یک دور تسبیح صلوات 🌱
به نیت ظهور آقا ......🕊
💞 ازدواج خوب و حقیقی یعنی بتوانید هر روز عاشق همین آدم شوید.
💞 عادیسازی خیلی زود در زندگی مشترک زناشویی اتفاق میافتد و این خصوصیت زندگی مشترک است، که نه مثبت است و نه منفی. منظور از عادیسازی این نیست که از چشم هم بیفتید یا دیگر همدیگر را دوست نداشته باشید بلکه به این معنی است که جذابیتهای جنسی، جذابیتهای خُلقی و... کمرنگ میشود و بهصورت کاملاً طبیعی و نرمال زن و شوهر کاملاً برای هم عادی میشوند.
❣ عادیسازی با کِسلسازی فرق میکند.
💕 عادیسازی با اینکه دیروز خیلی دوستش دارید ولی الآن اصلاً دوستش ندارید خیلی متفاوت است. عادیسازی در زندگی زناشویی یعنی یک روزی صد بودید و با همۀ اشتیاق دنبال یک حیاطخلوت یا اتاقخلوتی بودید که یک دلبری داشته باشید اما الان بعد از گذشت چند سال از زندگی مشترک ممکن است دیگر آن اشتیاق را نداشته باشید و عادی شده باشد.
💕 زندگی مشترک با روابط دوستدختر دوستپسری این روزها خیلی متفاوت است. اصلاً تأهل در همهجای دنیا با روابط موقتی، روابط پارتنری و روابط از این دست خیلی متفاوت است. خوشمزهترین غذا را هر روز به شما بدهند عادیسازی اتفاق میافتد.
برای اینکه این عادیسازی اتفاق نیفتد و ازدواج حقیقی را درک کنید، باید بتوانید هر روز عاشق همین آدم شوید و عاشق همین آدم شدن، آن هم هر روز، کار سختی است. بهانه میخواهد، مهارت میخواهد. باید دلتنگی ایجاد کنید.
#پس_از_ازدواج
@modafehh
توی غروب جمعه همه مون دعاش کنیم ..🌱
@modafehh
حواستونباشه
جوونیتونوحرومنکنین
وگرنهآقامونبایدبشینه
منتظرنسلبعدی:)💔
@modafehh
هر دردی درمانی دارد و هر زخم مرهمی...؛
اما امان از آن زخمی که انتظار باشد و مرهمش صبر...؛
خدا را شکر که مرهم صبوری بر زخم انتظار قالب آمد😊
انتظار به پایان رسید و شنبه 23 آبان 1394 همان روزی بود که خبر رسیدن و استقرار حمید و هم رزمانش به سوریه به همسرش رسید.
در ضمن👇
👈دلتنگ عشق که باشی...👉
رفتن به ته صفی که در اولش هستی ، چیز عجیبی نیست😊
#روزشمار_شهادت
#چله_ی_شهادت_داداش_حمید
#روز_سی_ام
🍃🍂🍁
@modafehh
سلام خسته نباشید.
اگه میشه توی کانال بزارید بحق حضرت زهرا (سلام الله علیها) و ان شاءالله به مدد مادر دعا کنند حقیر حاجتم روا بشه .
منم نذر میکنم ان شاءالله هزینه یک چادر برا ی شخص که نیازمند هست ...
و یک چادر هم برا یکی که تازه بخواد چادری بشه تهیه میکنم ....
#نذر_فرهنگی
#حاجت_روایی
#اعضا
@modafehh
#داستان_فرار_از_جهنم
- می خوای امریکایی باشی؟ .. آره این آمریکاست .. جایی که یا باید پول و قدرت و ثروت داشته باشی یا مثل
سیاستمدارها و امثال اونها توی سیستم خودت رو جا کنی ... یا اینکه درس بخونی و با تلاش زیاد، خودت رو
توی سیستم بهره کشی، بکشی بالا ... می خوای آمریکایی باشی باش ... اما یه آشغال به درد نخور نباش ...
این کشور ۳۰۰ میلیون نفر جمعیت داره ... فکر می کنی چند درصدشون اون بالان؟ ... فکر می کنی چند نفر از این پایین تونستن خودشون رو بکشن بالا؟ حتی اگر یه زندگی عادی و متوسط بخوای، باید واسش تلاش کنی .. مسلمون ها رو نمی دونم اما بقیه باید ۱۸ سالگی خونه رو ترک کنن و جدا زندگی کنن .... ۲ سال بیشتر وقت نداری ... بخوای درس بخونی یا بخوای بری سر کار ... واقعا فکر کردی می خوای چه کار کنی؟ .
و اون فقط گریه می کرد ....
بهش آرام بخش دادم ..... تمام شب رو خوابید اما خودم نتونستم ..... نشسته بودم و نگاهش می کردم .... زندگی مثل یه فیلم جلوی چشمم پخش می شد ... هیچ وقت، هیچ کسی دستش رو برای کمک به من بلند نکرده بود
فردا صبح، با روشن شدن آسمون رفتم ماشین رو آوردم ... جز چند تا خراش
جزئی سالم بود ... راه افتادیم ...
توی مسیر خیلی ساکت بود ... بالاخره سکوت رو شکست ..
- چرا این کار رو کردی؟ ..
زیر چشمی نگاهش کردم ....
ادامه دارد . . .
#داستان_فرار_از_جهنم
تمام اتفاقات زندگیم ... آيات قرآن ... بلند شدم و با عجله رفتم سراغ قرآن ... دوباره برش داشتم و شروع کردم
به خوندن ... از اول، این بار با دقت ....
شب شده بود ... بی وقفه تا شب فقط قرآن خونده بودم ... بدون آب، بدون غذا .. بستمش ... ولا شدم روی
تخت و قرآن رو گذاشتم روی سینه ام ... "ما دست شما رو می گیریم ... شما رو تنها نمی گذاریم ... هدایت رو به سوی شما می فرستیم . اما آیا چشمی برای دیدن و درک کردن نعمت های خدا هست.... آیا شما هدایت رو
ما
می پذیرید یا چشم هاتون رو به روی اونها می بندید ..."
تازه می تونستم خدا رو توی زندگیم ببینم ... اشک قطره قطره از چشم هام پایین می اومد ... من داشتم خدا رو
می دیدم ... نعمت ها ... و هدایتش رو ... برای اولین بار توی زندگیم خدا رو حس می کردم ...
نزدیک صبح رفتم جلوی در ... منتظر شدم ... بچه ها یکی یکی رفتن مدرسه ... مادرشون اونها رو بدرقه کرد و
برگشت داخل ... بعد از کلی دل دل کردن .... رفتم زنگ در رو زدم .... حاج آقا اومد دم در ... نگاهش سنگین بود
| دیلی
- احد حالش چطوره؟ ..
- كل دیروز توی اتاقش بود ... غذا هم نخورد ... امروز، صبح زود، رفت مدرسه ... از دیروز تا امروز فقط به
جمله حرف زد... موقع رفتن بهم گفت معذرت می خوام ....
- متاسفم ...
مکث کرد ... حس کردم زمان خوبی برای حرف زدن نیست... سرم رو پایین انداختم و خداحافظی کردم ..
ادامه دارد . . .
(حرم حضرت معصومه س نائب الزیاره همه تون بودیم)
#ارسالی_اعضا
@modafehh
🔰 از حضرت موسيبن جعفر (عليهالسلام) پرسيده شد [ که چه کنیم تا توفیق #نماز_شب پیدا کنیم؟] حضرت فرمودند: «اين از #اسرار ما اهلبيت است، قضاي نماز شب را به جا آورید». اگر بیداری و نماز شب نشد، #قضاي_نماز_شب، فریاد #شيطان را بلند می کند.
يک نفر مثلا قبل از ظهر، قضاي نماز شب فوت شده را به جا بياورد، شيطان دادش درميآيد ديگر دست برميدارد. بعد هم ذکر #استغفار اهميت دارد.
🌺 حجتالاسلام حاج شیخ جعفر ناصری
@modafehh
بیا؛ و در آمدنت تعجیل کن'
شیشهۍ عمرِ صبرمان شکستھ است !
-اۍموعود🌿.•
#شبتون_مهدوی
@modafehh