بزن.
یهو مرغدلم پر زد
چند شب مونده به اربعین،
خیابان بابالقبله دستههای عزاداری که پشت سرهم سمت حرم میرن :))))
هدایت شده از مَبهوتْ³¹⁵🇮🇷
یکماه پیش این ساعات آخرین شبی روداشتیم میگذروندیم که سایهی آقامون سیدعلیخامنهای بالاسرمون بود..
ما داشتیم آسوده و راحت میخوابیدیم و اون داشت لحظه شماری میکرد برای دیدن پاداش بیش از هفتادسال مجاهدتش که شهادت عاشوراییش بود..
گوارای وجودت باشه آقاجان..💔
4.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
چند ساعت پیش داشتم اینمداحی را گوش میدادم،
و حال این پنجاهوهفت ثانیه را دیدم...
و من به اندازه این سیشب همراهش اشک ریختم...
شهیدبحرینی که به آرزویش رسید
آخر فدای همان ارثاجدادی شد...((:
هدایت شده از علویهٔ کاتب.
کلید تنگهی هرمز دست شهید تنگسیری بود.
حالا صبر کنید امامزمان ظهور کنه،
سردار رجعت کنه و تنگه رو باز کنه🤏🏼
کلید زاپاس هم نداریم🙏🏻
خوبتون شد؟!
- طنزیل
مبتلایِحسین:)
قربون خنده هات آقا....😭😭😭😭💔💔💔💔
ولی من بعد از شما تازه فهمیدم
تا مغز استخوان دلتنگ بودن
یعنی چه...!💔(: