هدایت شده از خبر فوری
♦️از آخرین توئیت های دکتر لاریجانی:
«من مرگ را جز سعادت نمیبینم و زندگی با ستمگران را جز ملال و خواری نمیدانم.»
🇮🇷 ✊ @AkhbareFori
حقیقتا عجیب دلم سوخت
از اولین شهیدِ مسئول این دوسال تا الان هی از جلوی چشمم رد میشن
چقدر روزای عجیبیه
چقدر عجیب...
مبتسمین
حقیقتا عجیب دلم سوخت از اولین شهیدِ مسئول این دوسال تا الان هی از جلوی چشمم رد میشن چقدر روزای عجیبی
فقط تهش انگار دلم خیلی گرمه و خیالم راحت که اینا زود بر میگردن
خیلی زود
امام زمان (عجل الله) باز هم به این عزیزان شهید نیاز دارن...
هدایت شده از ضدونقیض🇮🇷
-شهید سیدعلی حسینی خامنهای:
امام حسین (علیه السّلام) فرمودند:
مِثلی لا یُبایِعُ مِثلَ یَزید؛ کسی مثل من، با کسی مثل یزید بیعت نمیکند.
-شهید علی لاریجانی:
امام حسین علیهالسلام فرمودند:
«من مرگ را جز سعادت نمیبینم و زندگی با ستمگران را جز ملال و خواری نمیدانم.»
ما ملت شهادتیم، ما ملت امام حسینیم.
هدایت شده از رُقعه | مهدی مشکیباف مقدم
5.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
⚫️ 2 سال پیش 😭
🆔 @roqe313
مبتسمین
⚫️ 2 سال پیش 😭 🆔 @roqe313
چه دستهگلایی
چه عزیزای دلی
چه قوتقلبهایی
اللهم انّا نشکوا الیک...
گفتی پشیمانیم؟ اما نه..
لبریز بارانیم؟ حالا نه..
بر خاک میافتیم و از پا نه..
تا پای این جان پای ایرانیم..
#عاطفه_جوشقانیان
https://eitaa.com/haviijori/539
آقای ما چی میدیدن؟
حقیقتا چی میدیدن که انقدر قرص و محکم و امیدوار صحبت میکردن؟
اون هم توی روزهایی که ما به دنبال روی کار بودن جناح خاص و منفعلی خیلی ناامید بودیم
آقای ما همیشه ادبیات و امید و اعتماد رو داشتن...
بیمعرفتیهایی در حق شهید لاریجانی میشه که قصد پرداختن به اونها رو ندارم چون حقیقتا اهمیتی ندارن و حسابشون با خداست
فقط حرفم اینه
کسی که با شهیدِ راه وطن هم بیمعرفتی و تسویهحساب سیاسی کنه، به احتمال زیاد دردِ وطن هم نداره...
هدایت شده از کانال حسین دارابی
841.5K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
موشکی به وقت اذان فلسطین
#حسین_دارابی | عضوشوید 👇
http://eitaa.com/joinchat/443940864Cf192df24f0
مبتسمین
موشکی به وقت اذان فلسطین #حسین_دارابی | عضوشوید 👇 http://eitaa.com/joinchat/443940864Cf192df24f0
طنین دعا و شادی مظلومین جهان برای ایران، تا ابد یادم میمونه...
هدایت شده از ایراندخت| روایت بانوان
ا ﷽ ا
آن روی دیگر آقای لاریجانی
✍فائضه غفارحدادی
این متن را از روی دیدار دوساعته جذابم با فریده خانم (همسر علی آقای لاریجانی) می نویسم. دیداری که چند ماه پیش در عصری پاییزی در منزل شان اتفاق افتاد. قرار بود درباره مادرش حرف بزنیم اما در تمام طول صحبتمان «علی» از دهانش نیفتاد. می گفت: «وقتی علی خونه نیست انگار دستام بریده شده! علی که باشه همه کارهای خونه رو انجام می ده. بی آنکه من ازش خواسته باشم. خریدها رو جا به جا می کنه. سبزی و مرغ رو پاک می کنه. ظرف ها رو می شوره...» دهانم باز مانده بود که مگر می شود مردی که بیرون از خانه امنیت ملی ایران را حمل می کند، بتواند توی خانه مرغ پاک کند و ظرف بشورد؟ که بعدش فهمیدم همه اینها مال زمانی است که «علی خانه باشد...» و علی شش ماه بود که خانه نرفته بود. از جنگ دوازده روزه که دیگر اجازه نداشت زندگی معمولی داشته باشد. کسی که ابرقدرتهای دنیا برای کشتنش جایزه گذاشته بودند، مردی عاشق پیشه بود که دل جوانی داشت و منشی پخته و با طمانینه. که «از جوانی هم پخته بود.» روزی که هنوز بیست سال هم نداشته و آمده بوده خواستگاری فریده و پدر فریده راغب به این ازدواج بوده و مادر پرسیده بود: «زیادی جوان نیست موری جان؟» و مرتضای مطهری جواب داده بود: «نه باهاش حرف زدم. عقلش پیره.» و مرتضی خبر وصلت دخترش با پسر آیت الله آملی را در نوفل لوشاتو به امام داده و خوشحالی امام را دیده بود که عالم زاده ای با عالم زاده ای ازدواج کرده. البته از نظر مالی خانواده علی بالاتر از خانواده فریده بودند و زمین ها و گوسفندهای فراوانی در شمال داشتند. خانه ای هم که برای زندگی فریده و علی در نظر گرفتند آن قدر بزرگ بود که آقای مطهری مجبور شد برای جهیزیه دخترش دو دست راحتی و دوتا فرش بخرد که جاهای خالی خانه را پر کند. همان راحتی ها و فرش هایی که هنوز هم در خانه علی و فریده بودند و مبل دیگری به جز همان ها که شهید مطهری چهل سال پیش خریده بود نداشتند. عجیب هم نبود. فریده می گفت علی نه هرگز از مجلس حقوق گرفت و نه از مسئولیت های بعدیش. حقوقش سالها همان چهل میلیون تومان استاد دانشگاهی است که تازه از آن هم مقداری هر ماه به حساب بیت المال می ریزد که مدیون نباشد. می گفت این خانه را که می خریدیم پول لازم شده بودیم و دخترم پیشنهاد داد که «بابا نمی شه حقوق های معوقه تون رو از مجلس بگیرید؟» که علی قبول نکرد و گفت: «ما خیلی به این کشور بدهکاریم. من چیزی طلب ندارم.» این ها را کسی گفته بود که از اولین روزهای انقلاب لحظه ای را به آسایش نگذرانده و برای ایران دویده و زحمت کشیده بود. و در عوض بارها جفا دیده و تهمت شنیده و مورد حسادت قرار گرفته بود. فریده خانم می گفت: «بعد از اینکه در انتخابات رد صلاحیت شد، آدم های مختلف روزهای متمادی می آمدند و روی همین صندلی که شما نشسته اید می نشستند و ازش می خواستند که اعتراضی بکند. از خودش دفاع کند، چیزی بگوید، نامه سرگشاده ای، شکایتی...» همه حرف ها را با طمانینه می شنید و با احترام مهمانانش را بدرقه می کرد. در حالی که بهشان گفته بود: «ان شالله خودش درست می شود. من که نمی توانم برای نظام هزینه بتراشم.» ولی خوب بلد بود از نظام دفاع کند. شبیه گنده لات هایی که خوب رجز می خوانند و بلدند چه طوری جواب رجز حریف را بدهند که با خاک یکسان شود. اما کی باورش می شد که همین آدم پخته سیاسی در برابر بچه ها تا چه اندازه رقیق القلب بود که حتی در همان دوره ای که نباید خانه می آمد اگر چند هفته یکبار نوه هایش را نمی دید محزون و دلتنگ می شد. به همه بچه های فامیل محبت بیش از اندازه داشت و به بچه های خودش هم. با این حال پسرانش را هرگز در امور کاری اش دخالت نمی داد. مرتضا در نوجوانی صدای خوشی داشت و اذان قشنگی می داد. فریده می گفت: «هر چه رفقای علی اصرار کردند بیاید در صدا و سیما اذان بگوید که ضبط کنند قبول نکرد. آن زمان که رئیس صدا و سیما بود.» فریده می گفت: «علی در این چهل و اندی سال که از شهادت پدرم گذشته هم برایم پدر بوده و هم همسر و هم رفیق و هم استاد. طاقت ندارم ببینم یک مو از سرش کم شده.»
دیشب که خبر شهادت علی آقا را با این عبارت «علی لاریجانی تایید صلاحیت شد» خواندم، هیچ نگران خودش و حتی انقلاب نشدم. که خودش به حقش رسید و انقلاب هم گیر اشخاص نمی ماند.
اما خیلی به فریده خانم فکر کردم. به زنی که روزی پدرش مرتضی را شهید کردند و دیروز رفیق و استاد و همسرش، علی را که وقتی خانه نباشد انگار دست های فریده را بریده اند و حتی پسرش مرتضی را که صدای خوشی داشت و اذان قشنگی می گفت.
من مطمئنم یک آه این زن می تواند آمریکا و اسرائیل را از ریشه بخشکاند .
#ایراندخت
|روایت دختران ایران|
╔═ 🇮🇷🇮🇷═══°°°°°°══╗
@Irandokht_ravi 👈🏼
╚══════ 🇮🇷🇮🇷°°°°°═╝