مبتلایِحسین:)
با اینکه از نمایشگاه قرآن پارسال یدونه ازش خریدم ولی بازم دلم میخواد ازش داشته باشم :))) حس میکنم ی
همچنان این موضوع درون من وجود داره که هیچ کتابی به اندازه دیدن این کتاب نمیتونه من رو به وجد بیاره :))
همچنان معتقدم که کتابخونهام نباید یکی از این کتاب داشته باشه
من شدیدا به یک قفسه کامل
کهکشان نیستی نیازمندم 🥲(((:
مبتلایِحسین:)
خب اگر بخوام درباره کهکشان نیستی بگم یکم سخته چون این کتاب انقدر عمیق و جذابه که واقعا تو چند تا جم
امیدوارم هیچکسی نباشه که ندونه
کهکشان نیستی چه کتابیه
چون دلم میخواد این کتاب همگانی باشه همه مثل خودم با صفحه صفحهاش نفس بکشن و زندگی کنند :))🥲
ولی اگر نمیدونید میتونید این پیام و پیام های پایینش رو بخونید :)
یک قطره از احساسم رو نسبت به این کتاب نوشتم قبلا...((:
آدم وقتی قدم تو مسیری میزاره که عمیقا بهش علاقمنده
اولویتهاش هم بر اساس اون مسیر چیده میشه ...
الان خیلی وقته که مسیرم شده
این صفحات مملو از نور...
دیگه مهم نیست شب باشه یا روز ،
تو سکوت باشه یا سرو صدا ،
کنار آدمهای هممسیر باشم یا متفاوت از خودم ،
تو تجمع باشه یا تو خلوتی خونه ..
من مدتهاست که زندگیم
گره خورده به #سبزپوش_دوستداشتنی
مدت هاست دیگه اول و آخر مسیرم شده این صفحات درخشان :)
اینکه تمام برنامههای زندگیم با حفظم تنظیم میشه
هرچقدر هم که سخت باشه
ولی سرشار از عشقه و من چقدر این مسیر رو دوست دارم :)
با تمام کم و کاستیهایی که درون خودم میبینم ..
چقدر احساس تکامل دارم،
من دارم با آیههای این مسیر رشد میکنم
و الحمدلله برای این حال خوب :)))
#احوالات
مبتلایِحسین:)
آدم وقتی قدم تو مسیری میزاره که عمیقا بهش علاقمنده اولویتهاش هم بر اساس اون مسیر چیده میشه ... ال
حقیقتش این بود که باورم نمیشد
تونستم تو شلوغی تجمع
با صدای بلند مداحی
صدای جیغ و بازی بچه ها
صدای بلند شعار مردم کنار بیام
و بتونم حتی با قرآنی که متعلق به خودم نیست حفظم رو انجام بدم =)
یه چیز که از پیامبر یاد گرفتم و خیلی دوست دارم اینه که پیامبر برای وسیلههاشون اسم میگذاشتن
و من هم برای چیزایی که دوست دارم اسم میزارم :)
مثل همین قرآن عزیزم :
#سبزپوش_دوستداشتنی
بخاطر جلد سبزش این اسم رو گذاشتم،
جلد سبزی که به نیت آقا امامحسن خریدمش تا هر وقت قرآنم رو باز میکنم
با یاد امامحسنجانم قرآن رو حفظ کنم :)💚