💔یک عمر روزهدار شد مادری که
حکایت تشنگی پارهی تنش را شنید
جگر سوز تر از تشنگی،
جگر سوختهی "مادر شهید" است
یاد شهدا🌹🌹
🆔 @modafean 👈
📖 تقویم شیعه
☀️ امروز:
شمسی: جمعه - ۰۴ خرداد ۱۳۹۷
میلادی: Friday - 25 May 2018
قمری: الجمعة، 9 رمضان 1439
🌹 امروز متعلق است به:
🔸صاحب العصر و الزمان حضرت حجة بن الحسن العسكري عليهما السّلام
💠 اذکار روز:
- اَللّهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَعَجِّلْ فَرَجَهُمْ (100 مرتبه)
- یا ذاالجلال و الاکرام (1000 مرتبه)
- یا نور (256 مرتبه) برای عزیز شدن
❇️ وقایع مهم شیعه:
🔹امروز مناسبتی نداریم
📆 روزشمار:
▪️1 روز تا رحلت ام المومنین حضرت خدیجه علیها السلام
▪️6 روز تا ولادت امام حسن مجتبی علیه السلام
▪️9 روز تا اولین شب قدر
▪️10 روز تا ضربت خوردن امام علی علیه السلام
▪️11 روز تا دومین شب قدر
✅ با ما همراه شوید...
🔗🌺به جمع مابپیوندید👇🌺
http://eitaa.com/joinchat/187826187C2b11ee4954
🔸" حدیـــــثِ روز "....
قال أمیرالمؤمنین علے(علیہ السلام):
الصیام أجتناب المحارم،
ڪما یمتنع الرجل من الطعام و الشراب.
#روزه، پرهیز از حرامها است؛
همچنانڪہ شخص از خوردنے و نوشیدنے پرهیز مےڪند.
📚بحار الأنوار/ جلد ۹۳/صفحہ ۲۴۹
🌺به جمع مابپیوندید👇🌺
http://eitaa.com/joinchat/187826187C2b11ee4954
🔸ترس فرمانده عراقی
از یک بمب خطرناک
در عملیات بیتالمقدس در کمپ اسرا بودم. اسیری را دیدم که قد نسبتا بلندی داشت و لباسش نشان میداد، باید از فرماندهان باشد. متوجه شدیم فرمانده تیپ ۴۸ پیاده از لشکر۱۱ عراق است. از او پرسیدیم چطور شد شکست خوردید؟ یکی از بسیجیها را نشانم داد و گفت: این از یک بمب خطرناکتر است، این اصلاً از هیچ چیز نمیترسد.
✍ راوی : سرهنگ امجدی
از فرماندهان ارتش
روضہ هرموقع بخوانند
«به وقت» است اما
روضه هاے عطشت را
رمضان باید خواند
#به_فدای_لب_عطشان_حسین
🌺به جمع مابپیوندید👇🌺
http://eitaa.com/joinchat/187826187C2b11ee4954
مدافعان حــرم
💢شهید رسول خلیلی💢 🌺به جمع مابپیوندید👇🌺 http://eitaa.com/joinchat/187826187C2b11ee4954
💠شهید مدافع حرم محمد حسن(رسول) خلیلی
🌷سال دوم راهنمایی بود و ما در کرج زندگی می کردیم . قرارشد که مقام معظم رهبری برای دیدار با مردم کرج تشریف بیاورند . مردم همه جا را چراغانی کرده بودند. من به خانه آمدم و دیدم که رسول در خانه است . در حالی که نباید در آن ساعت از روز خانه می بود . علتش را از رسول پرسیدم . گفت : امروز معلمشان سر کلاس گفته بود : ما نمی دانیم این حکومت را چگونه باور کنیم ؟!!! از یک طرف می گویند اسراف گناه است و از طرفی هم شهر را چراغانی کرده اند !!! بروید ببینید در شهر چه خبر است ؟!!! حرفش که به اینجا می رسد رسول بلند می شود و می گوید : چراغانی که چیزی نیست ، جانمان را هم فدای آقا می کنیم . معلم هم عصبانی می شود و می گوید : خلیلی باز تو حرف زدی ؟! در این کلاس یا جای منه یا جای تو ! رسول هم از سر جایش بلند می شود ومی گوید : شما استادی و من به احترام شما می روم.
یادش با صلوات❤️
🌺به جمع مابپیوندید👇🌺
http://eitaa.com/joinchat/187826187C2b11ee4954
🌹 شهید ابراهیم هادی
🌼 عصر یک روز وقتی خواهر و شوهر خواهر ابراهیم به منزلشان آمده بودند هنوز دقایقی نگذشته بود که از داخل کوچه سر و صدایی شنیده می شد. ابراهیم سریع از پنجره طبقه ی دوم نگاه کرد و دید شخصی موتور شوهر خواهرشان را برداشته و در حال فرار است.
🌸 ابراهیم سریع به سمت درب خانه آمد و دنبال دزد دوید و هنوز چند قدمی نرفته بود که یکی از بچه محل ها لگدی به موتور زد و آقا دزده با موتور به زمین خورد. تکه آهنی که روی زمین بود دست دزد را برید و خون هم جاری شد.
🌟 ابراهیم به محض رسیدن نگاهی به چهره پر از ترس و دلهره دزد انداخت و بعد موتور را بلند کرد و گفت: سوار شو! همان لحظه دزد را به درمانگاه برد و دست دزد را پانسمان کرد.
🌺به جمع مابپیوندید👇🌺
http://eitaa.com/joinchat/187826187C2b11ee4954